پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

برچسب: کربلا

اهمیت و لزوم یادگیری

معرفت پذیری و علم آموزی بسان نیاز نهفته بشر از آغازین روزهای پیدایش خلقت به عنوان اصل حیاتی و مترقی مطرح، و مورد تأیید اندیشمندان علوم مختلف بوده است. با نگاهی گذرا به قرآن ، روایات و احادیث نبوی و علوی نمونه‌های بسیاری از فرمایشات و تأکیدات پیشوایان دین را درباره اهمیت علم و یادگیری علوم مشاهده خواهیم کرد به عنوان نمونه امیر المومنین علی (ع) در حکمت شماره ۱۴۷ نهج البلاغه خطاب به کمیل بن زیاد می‌فرمایند: قلب‌ها بسان ظرف‌هایی هستنتد که بهترین آن‌ها، فراگیرترین آن‌هاست. در فرازی دیگر چنین بیان می‌نماید که علم و دانش بهتر از مال است زیرا علم و دانش نگهبان توست و مال را تو باید نگهبان باشی.امیر المومنین (ع)همچنین در حکمت شماره ۸۰ نهج البلاغه چنین می‌فرمایند: حکمت گمشده مؤمن است. حکمت را فراگیر هر چند از منافقان باشد.

بادقت وتاملی ژرف درکلام گهربارعلی بن ابیطالب(ع) به وضوح ارزش علم و یادگیری در شرایط مختلف به نمایش در می آید.

 یادگیری چیست؟

در این مجال به ارائه دو تعریف از یادگیری که توسط اندیشمندان مدیریت رفتارسازمانی بیان شده می‌پردازیم علمای مدیریت رفتار، یادگیری یا معرفت پذیری  را تغییر نسبتا پایدار در رفتار یا رفتار بالقوه که از تجربه مستقیم یا غیر مستقیم ناشی می‌شود، تعریف کرده‌اند که این تغییر، ماهیتی مستمر و پایدار دارد . در تعریف دیگری یادگیری به صورت فرایند تغییر منطقی در ساختار مغز است که از تجربه ناشی می‌شود و به طور دائمی موجب تغییر در سایر اندام‌ها برای تطبیق رفتارهای بعدی با تغییر ایجاد شده در مغزمی ‌شود. از تعریف فوق چنین نتیجه‌گیری می‌شود که عمل یادگیری ورزش مغز است و بدون یادگیری ،مغز پرورش نمی‌یابد و نتیجه بعدی این که یادگیری از طریق تجربه حاصل می‌شود که بدون بکارگیری عملی دانش ِ آموخته شده در حالات مختلف امکان پذیر نمی‌باشد.

برآیند تعاریف فوق لزوم تغییر مستمر و دایمی در فرآیند یادگیری را نشان می‌دهد. دانشمندان علوم رفتاری چنین بیان می کنند که که فراگرد تغییر ،دارای سه مرحله ۱ـ خروج از انجماد  ۲ـ تغییر رفتار ۳ـ تثبیت رفتار جدید است.در واقع هرکس که می خواهد چیزی یاد بگیرد در اولین مرحله باید از مرحله انجماد عبور کند. یعنی اندوخته های دانشی وتجربی قبلی  خودرا کنار بگذاردوبدون اصرار بر شیوه ها ،رویه ها وآموخته های پیشین، ذهن خود را برای فراگیری دانش ،تجربه یا رفتار جدید آماده کند.به بیان دیگر پیش از آنکه عادتی تغییر یابد، نخست باید عوامل تثبیت کننده وتقویت کننده آن سست گردد.نکته قابل ذکر بعدی  این است که تغییر در رفتار انسان شامل ۴مرحله می باشدکه عبارتنداز: ۱ـ تغییر در دانش  ۲ـ تغییر در نگرش  ۳ـ تغییر در رفتار فردی  ۴ـ تغییر در رفتار گروهی که به حسب مورد  درمقالات بعدی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

 

مداحی ؛ علم یا هنر؟

اما سؤالی که اینجا مطرح است این است که آیا فراگیری مداحی مستلزم تغییر در دانش فردی است که آغازین مرحله یادگیری است؟ یا شامل الهامات و اندوخته‌های ذهنی و تجربی می‌باشد؟ بهتر است سؤال را این‌طور مطرح نماییم که اصولا مداحی اهل بیت(ع) علم است یا هنر؟

آنچه واضح و مبرهن است این است که در جامعه کنونی،مداحی اهل بیت(ع) ، بدون پشتوانه قوی علم و دانش دوام و بقای چندانی نخواهد داشت و اگر مداح خود را به علوم مختلف و مرتبط مجهز ننماید از درک نیاز مخاطب امروزی عاجز خواهد ماند. در آن سوی قضیه اگر مداح هنر عرضه مطلوب مطالب مورد نظر، هنر درک حالات روانی مخاطب، هنر تحریک عواطف و احساسات مستمع و… را نداشته باشد نیز از ارائه جامع اندوخته‌هایش اعم از علمی و هنری بازخواهد ماند.

نتیجه‌گیری:

با تفاسیر فوق، ضروریست مداحی اهل بیت(ع) را با نگاهی دو سویه، ترکیبی از علم و هنر بدانیم. یقیناً نگاه یک جانبه صرفا علمی و صرفا هنری به این مقوله، ما را به بیراهه خواهد کشاند.

 

روشهای یادگیری :

۱-مشاهده :که گام نخست برای تجزیه وتحلیل داده های پردازش شده می باشد.

۲-بینش:دید،نگرش یا قضاوتی است که پس از تحلیل  در ذهن خودآگاه مشاهده گر به وجود می آید.

۳-دانش:عبارت از معانی ،اطلاعات و واقعیتهایی است که برای نتیجه گیری در دسترس است .

۴-استقرا:فرآیندی است که ذهن از یک سری مفاهیم جزیی به یک مفهوم کلی دست می یابد.

۵-قیاس:فرآیندی است که ذهن از یک مفهوم کلی به چند مفهوم جزیی می رسد.

 

روشهای یاد گیری  مداحی:

راه‌ها و شیوه‌های فراگیری مداحی را می‌توان در دو بخش حضوری یا مستقیم و غیرحضوری ویا غیر مستقیم بررسی کرد.

از شیوه‌های یادگیری حضوری می‌توان به:۱ـ استفاده از محضر اساتید فن  ۲ـ بهره گیری از کلاس‌های تخصصی   ( ادبیات،مقتل،شعر و آهنگ) ۳ـ حضور در محافل اهل بیت و تجربه اندوزی اشاره کرد. و از شیوه‌های یادگیری غیر حضوری می‌توان به یادگیری از طریق رسانه های دیداری و شنیداری و استفاده از سی‌دی‌ها و نرم افزارهای آموزشی نام برد.

در ادامه با استمداد از الطاف الهی، ضمن تبیین شیوه‌های فوق ،در سلسله نوشتارهایی به آ‌موزش برخی از اصول مداحی خواهیم پرداخت. انشاءا…

 

منابع ومآخذ:

۱-نهج البلاغه/امام علی (ع)؛ترجمه محمد دشتی –قم انتشارات الهادی ،۱۳۸۶

۲-مبانی سازمان ومدیریت/ رضاییان ،علی –تهران:انتشارات سمت ،۱۳۸۰

۳-مدیریت رفتار سازمانی/ رضاییان ،علی –تهران:انتشارات سمت ،۱۳۷۹

۴-مبانی فلسفی وتئوریهای رهبری ورفتار سازمانی /افجهء،سید علی اکبر- تهران:انتشارات سمت ،۱۳۸۰

 

 

به نام زینب کبری«س» سخن آغاز کن ای دل       به سوی کربلای واپسین پرواز کن ای دل
ز یارانی که جان دادند جا ماندی دلا ! بس کن       چه میخواهی از این تن، این بلای مبتلا؟ بس کن
تنی بر خاک و جانی برتر از افلاک داری تو      چه میجویی درین زندان، چکار خاک داری تو؟
به کام دشمنان تا کی دریغ یاد یارانت؟        به خون هر گه که خفته می برد با خود بهارانت
در این دیر کهن تا کی اسیر دشمنان بودن؟        گرفتار زن و فرزند و نان و خانمان بودن
برآر ای دل سری از سینه ، رقص بسمل است اینجا      ز خون مستمندان ، آرزو پا در گل است اینجا
اسیر مال و جاه دیگران تا کی؟ جنون گل کن       در باغ شهادت باز اگر شد، غرق خون گل کن
سگان دوزخند اینان که می لایند و می لافند       دلا! یاران تو سی مرغ سیمرغ اند و در قافند
جنون کن بار دیگر، عقل را بگذار و عاشق شو      شهادت مرگ عذرای تو خواهد بود، وامق شو
شفا را در شهادت جستجو کن، کربلایی شو        به قانون نوای بی نوایی، نینوایی شو
از آن جنگی که جانبازش جلیلی بود جا ماندی         ببین پیرانه سر ای دل کجا بودی، چرا ماندی؟
فریدون بود و قربان بود و یاران دگر بودند          تو از خود با خبر بودی و آنان بی خبر بودند
در این وحشت سرا آن به که از خود بی خبر باشی         خبر خواهد رسید از غیب اگر مرد خطر باشی
خطر، آری خطر ها بود، اما «بود» بادی شد         دریغایی و دردی ماند و یاری رفت و یادی شد
رها کن «بود» را، بادا مبادایی به جا مانده ست         چه خواهد شد؟ ببین امروز و فردایی تورا مانده ست
نشد پایی به جا ماند، سری جا ماند و سودایی       جهان بوده ست تا بوده ست امروزی و فردایی
اگر دیروز جا ماندی ز یاران، داری امروزی        برای سوختن داغی، برای ساختن سوزی
رها کن رفته را، فردا به جا مانده ست اگر مردی         سرت را نذر زینب «س» کن، مبادا زنده برگردی
از آن روزی که در شام بلا افکنده بارش را          فرا می خواند از هر سو سپاه سوگوارش را
از آن روزی که سر زد در شب خونبار عاشورا           به شام افتاده تا صبح قیامت کار عاشورا
نه تنها کرد عاشورا گل از چاک گریبانش           خبر از صبح رجعت می دهد شام غریبانش
نماند آنجا که دور از کربلا باشد به مهجوری                بسا دوری که نزدیکی ست، نزدیکی ست این دوری
مگو خورشید عاشورا چرا در شام جا دارد              غریبان را پیام از کل ارض کربلا دارد
میان کربلا و شام راهی هست، راهی شو              اگر خشکی ست آتش باش، اگر دریاست ماهی شو
گریبان چاک زد نطع قیامت کرد جانها را           به محمل زد سری در گردش آورد آسمانها را
به خون پیغام اگر بردم غریبان دمشقش را            به صبح کربلا خواهم رساندن شام عشقش را

یوسفعلی میرشکاک

شعری که آقا یوسف برای یکی از همایش های دکتر جلیلی آماده کرده بود و وقت نشد که بخواند.

ای تجلی صفات همه ی برترها              چه قَدَر سخت بوَد رفتن پیغمبرها
قد من خم شده تا خوش قد و بالا شده ای              پدری دردسرش نیست کم از مادرها
پسرم میروی اما پدری هم داری              نظری گاه بیانداز به پشت سرها
سر راهت پسرم تا در آن خیمه برو               شاید آرام بگیرند کمی خواهرها
مادرت نیست اگر مادر سقا هم نیست                  عمه ات هست به جای همه مادرها
حال که آب ندارند برای لب تو                            بهتر آنست که غارت شود انگشترها
چه کنم با تو و این ریخت و پاشی که شده               چه کنم با تو و با بردن این پیکرها
گیرم از یک طرفی نیز بلندت کردم             بر زمین باز بماند طرف دیگرها
آیه ات پخش شده آینه ات خرد شده              علی اکبر من شد علی اکبرها

میانبر

فروردین ۱۹

“من زار عبدالعظیم بری، کمن زار حسین بکربلا”

 

 

 

درب ورود

 

 

 

 

درب خروج

 

“من زار الحسین بکربلا کان کمن زار الله فی عرشه”