پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

دسته بندی: سیاست

نظام اسلامی بر سه پایه استوار است: رهبری (امامت و حکومت)، قانون (احکام اسلامی) و امت.

امت، یعنی عموم مردم مسلمان، تکیه گاه حکومت اسلامی و وسیله تحقق احکام اجتماعی اسلام هستند. «مردم » در نظام اسلامی اهمیت و حقوق زیادی دارند. حق مردم برحکومت از نظر فقهی و اخلاقی یکی از بزرگترین حقها شمرده می شود. به رهبران توصیه شده است که همیشه درمیان ملت و در خدمت آنان – خصوصا مستضعفین – باشند. زندگی خود را با سطح زندگی اکثر مردم تطبیق دهند. با تواضع و فروتنی با آنها برخورد کنند و گوشی شنوا برای شنیدن سخنان و انتقادهای آنان داشته باشند.

از سوی دیگر به مردم توصیه بلکه تکلیف شده است که همیشه در صحنه حضور داشته باشند و ناظر بر رفتار و کردار رهبران خود باشند. دخالت در امور به صورت امر به معروف و نهی از منکر یکی از وظایف آحاد مردم است. عدم حضور و عدم دخالت مردم در امور سیاسی و اجتماعی زمینه را برای ظهور استبداد وانحراف حاکمان فراهم می کند.

بنابراین اهمیت و نقش مردم در حکومت اسلامی چه از نظر دخالت در امور و چه از نظر مسؤولیت حکومت در برابر آنها بسیار مهم است.

اما آیا همه اینها به این معنی است که «اکثریت » همیشه ملاک شناسایی حق از باطل است؟ این سؤال مهمی است که باید جواب داده شود.

آن چنان که آیات قرآن بیان می فرماید و تجربه تاریخ هم آن را تایید می کند. متاسفانه اکثریت مردم همیشه در راه حق و طرفدار حقیقت نبوده اند. قرآن در موارد زیادی از اکثر مردم شکوه و شکایت می کند و آنها را به خاطر فرار از حق و مخالفت با انبیاء و اولیاء الهی مورد نکوهش و تقبیح قرار داده است. در سوره انعام (آیه ۱۱۶) می فرماید: (و ان تطع اکثر من فی الارض یضلوک عن سبیل الله) یعنی: اگر از اکثر مردم زمین پیروی کنی تو را از راه خدا گمراه می کنند… در سوره اعراف (آیه ۱۸۷) می فرماید: (ولکن اکثرالناس لا یعلمون) یعنی: اکثر مردم نمی دانند و درجای دیگر می فرماید:(ولکن اکثرالناس لایشکرون) یعنی: اکثر مردم شکر نمی کنند. همچنین تعبیرهایی چون: (اکثرالناس لایؤمنون)(هود،۱۷)، (فابی اکثرالناس الاکفورا) (اسراء،۸۹)(و لقد ضل قبلهم اکثر الاولین) (صافات، ۷۱);… تنها جمله (اکثرالناس لایعلمون) (اکثر مردم نمی دانند.) در قرآن حدود یازده بار تکرار شده است. (و اگر (اکثرهم لایعلمون) هم در نظر بگیرید به دهها مورد می رسد.)

علاوه بر آیات قرآن روایات زیادی نیز همین نکته را گوشزد کرده است، تا آنجا که علامه مجلسی بابی را در کتاب پرارج «بحارالانوار» به این عنوان (قله عدد المؤمنین) اختصاص داده است.

سرگذشت قوم نوح، ابراهیم و بسیاری دیگر از پیامبران و عدم ایمان مردم زمان آنها نمونه های عینی این واقعیت تلخ هستند که (وما آمن معه الاقلیل) (جز عده کمی ایمان نیاوردند.)

حتی به گفته قرآن و شهادت تاریخ آنان که به پیامبران ایمان آوردند در بسیاری از موارد دچار این آفت شدند و اکثریت آنان از سیره و روش پیامبر خود پیروی نکردند و در ادامه راه دچار ضعف و دگرگونی در عقیده و عمل شدند، قرآن در مورد قوم موسی بعد از ایمان آوردن آنها و از زبان آنان می فرماید: (اجعل لنا الها کما لهم آلهه) (اعراف، ۱۳۸) یعنی: برای ماهم خدایی مانند خدای آنها (بت) قرارده. در جای دیگر درباره اصحاب طالوت می فرماید: اکثر آنها از نهری که نهی شده بودند، نوشیدند.(بقره،۲۴۹)

امت اسلام هم که امت برتر است، نیز متاسفانه بعد از رحلت پیامبر(ص) دچار اکثریت و اقلیت شد و اهل حق که اهل بیت علیهم السلام و یاران آنها بودند در محاصره اکثریت مخالف یا ساکت قرار گرفتند. درمیان روایاتی که علامه مجلسی در بحارالانوار در باب مزبور آورده، احادیثی است که ائمه – علیهم اسلام – از اقلیت شیعیان واقعی در میان جماعت شیعه خبر داده اند. حتی امیرالمؤمنین(ع) نتوانستند همه اهداف و برنامه های خود را در زمان خلافت خویش و به خاطر مقاومت مردم اجرا کنند و در روایتی در روضه کافی (حدیث ۲۱)باسند صحیح خود آن حضرت از این موارد سخن گفته است. امام راحل قدس سره، هم با همه حمایت و پشتیبانی که از ناحیه ملت داشت همه آنچه را در نظر داشت از احکام اسلام به خاطر موانع اجتماعی موفق به اجراء آن نگردید.

باوجود این همه آیات و روایات و با وجود قضاوت قرآن و معصومین(ع) درباره (اکثرالناس) آیا می توان نظر اکثر مردم را به طور مطلق حجت و دلیل دانست و آن را معیار شناسایی حق قلمداد کرد؟! روشن است که جواب منفی است.

این یکی از تفاوتهای مهمی است که نظام اسلامی را از نظام دموکراسی و جامعه مدنی(غربی) جدا می کند. مفسر بزرگ قرآن، علامه طباطبایی، در تفسیر پرارج خود ذیل آیه آخر سوره آل عمران، مباحث بسیار ارزنده ای را در این زمینه مطرح کرده اند. ایشان می فرماید: «ملل غرب مسیحی برای اینکه انجیل آنها حکمی و دستوری از حلال و حرام ندارد، پایه تمدن خود را بر اراده و خواست اکثر گذاشتند که هرچه آنها خواستند، حکم مشروع و قانونی نیز همان است تا آنجا که انتحار (خودکشی) از کارهای مشروع آنهاست.» مرحوم علامه تاکید می کند که آنچه از آنها می بینی جهش صنعتی است نه تمدن اخلاقی و دینی.

از اینجا روشن می شود آنچه در پاره ای سخنرانی ها و مقاله ها، در مطبوعات، دیده می شود که هدف انقلاب را برقراری «دموکراسی » معرفی می کنند. چقدر از راه حق دور افتاده اند و دانسته یا ندانسته انقلاب و نظام را به بیراهه و انحراف می کشانند و یا کسانی که جامعه مدنی را با رنگ و لعاب غربی ترویج می کنند. نظام دموکراسی و جامعه مدنی غربی یک نظام «خنثی » و موکول به خواست اکثریت است، در حالی که نظام اسلامی، نظامی هدایت شده و دارای مرزهای مشخص است. به عبارت دیگر: دموکراسی، نظامی زمینی و خاکی اما نظام اسلامی از نظر چارچوب و معیارهای نظامی الهی و آسمانی است.

شعار شیعه بر خلاف اهل سنت، در طول تاریخ این بوده است که «اجماع » (اتفاق همگانی) به خودی خود حجت نیست. بلکه باید در برگیرنده تایید معصوم باشد؟ آیا اصالت دادن به «دموکراسی » (اجماع) و نظر (اکثرالناس) از نوع غربی که برخی در داخل آن را ترویج می کنند به معنی تسلیم شدن در برابر نظریه ای که ائمه علیهم السلام و شیعه یک تاریخ با آن مبارزه کرده اند، نیست؟!

در منطق امیرالمؤمنین(ع) «حق » را از طریق «اکثریت » شناختن، سطحی نگری و به تعبیر آن حضرت «نگاه به پایین » است، بلکه باید ابتدا «حق » را شناخت سپس اهل حق را تشخیص داد که به تعبیر آن حضرت «نگاه به بالا» است. حضرت مطلب فوق را در جواب فردی که در اثر کثرت مخالفان امیرالمؤمنین(ع) دچار شک و تردید شده بود فرمود.

دخالت و نظارت مردم در امور سیاسی در اسلام امری لازم و ضروری و ضامن سلامت نظام اسلامی است ولی تفاوتهای اساسی با دموکراسی غربی دارد.

به موازاتی که قرآن و روایات از اکثریت منحرف نکوهش کرده است، از اقلیت طرفدار حق ستایش و تمجید کرده و از آنان خواسته است که هرگز به خاطر«کمی افراد» دچار ضعف و تردید نشوند و از امواج اکثریت هراسی به دل راه ندهند بلکه استوار و پرتلاش از «حق » دفاع کنند. اصولا استقامت و پایداری در چنین شرایطی، نشانه «قوت ایمان » و اصالت اعتقاد است. معمولا آنان که ایمان و معرفت عمیقی ندارند از کثرت مخالفان دچار شک و تردید و هراس می شوند و یا جو غالب آنها را دگرگون می کند و سیلاب اکثریت آنها را با خود می برد. حضرت علی(ع) می فرماید: (لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقله اهله)، یعنی: از پیمودن راه هدایت به دلیل کمی اهل آن دچار وحشت نشوید.

مطالب یاد شده به معنی نفی حضور و دخالت مردم نیست. نقش داشتن مردم در مسایل اجتماعی نه تنها جایز بلکه واجب است. آیه (وشاورهم فی الامر) هم اهمیت نظر مشورتی مردم را بیان می کند.

همچنین در فقه برخی موضوعات چون: عدالت، نسب، امارت و… به وسیله «شهرت »، یعنی مشهور بودن پیش عموم مردم ثابت می شود که چون یک مساله فنی و اجتهادی است به محل خود موکول می شود. (۱) روایات (علیکم بالسواد الاعظم) (۲) (و ید الله مع الجماعه) (۳) را هم باید با توجه به مطالب قبلی توجیه و تاویل کرد و اگر به گونه ای تفسیر شود که با مطالب و روایات قبلی متعارض شود ترجیح با روایات دسته اول است. زیرا اولا، روایات دسته اول از نظر سند و مضمون قوی تر و مشهورتر و از اعتبار بیشتری برخوردار است. و روایات دسته دوم، بعضی مرسل و برخی ضعیف السند است.

ثانیا، روایات دسته اول موافق قرآن است.

ثالثا، مخالف عامه است. در سنن ابن ماجه از اهل سنت (حدیث شماره ۳۹۴۰) آمده است: (ان امتی لا تجتمع علی ضلاله فاذا رایتم اختلافا فعلیکم بالسواد الاعظم)یعنی: امت من بر گمراهی اتفاق نمی کنند. پس اگر اختلافی دیدید بر شما باد به عموم و اکثر مردم.

خداوند ملت و مسؤولان جمهوری اسلامی را در راه تحقق بخشیدن به اسلام ناب محمدی ثابت قدم بدارد و از لغزشها و وسوسه های فرهنگی دشمنان محفوظ بدارد و ان شاء الله انقلاب ما را به انقلاب حضرت حجت (عج) متصل فرماید.

پی نوشتها:

۱ – برخی فقهاء شهرت را در موضوعاتی چون: ثبوت هلال، عدالت، نسبت، نصب قاضی و… حجت می دانند، البته بسیاری از آنها قید کرده اند که باید شهرت موجب «یقین » شود. (که در این صورت یقین حجت است.)

همچنین برخی، شهرت فتوایی بین فقهاء را موجب جبران ضعف سند می دانند و یا شهرت روایی (یا فتوایی یا هردو) را موجب ترجیح دو حدیث متعارض شمرده اند.

۲ – علامه مجلسی در توضیح این حدیث می فرماید: «ای جمله الناس و معظمهم الذین یجتمعون علی… سلوک المنهج المستقیم.» احتمال دیگر این است که مراد از این روایت، قضیه خارجیه باشد، یعنی اکثر آن زمان، شاهد این مطلب روایت دیگری از امیرالمؤمنین(ع) است (روایت مذکور هم از آن حضرت است.) که در مقابل مخالفان و با اشاره به طرفداران خود می فرماید: «علیکم بهذاالسواد الاعظم »، یعنی، بر شما باد به پیروی از اکثریت موجود و حاضر (یعنی طرفداران خود).

۳ – یکی از معانی احتمالی روایت این است که: در طریق حق دچار تفرقه نشوید. یعنی آنان که طریق حق برگزیده اند، نباید به خاطر مسائل جزئی و شخصی وحدت خود را از دست بدهند. لذا در روایت دیگر آمده است: «ولاتفرقوا فان البرکه مع الجماعه ».

خمینیسم

اردیبهشت ۲۱

 

ما پای آرمان های انقلاب اسلامی ایستاده ایم
نه ماستمالی جمهوری اسلامی
ما پای حفظ میراث امام ایستاده ایم نه مرزهای کشور ایران
ما پای خونبهای شهدا ایستاده ایم ، نه منافع ملی
آرمان ما ایدولوژی مترقی شیعه است ، نه دکترین مدیریتی جمهوری اسلامی
……… ه

حال اگر حفظ نظام اسلامی پله ای از آرمانهای انقلاب اسلامی است ، حفاظت از مرزهای ایران مقدمه ای برای عمل به وصایای امام است ، منافع ملی بخشی از بهای خون شهداست ، دکترین مدیریتی ج ا ابزاری برای هدف والای ایدولوژی مترقی شیعه است
در این راه با قوت پیش می رویم ، اندیشه خمینی را حفظ که هیچ ، صادر میکنیم ، آرمان خامنه ای را به قله میرسانیم ، با خمینی یا بی حضورش ، با خامنه ای یا زبانم لال بی حضورش ،
ما منطق جمیعت قلیلمان را آنقدر فریاد میزنیم تا یا نفوذ کند ، یا بدست آنکه منافعش از منطق ما در خطر است ،کشته شویم
ما مطلقا اهل مصالحه و زندگی صلح آمیز در کنار کفار نیستیم
و در این راه یا از سرهای دشمن کوه میسازیم یا از سرهایمان کوه میسازند
ما جنگجو زاده ایم ، حیات و مماتمان همواره احساس خطر برای دشمن است ، و دلگرمی برای هم کیشان
داعش یا صدام یا برادرانشان در تهران
فرقی نمیکند . آنها هم اگر عده ایشان به دنبال برد برد هستند ، جهانشان محدود به خاک است ، ننگ به دوست و دشمن دنیاطلب ، عشق است دشمنی با دشمن معتقد و استوار ، گلی به گوشه جمال اسراییلی ها که تا تماممان نکنند آرام نمیگیرند ، نه مثل شیعه نماهای صلح آمیز و بیخطر که منتهی الآمالشان رای و ثبات قدرت حزبی و هزار تخم دیگر شیطان است
میخواهد اصولگرا باشد یا اصلاحطلب ، تحصیل کرده امام صادق باشد یا هاروارد
افراطی که اهل تفریط به کسی نسبت دهند ، افتخار است! عین اعتدال است
…………….پ
میلاد آقای خوبمان ، سلطان افراطیگری تشیع ، انتهای محاسبات غیر منطقی و ضد چرتکه ای ، عزیز دردانه ی خدا ، حسین بن علی ، مبارک دلهایتان باشد
…………….ع.ن
عکس تقریبا تزئینی است
……………ه
مسافر عزیزی داریم ، دعای خیرتان بدرقه ی راهش کنید ، بسلامت و موفقیت بازگردد

طی چند روزی که از اعزام مهدی هاشمی رفسنجانی به اوین می گذرد شاهد حجم وسیعی از مظلوم نمایی ها و تمجید ها از عملکرد صبورانه و متین خانواده ی هاشمی بوده ایم.
تا جایی که گستره ی این تمجید ها به یکی از پایگاه های مشهور خبری اصولگرا نیز رسید و سایت الف روز چهارشنبه در مطلبی با عنوان “موضع هاشمی درباره مهدی” به تشریح عملکرد آیت الله و صبر مثال زدنی وی!! پرداخت. بدیهی است که جناب آقای هاشمی در محافل خصوصی مواضعی علیه این حکم داشته اما انتظار دیدن موضعی رسمی علیه حکم از سیاستمدار باسابقه ای همچون ایشان ، بسیار کودکانه است.

هرچند که مواضع رسمی خانواده و مرتبطین درواقع پوسته ی بیرونی موضع آیت الله است ، لکن ما برای بررسی موضع ایشان به تنها خروجی رسمی یعنی فیلم وداع آیت الله با فرزندش مراجعه میکنیم.

آقای هاشمی در این فیلم با پسرش همچون قهرمان رفتار می کند. قهرمانی که به ظلم گرفتار شده و ناچار به تسلیم مصلحتی است!
ایشان در این فیلم به مهدی میگوید: « من به روشنی می‌بینم که ان‌شاءا… به‌زودی سالم و با‌نشاط بیرون می‌آیید و وارد جامعه می‌شوید برای خدمت! و خداوند اجر زحمات طولانی‌ات را فراموش نخواهد کرد. جامعه هم بحمدالله تاکنون متوجه شده و بیشتر متوجه خواهد شد. خدانگهدار.»

البته بدیهی است که هیچ پدری در لحظه وداع با فرزندش شادمان نیست، اما نه هاشمی یک پدر معمولی است، نه مهدی یک مجرم معمولی.
و
مشخصا این فیلم یک فیلم تصادفی و اتفاقی نیست و نحوه انتشار آن همانند لو رفتن فیلم های شخصی!
این فیلم بنوعی کارگردانی شده است. سناریویی با شخصیت ها و لوکیشن و دیالوگهای طراحی شده.
-پدری با ظاهری ساده و پریشان
-پسری آرام و ثابت قدم که ناگفته تداعی گر اختیار وی در تسلیم خویش است
-لوکیشن فضایی ساده و صمیمی که هیچ ارتباطی با دانسته های مردم از زندگی اشرافی این خانواده ندارد

-دیالوگی حاوی نکات زیر:

۱-این دیالوگ نشان می دهد آیت الله حکم را قبول ندارد. قبول داشتن و نداشتن وی فی نفسه مهم نیست. البته از منظر قضایی.‎
اما از منظر سیاسی-اجتماعی مهم است.‎
چرا که وقتی نخبگان جامعه با قانون بصورت گزینشی برخورد کنند -نوءمن ببعض و نکفر ببعض- از مردم نمی توان انتظار قانون گرایی داشت.

۲-مدعی است جامعه نیز حکم را قبول ندارد. جامعه ای که از عوام و نخبگان آن مدام عدالتخواهی مساوات شنیده می شود. جامعه ای که از نظام آقایی و آقازادگی بیزار است. چگونه می شود که از حکم معروفترین آقازاده ه مختلس ، ناراضی باشد؟ که اگر نارضایتی ای هست از ناچیز بودن حکم درقبال عنوان جرم است! و البته چنین جمعبندی از ایشان بسیار بعید است. به نظر می رسد آیت الله باید در منابع جمع آوری و نظرسنجی های اجتماعی خود تجدید نظر کنند. گویا عده ای نمیخواهند ایشان با واعیت روبرو شوند
امروز اگر جامعه سوالی داشته باشد این است که آیا با آقازاده حاج آقا مثل یک زندانی عادی برخورد می شود. آیا کنایه حاج آقا برای آزاد شدن زودهنگام مهدی نشان از اعمال فشار در پرونده ندارد؟

۳-مدعی است مهدی نه تنها مجرم نیست بلکه زحماتی طولانی داشته و خداوند برخلاف دادگاه به این زحمات واقف است.آیا منظور آیت الله از زحمات طولانی فرزندش ، تحمیل بدهی چند میلیارد دلاری برای کشور یا تشدید تحریم ها یا اخذ رشوه در ازای فشار به وزارت نفت وقت است؟ یا شاید حاج آقا هزینه شدن شهریه جوانان مردم در دانشگاه آزاد برای رقابت انتخاباتی را خدمت آقا مهدی توصیف می کند

۴-مدعی است مجرم بودن در جمهوری اسلامی و به زندان رفتن باعث محبوبیت می شود. همان ادعایی که صریح ترش را عفت مرعشی مادر مهدی ، عنوان کرد و گفت “انقلاب از اوین شروع می شود!”
با فرض هدف بودن کسب محبوبیت ولو از هر طیفی ، ایجاد محببیت در بین انسانها. نیازمند همدردی و مبارزه دوشادوش با آنهاست. چه مردم انقلابی ، و چه ضدانقلاب ! و فرزند گرامی ایشان اولا حیاتی کاملا جدا و مجزای از مردم دارد به مانند باقی اعضای خاندان و هیچ بویی از دردهای رایج جامعه نبرده، ثانیا عنوان جرمی ایشان ابدا امنیتی و سیاسی نیست که در میان طیفی ایجاد محبوبیت کند. هیچ احدی در این کشور طرفدار مختلس و اخاز و رشوه گیر نیست . چه انقلابی چه ضدانقلاب چه خاکستری

………….
البته بی اعتنایی آیت الله به قانون امری باسابقه است که حملات وی به انواع نهادهای حکومتی از شورای نگهبان و قوه قضاییه و ستاد انتخابات تا زیر سوال بردن انواع مراحل قانونی و سازو کارهای پیش بینی شده در قانون اساسی ، فقط بخشی از آنهاست. بدیهی است پرداختن به موضوع “نسبت آیت الله با قانونمداری” خود مجالی جداگانه میطلبد که طی روز های آینده ارایه خواهد شد.

 

…………………………….

این مطلب امروز در صفحه تاملات روزنامه وطن امروز عرضه شد

Capture1

 

File:Timeline of Iran map.gif

بسم الله الرحمن الرحیم

یمنی ها، شیعه یا الحوثی؟!

در حوزه های علمیه ایشان، از روایات امام باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) بسیاراستفاده می شود. در کنار نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، کتاب اربعین حدیث امام خمینی(ره) نیز تدریس می شود. آن‌ها مراسم عید غدیر و عاشورا را باشکوه برگزار می کنند.

اساساً یمنی ها اسلام خود را مدیون حضرت علی(ع) می دانند، چون نخستین بار پیامبراعظم(ص)، حضرت علی(ع) و چند نفر دیگر از صحابه را برای تبلیغ اسلام به یمن فرستادند. نکته جالب توجه اینکه از جمعیت ۲۰ ملیونی یمن حدود ۵ ملیون از سادات و ذریه پیامبر بوده که ۹۰% آنها سادات حسنی و بقیه سادات حسینی اند.

اعتقاد مردم یمن (خصوصاً شیعیان زیدی) به ظهور منجی امام مهدی(عج) نیز بسیار قوی است به طوری که در ۵ سال اخیر، کتاب عصر ظهور شیخ علی کورانی، از پرفروش‌ترین کتاب‌ها در کشور یمن بوده است.

موقعیت راهبردی یمن

یمن دارای موقعیت سوق‌الجیشی بالایی است و حاصلخیزترین کشورهای شبه جزیره می‌باشد. این کشور با تسلط بر تنگه «باب‌المندب» قادر است دریای سرخ را به کنترل درآورد و با استفاده از جزیره استراتژیک «بریم» می‌تواند این تنگه مهم را ببندد و از آنجایی که بلندترین جزیره- زقر- را در منطقه در اختیار دارد می‌تواند فعالیت‌های دریایی در منطقه خلیج عدن و دریای سرخ را به کنترل خود درآورد. یمن پرجمعیت‌ترین کشور شبه جزیره عربستان می‌باشد و در حال حاضر پرجمعیت‌ترین ارتش منطقه را در اختیار دارد و می‌تواند در صورت نیاز تعداد نظامیان خود را بسرعت به حدود سه میلیون نفر برساند. وضعیت سوق‌الجیشی ، طبیعی و انسانی یمن سبب شده است که کشورهای استعمارگر غرب و کشور عربستان سعودی به این کشور همواره چشم طمع داشته باشند.

 

ترکیب قومی و مذهبی در یمن

ترکیب جمعیتی یمن بدین گونه است که بین ۴۵ تا ۵۵ درصد دارای مذهب زیدی‌اند، حدود ۳۰ درصد شافعی، حدود ۱۰ درصد حنبلی، حدود ۶ درصد شیعه، نیم درصد مسیحی و یهودی و ۳ درصد را مذاهب دیگرتشکیل می‌دهند. شافعی‌ها مناسبات بسیار خوبی با زیدیها و شیعیان دارند اما این سه با حنبلی‌ها دارای اصطکاک‌هایی می باشند زیدی‌ها ازنظر مذهبی حد وسط شیعه و سنی به حساب می‌آیند. پاره‌ای از اعمال عبادی وفقهی آنان به شیعیان و قسمتی به سنی ها شبیه است که البته طی دهه های اخیر و پس از پیروزی انقلاب اسلامی و پیروزی های حزب الله لبنان، گرایش شدیدی به تشیع دوازده امامی پیدا کرده اند و هم اکنون بسیاری از رهبران انصارالله، شیعه اثنی عشری هستند.

«رحیمی‌ها» از کجا می‌آیند؟

در روزهای اخیر شاهد پروپاگاندای وسیع جریان تندرو اصلاحات مبنی بر کشف فساد از اصولگرایان بودیم که مربوط به صدور حکم مجرمیت معاون اول دولت سابق توسط قوه محترم قضاییه بود.

در این باره چند نکته را لازم میدانم متذکر شوم:
۱: همانطور که برخی دوستان پیشتر گفته اند، جناب رحیمی قبل از آنی که معاون اول دولت احمدی نژاد باشد، استاندار دولت هاشمی و مجیزگوی دولت اصلاحات و حتی پیش از انقلاب دادستان قروه بوده ! و آنچنان که میدانید ارادت وی به جریانات مختلف او را آماده ی قربانی کردن انسان جلوی پای هاشمی یا دست بردن در انتخابات ۷۶ یا صدور حکم پیامبری برای احمدی نژاد، کرده است.

۲: اساسا به افرادی از قبیل رحیمی ها و جزایری ها نمی‌توان برچسب حزب یا جریان خاصی زد. این افراد سودجویان فرصت طلبی هستند که به مناسبت و منافع ، زیر پرچم های مختلف می روند و در این میان واهمه ای از تغییر رنگ ندارند. لذا به جای اصولگرا، فصولگرا نامیدن آنها بهترین توجیه جریانی برای آنان است. و عبور وی از احمدی نژاد پس از صدور حکمش ، موید این کلام نگارنده است. لذا ما از جریان اصلاح طلبان که داعیه‌ی علم و اخلاق دارند ، انتظار چنان خطای اولا ناشیانه و ثانیا به دور از اخلاقی را نداشتیم.

۳: بر کسی پوشیده نیست که محکومیت رحیمی حاصل زحمات و پافشاری های جریان اصولگراست.
آنچنان که اولین مخالفت ها با ورود وی به دولت سابق از سوی اصولگرایان مطرح شد و سیل انتقادات منجر به موضع گیری و اختلاف آقای احمدی نژاد با بدنه جریان اصولگرا گشت. فراموشی تعمدی این نکته جز بی اخلاقی ریشه دیگری میتواند داشته باشد؟

۴: قوه محترم قضاییه به دلیل پاسداری راسخ از مصالح نظام و اجرای احکام شارع مقدس مستحق تقدیر است. لکن توقع جریان انقلابی و امت حزب الله از این قوه مطابق کلام رهبری یعنی برخورد قاطع با فساد در هر سطحی و بدون هیچ ملاحظه ای است، از این حیث تاخیر در صدور حکم آقای رحیمی مورد انتقاد دلسوزان آن قوه محترم است. دستگیری رحیمی در حالی که معاون اول رییس جمهور بود، هم برای اعتماد مردم به دستگاه قضا و البته نظام اسلامی بهتر بود ، هم در ریشه کن شدن فساد از مناصب دولتی موثر تر!

۵: سخنی دلسوزانه با دولت محترم: از زمان روی کار آمدن دولت تدبیر و امید شاهد اظهارنظرهایی در سطوح مختلف دولت مبنی بر وجود فساد و وعده مبارزه با فساد، هستیم . آیا به واقع مبارزه با فساد نیازمند اقدامات تبلیغاتی این چنینی است؟ جناب آقایان دولت بدانند، در این مسیری که آنها بیل میزنند. احمدی نژاد زمانی بولدوزر میراند! لذا من جرب المجرب حلت به الندامه. جریان انقلابی همواره طرفدار و پشتیبان مبارزه با فساد بوده و هست. اما آیا اظهار نظرهای غیر مستند و سیاه نمایی های بی تدبیرانه و ناامید کننده از سوی دولت تدبیر و امید حاصلی جز بهره برداری دشمن دارد؟ با جستجویی ساده و سطحی در رسانه های بی گانه پس از هر وعده ی مبارزه با فساد میتوانید به این سوال پاسخ دهید. ایراد اتهام از هرگوشه‌ای از نظام به گوشه دیگر، جز دلسرد کردن مردم از این نهضت و انقلاب، دستاورد دیگری ندارد. خواهشا بیشتر به فکر میراث روح الله باشید.

۶: حتما طی دوسال اخیر و در هر مناسبت و بهانه ای، با موج عظیم قرارگاه رسانه ای و سایبری دشمن مبنی بر دستور رهبر انقلاب به عدم پیگیری و کش دادن پرونده ی فساد سه هزار میلیاردی ، برخورد داشته اید.

مرور سخنان رهبر فرزانه انقلاب در این رابطه خالی از لطف نیست:
جنجال و هیاهو تا یک مقدارى براى آگاهى‌ها لازم است؛ دیگر همین طور هى ادامه دادن – بخصوص که اگر بعضى‌ها هم بخواهند در این بین استفاده‌هاى دیگرى از این مسائل بکنند _ هیچ مصلحت نیست. باید مراقبت بشود. البته مسئولین دنبال کنند. مردم هم بدانند که این چیزها دنبال میشود و متوقف نمیشود و ان‌شاءالله به توفیق الهى دست هاى خائن قطع خواهد شد.

مسئولین قضائى هم که بحمدالله حالا دنبال این مسئله را با جدیت گرفته‌اند، اطلاع‌رسانى کنند و در موارد خود به مردم اطلاع بدهند؛ مردم هم بدانند که دارد کار پیش میرود. و به بدکاره و خرابکار و مفسد هم نباید ترحم کنند.

…………….

این مطلب در فارس   جهان   افکار      

به نام نامی الله
ما معتقد به قصاصیم.  همان اصل عصر حجری
همان که ناقض حقوق بشر مدرن است
آری!  ما به پشتوانه ایدولوژی شیعه حکومت راه انداخته ایم
با کم و کاستی هایش.  که به خودمان مربوط است
و اعتقادمان این است که جز با قوانین خدا.  نظم حاکم نمیشود
ما قصاص میکنیم متجاوز را.  چشم در مقابل چشم.  دست در مقابل دست
دنیا هم مسخره مان کند.  ذره ای خدشه ای وارد نمیکند
اما همین قصاص که صدای بشر مدرن را در آورده.  کارکردش فقط درون مرزهای بلاد اسلامی است
ما فقط شهروند متجاوز را قصاص میکنیم
اساسا در مورد دشمن اعتقادی به قصاص نداریم
چشم؟  در مقابلش کلی چشم  همه چشمان صهیونیست ها فدای یک چشم جهاد
اصلا هفده که عدد رندی نیست.  حزب الله هم که بیانیه ی شماره یک داده
بشمارید بیانیه ها را و چشم ها را… اما
سپاه که بیانیه نداده.  داده؟
الله دادی؟ الله گرفتی! خدا داده بود به مادرش.  امانت داری کرد و پس داد
حالا خون بهای یک سردار.  چند ژنرال و افسر و باقی انواع سگهای اسراییلی بیارزد خوب است؟
آری. در فقه شیعه..احکام انتقام و قصاص فرق میکند
کلی چشم در مقابل چشم
خیلی دست در مقابل دست

بسم هو
سید است
میشناسیدش
میشناسیمش
میشناسمش
به وعدالصادق مشهور است
نه در ضاحیه
نه بیروت و جنوب
نه لبنان
نه تشیع
نه جهان عرب
او به خوش قولی معروف است در بین مردم اسراییل
میان شهرک نشینها
در کوچه پسکوچه های حیفا
بر سر زبان های اهل تل آویو
مشهور است به خوش قولی
که هر بار گفته میزنم.. زده! بد هم زده
حال گفته است
پناهگاه هایتان را آماده کنید
#جهزوا_ملاجئکم
طوفان در راه است
من که ساکم را بسته ام.. یا علی مدد

با کمال احترام و ارادت خدمت نابغه ی جنگ شهید حسن باقری و سردار دلیر مقاومت شهید عماد مغنیه
شهید محبوبم را معرفی میکنم: دیده بان مظلوم انقلاب
ماه و محل تولدش و تبارش که محشر است
شهید دکترسید حسن آیت سوم تیر هزاروسیصدوهفده نجف آباد اصفهان
از کودکی تفاوتش با همسن و سالان بارز و مشهود است
و از خردسالی پیگیر اخبار و روزنامه هاست
تحصیلات عالیهٔ خود را در رشته‌های علوم اجتماعی، حقوق، ادبیات، جامعه‌شناسی و روزنامه‌نگاری در تهران به اتمام رساند و همزمان با تحصیل در دانشگاه دروس حوزوی را تا سطح اجتهاد فرا گرفت و به زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسوی نیز تسلط پیدا کرد
بشدت جریان ساز و دارای فهم امنیتی و تشکیلاتی است
مثلا شهید کلاهدوز با آن عظمتش منبع آیت است در ارتش
همان دوازده بهمن پنجاه و هفت پای هواپیمای امام وقتی بنی صدر و قطب زاده را در حال همراهی امام میبیند به بنی صدر میگوید تو برای رییس جمهوری آمدی و به قطب زاده میگوید تو جاسوسی. و خب طبق معمول عده ای تعجب میکنند و عده ای میخندند و عده ای میگویند هیسسسس الان وقتش نیستimage
خب بنی صدر که فرار کرد یک هفته پیش از شهادت آیت
و قطب زاده که اعدام شد چند ماه پس از شهادت آیت

عضو هیات رئیسه و دبیر مجلس خبرگان قانون اساسی یا همان موسسان قانون اساسی است وی را وارد کننده اصل ولایت فقیه در قانون اساسی میدانند

عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی است و دبیر سیاسی این حزب

نماینده دور اول مجلس است از تهران و مخالف سرسخت میر حسین موسوی
دعوا ها با ملی مذهبی ها تا جایی بالا میگیرد که در اعتبارنامه نمایندگی آیت تشکیک ایجاد میکنند و میرسد به جلسه رای گیری بر سر اعتبار نمایندگی آیت
آیت طبق آیین نامه داخلی مجلس تقاضای رای علنی میکند.  یعنی رای هر فرد مشخص باشد و روی برگه های رای اسم بنویسند
غوغایی میشود در مجلس
این عین جمله آیت است: چون این جلسه تاریخی است و من میخوام خطها روشن بشه.  معلوم بشه کی چه کاره است
حالا مروری کنیم برخی مخالفان را
دکتر سلامتیان، خاتمی، مهندس بازرگان، صدر حاج سیدجوادی، ابراهیم یزدی، مهاجرانی، عزت الله سحابی، یدالله سحابی…. چه عاقبت به خیرهایی :))ا
و اما شهادتش. جزو خاص ترین ترور هاست. شصت گلوله برای سکوت
………………………………….. ه

پ. ن
نکته: آیت امیرالمؤمنین نیست که هرکه مخالفش بود جهنمی است و هرکه موافقش عاقبت بخیر و لزوما هرکه در آن جلسه هر رایی داده نظرش موافق یا مخالف همه ابعاد آیت نبوده
بالاخره اوضاع غبار آلود و فضای ملتهب تصمیم گیری را سخت میکند.  مثلا در آن جلسه موسوی خوینی ها رای موافق داده و مصطفی چمران رای مخالف
در این که شهید بزرگوار چمران در آن روز اشتباه کرده شکی نیست.  ولی عاقبتش به خیر شد
و بالعکس خوینی ها
عکس: عکس واتساپ و وایبرم و..  هم که میپرسید همین شهید است..  آآآآن زمان ( سال پنجاه و نه) عکس آقای خامنه ای روی دیوار پشت سرش بوده.  آقا آن زمان به ظاهر با سه چهار یار نزدیک امام فرقی نداشته و بلکه پایین تر هم بوده…  در یک کلام:  این بابا سی سال جلو بوده

مستند اسرار آیت برای دانلود

با کیفیت متوسط :

بخش اول         ۴۶ مگا بایت

بخش دوم          ۴۷ مگا بایت

بخش سوم        ۴۸ مگا بایت

بخش چهارم      ۴۰ مگا بایت

……………………..

با کیفیت خوب :

بخش اول       ۱۳۵ مگا بایت

بخش دوم      ۱۳۹ مگا بایت

بخش سوم     ۱۳۸ مگا بایت

بخش چهارم     ۵۳ مگا بایت

یادتان هست اوایل که تلفن آمده بود چقدر مزاحم تلفنی رواج داشت؟ بعد تر ها که CALLER ID آمد و شماره تماس گیرنده را نشان میداد ، تلفن عمومی ها آباد شد.

همه مزاحمت ها هدفمند بود؟ همه مزاحمت ها برای خانه های دختر دار بود؟ نه. همین که فردی که به بلوغ فکری نرسیده حس کند کسی او را نمی بیند کافی است برای شیطنت. یادگاری های روی صندلی اتوبوس و درب توالت ها هم از همین جنس است.

یادتان هست موبایل که آمد اما چندان خبری از این مزاحمت ها نبود . اما به محض ورود سیم کارت اعتباری.. فضا منفجر شد. یک طرح گرافیکی طنزی بود که یک شیشه مربا را نشان میداد که با سیم کارت های اعتباری پر شده بود. زیرش نوشته بود “خاطرات دوران مجردی یک دختر ایرانی” حالا البته که همه دختران ایرانی اینطور نیستند و البته که این پدیده مخصوص دختران نیست.

اصلا خاطرتان هست ویدیو که آمده بود چه جر و بحث هایی در جامعه بود؟ دقیق خاطرم هست روی دیوار می نوشتند ویدیو =فحشا = طلاق

خب آمد و به فکر تولید فیلم های VHS افتادیم. و… آیا حل شد؟ خیر. صرفا فراموش شد. چون دیگر cd آمده بود.

بعد بساط معضلات cd های مبتذل دستفروش.. الان دیگر نیست. چرا؟ حل شده؟ خیر! چون اینترنت پر سرعت آمده!

حالا هم این پدیده شبکه های اجتماعی معضل روز است. با کیفیت و کمیت هم آمده . اما بدون زمینه و فرهنگ سازی قبلی.

بیاید چند خاطره ی تلخ و شیرین “غیر حساس” اخیر را مرور کنیم.

قرعه کشی جام جهانی انجام می شود و معلوم میشود ایران با آرژانتین هم گروه است. صد و چند هزار کامنت ایرانی ها حمله میکند به صفحه های اجتماعی بی نوایی به نام “مسی”.. فاجعه ای که رسانه ای می شود و منجر به عذرخواهی برخی شخصیت ها و تیم های ایرانی و بعضا کتمان موضوع که: “ما؟ ایرانی ها؟ با تمدن چند هزار ساله؟ حاشا و کلا. ایرانی نبوده اند! شک نکنید”

استاد بزرگوار! آقای جمشید مشایخی. ایرانی نبوده اند پس کجایی بوده اند؟ افغانی و تاجیک بوده اند که فارسی بلدند؟ مزدور و مرتزقه ی اجانب بودند؟ یا نکند صد و چند هزار اکانت جعلی یا به اصطلاحfake بوده؟

خیر اگر مایل باشید با مراجعه به یکی از نهادهای امنیتی می توانید اسم و آدرس و شماره تلفن تک تک این افراد را مشاهده کنید. بله ما دانش کنترل کاربران را به لحاظ فنی (و نه فرهنگی) دارا هستیم. منتها نمیدانیم کجا باید از آن استفاده کنیم. بگذریم.

بیایید کمی عمیق تر به موضوع نگاه کنیم. در یک چنین موضوعی (مسی) که هیچ اختلاف ایدولوژِک ، هیچ شبهه شرعی ، هیچ انگیزه سیاسی و هیچ انگیزش و تشویق خارجی یا داخلی وجود نداشته ، چنین فاجعه ای به بار آمد. حال به نظرم قابل تصور باشد فجایعی که بویی از شبهات و اختلافات فرهنگی ، شرعی یا سیاسی برده باشد. فاجعه تر مواردی است که رسانه های خارجی یا داخلی جرقه آن را زده باشند..

دو روز بعد از مسی نوبت به یک مجری برزیلی رسید. ترور صفحه مجازی وی تا جایی پیش رفت که این مجری صفحه فیسبوکش را قفل (مخاطب محدود) کرد.

اخیرا مساله پنج مرزبان پیش آمد . خب این بار این “جو زدگی” کارکرد مثبتی داشت. صفحه ها درست شد و کمپین ها در حمایت از این پنج سرباز کشورمان.

کمی عقب تر برویم. یک روز خبری منتشر شد مبنی بر فوت استیو جابز مدیر کمپانی اپل… همین جماعت یک پارچه ، آواتار (تصویر حساب کاربری) هایشان را به عکس مرحوم استیو جابز یا لوگوی شرکت اپل تغییر دادند. و بعضا مشکی به تن صفحه هایشان کردند و شعر ها سرودند در فراغش.. حالا شاید کمتر از یک پنجمشان تا قبل از آن اسم استیو جابز به گوششان خورده بود یا حتی مشتری اپل بودند.

و عقب تر برویم. با یا بی محرک خارجی بخشی از همین جماعت قرار گذاشتند در یکی از روزهای گرم تابستان برای آب بازی به یکی از پارک های تهران بروند. حرکتی که به لحاظ شرعی خلاف و به لحاظ اجتماعی هنجارشکن بود.

اما بازتاب های مجازی این واقعه چگونه شد؟ برادران ما این ها را عمال صهیونیزم بین الملل و عوامل سازمان سیا و تهدیدات امنیت ملی و… خواندند. اما قصه چه بود؟ همان گروه جوگیر همیشگی بودند. فقط عده ای از گستاخ تر ها و کم التزام ترهایشان این بار از فضای مجازی خارج شدند و پا در عرصه حقیقی گذاشتند.

اما ما چه کردیم با این ها؟ هنجارشکنی کرده اند. باید تنبیه بشوند. در همه ی دنیا هنجارشکن تنبیه میشود. با این تفاوت که ما در اینجا هنجارهای بیشتری داریم. نظاممان اسلامی است و خب اسلام هنجارها –بخوانید چهارچوبها- ی بیشتری برای جامعه تعریف کرده.

{حالا اینکه این هنجارها به هر میزان که ایجاد محدودیت میکند زندگی را راحت تر میکند و نه سخت تر توضیحش کار مراجع و علماست. جرات کنیم یک بار بی حاشیه تریبون در اختیار مراجع قرار بدهیم و دعوتشان کنیم به صحن علنی جامعه. عالمند کارشان این است. نه خانه نشینی و مکتب نشینی. اینکه اسلام (به شرط اجرای تمام و کمال) باعث خوشبختی دنیوی(و نه تنها اخروی) می شود خود مبحث پر مغز و توضیح طلبی است که امثال من نه سوادش را داریم نه جرات طرحش را. فقط به آن معتقدیم. و نیز معتقدیم مدل (نه ارایه شده، بلکه) اجرا شده در کشور ما ، مخرج مشترک اسلام ، فرهنگ ایرانی ،  آداب شرقی ، رسوم خاورمیانه و سبک زندگی وارداتی غربی است. البته! مخرج مشترک کامل این مدل های فرهنگی نه! صرفا مخرج مشترک محدودیت های این مدل ها در حال اجراست.}

 

ما اما به اینها همه آن نسبت های عجیب و غریب را دادیم اما هیچ کارشان نکردیم. یعنی عملا “دستنشانده انگلیس” و “عامل صهیونیزم” را به دو اصطلاح طنز تبدیل کرده ایم. کاش بشود در برخورد با پدیده ها اولا درست نمره بدهیم ثانیا متناسب با نمره عمل(تنبیه یا تشویق) کنیم. آب بازی مختلط عده ای اگر منفی پنج نمره میگیرد به همان نسبت برخورد شود. نه اینکه منفی پنجاه نمره بدهیم و صفر برخورد کنیم.

نادان کسی است که در بحران های اجتماعی سیاسی فرهنگی نتواند رهبر و پیرو را تمیز دهد. آنکه عامل دشمن است اساسا انقدر ناشی نیست که برای چنین برنامه مضحکی آفتابی شود. سرنخ ها و جرقه های اولیه ی هر کدام از پدیده های بالا و آنهایی که گفته نشد را اگر بیابیم به محرک ها و سازمان دهنده ها می توانیم نزدیک شویم.

و بدیهی است و گفتن ندارد که در تجربیات تلخ سال ۸۸ نیز اگر این دغدغه اصلی “همه”  ما بود بحران خیلی زود تر جمع می شد.

و برنده در این میدان همیشه کسی است که این عده ی تحریک پذیر و جوگیر را بهتر مدیریت کند.

 

در پایان پیشنهاد میکنم بیاییم یک بار هم که شده علاج قبل از فاجعه .. نه! علاج حین فاجعه کنیم. بیاییم با گسترش شبکه های اجتماعی داخلی و کیفیت بخشی به آن همزمان با تشدید فیلتر شبکه های اجتماعی خارجی زمینه را برای آموزش آداب حضور در شبکه های اجتماعی فراهم کنیم. در دوره های کوتاه زمانی که همه فیلترشکن ها از کار افتاده و اخیرا بعد از مختل شدن سایفون که قدرتمند ترین سیستم تعبیه شده برای فیلتر جمهوری اسلامی بود، همگی میدانیم که شدت بخشیدن به فیلتر و بستن منافذ عبور ، کار سختی برای ما نیست.

اگر قرار است شبکه های اجتماعی محل مقابله ی منطق و فرهنگ و سیاست ما با دشمن باشد. اگر قرار است در این فضا طرح شبهه و حل آن صورت گیرد. باید ابتدا این فضا از این جماعت جوگیر و ناشی خالی شود.

چون اولا زمین بازی(مدیریت شبکه های اجتماعی جهانی) در اختیار ما نیست و برجسته شدن افراد و سخن ها ابدا تصادفی و یا منصفانه نیست. ثانیا مدیریت این جماعت کم سواد و منفعل در اختیار ما نیست . گفتنی است این عده از تخصصی شدن و منطقی شدن هر بحثی جلوگیری میکنند.

با این حال تصور میکنم با قرار دادن اینترنت بدون فیلتر (یا بدون فیلتر شبکه های اجتماعی) در اختیار همه روزنامه ها و سایت های خبری معتبر و نهادهای قابل اعتماد. اولا فضا را برای ورود متخصص ها با هر تفکری آسان تر و اتلاف وقتشان را کمتر کنیم و خروج ارز از طریق وی پی ان و .. را به صفر برسانیم.

چه بهتر که فیلتر هایمان را علاوه بر هدفمندی موضوع ، هدفمندی کاربر نیز بنماییم. ما تاکنون صرفا به بهتر شدن قدرت  فیلتر و هوشمند شدن کمیت آن پرداخته ایم. به نظرم الان باید به فیلتر شدن هوشمند کاربران بپردازیم.

در این بین چند تذکر مطرح میشود. اول اینکه شاید این روزنامه ها و سایت ها از این امکان سو استفاده کنند و اقدام به انتشار این خط بدون فیلتر به بیرون کنند.

-خب بدیهی است این تذکر حاصل سواد کامپیوتری کمی است. خطوط به راحتی قابل کنترل هستند. ضمن اینکه همین الان هم با فیلتر شکن های مختلف این عمل درحال صورت گرفتن است.

تذکر دوم اینکه ما با گرفتن شبکه های اجتماعی از همه و سپردن آن به چند طیف خاص از طرح شبهات اساسی ضدانقلاب و حل آن جلوگیری میکنیم. چون در میان روزنامه ها و سایت های دارای مجوز ، کمتر کسی به اصل انقلاب معترض است.

– باید پاسخ داد که. خیر . ضدانقلاب خارج از کشور بیکار ننشسته اند. و ما میتوانیم با مدیریت فضای شبکه های داخلی آرام آرام این شبهات را مطرح و پاسخشان را بدهیم تا برای عوام الناس نیز حل بشود.

..