راجع به سوریه حرف زیاد زده شده و میشود. اما کلامم را باخاطره ای میدانی آغاز میکنم. نشنیده اید!

۱- حدودا ۹ ماه پیش در اوج درگیری های شهر حمص. مخالفان نظام حاکم ، در منطقه البیاضه مسجد المصطفی که متعلق به شیعیان است را به تصرف درآوردند. راجع به تصمیم گیری برای این مسجد دو ایده مطرح شد. عده ای گفتند در بالای مسجد پرچم “جیش الحر” یا همان مخالفین به اهتزاز درآید . اما طیف دوم با بیان این نکته که کلا بنای این مسجد از باطل است خواستار تخریب مسجد شدند. این اختلاف نظر منجر به درگیری و در نهایت کشته شدن سی و چند تن از مخالفین نظام حاکم سوریه شد.

۲- بر هیچکس استبداد نظام حاکم سوریه در سال های گذشته و ویژگی های نظام پلیسی حزب بعث پوشیده نیست. هرچند بشار در سال های گذشته به دنبال اصلاحاتی بوده و تا حدودی جو بسته زمان پدر را تغییر داده. لکن با وجود اطرافیانی که تفکر بعثی غلیظ دارند و بعضا از زمان پدر برجای مانده اند ، تا رسیدن به فضای مطبوع اجتماعی فاصله دارند. البته این بحران ها باعث شد ره چند ساله چند شبه طی شود و به یاری خدا بعد از آرام شدن اوضاع تغییرات و اصلاحات بیشتری را شاهد خواهیم بود.

اما روی صحبتم با کسانی است که برای حکومت اسد ، مشروعیت و بهتر بگویم برای حمایت جمهوری اسلامی دلیلی نمیبینند و معتقدند ما بی جهت داریم هزینه میدهیم.

۳- با مشاهده چنین اتفاقاتی (نظیر مسجد المصطفی) انسان به علت حمایت رژیم صهیونیستی از مخالفین نظام اسد بیش از پیش واقف میشود. شما تصور کنید اگر این آش شله قلمکار بر سوریه حاکم شوند چه خواهد شد. انقلاب ما که رهبری داشت و سازمان یافته بود و بدنه انقلاب اکثرا به دنبال منفعتی برای خود نبودند، پس از پیروزی، با انواع اشخاص و گروه های مدعی سهم در حکومت و بحران هایشان روبه رو شد. از این انقلاب چه انتظاری میرود؟ بدیهی است رژیم صهیونیستی، سوریه ی ایده آلش را یافته و حتما از آن حمایت میکند!

۴- سوریه به عنوان متحد قدیمی و جدی ما در منطقه و تنها کشور عربی بود که در طول هشت سال دفاع مقدس به اتحادیه عرب پشت کرد و مردانه به حمایت از ایران پرداخت. حال سوریه در خطر است. وجدان و مرام حکومت داری به ما چه میگوید؟ الان وقت سنجش منافع است؟ شکی نیست که سوریه در حلقه اعراب منافع بیشتری داشته تا کنار ایران.

 ۵- مردم جنوب لبنان در پاسخ به قشر ۱۴ مارس و به اصطلاح طرفداران غرب که “چرا به خاطر ایران هزینه میدهید؟” علاوه بر تمام پاسخ های اعتقادی، میگفتند “در عوض ایران هم در روز سختی جانانه از ما حمایت کرد.”
به نظر شما با خالی کردن پشت اسد آیا آبرویی برای ما نزد متحدان خارجی مان و یا متحدان آینده مان میماند؟

بحث های اعتقادی و اسلامی اصلا به کنار. ملی گرایانه و منافع طلبانه بنگریم.. آیا در بلند مدت یا حتی در کوتاه مدت پشت کردن به اسد سود چشمگیری برای ما دارد؟