پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

برچسب: انتخابات

بسم الله : بی مقدمه

تقوا که نباشد اصلا چشمان انسان تار می بیند

آنجا که گفت: “مَن یتق الله یجعل له فرقانا”  همین مقصود بود. اگر فرقان را بصیرت ترجمه کنیم. تقواست که بصیرت می آورد. نه سواد و هوش و عقل و حتی دکتری!

چشم که تار ببیند روزنه ی نور که سهل است. اصلا قرص ماه را هم نمیبیند.

وقتی ندید خب راه را هم گم میکند. بعد حواسش نیست که دارد کجا پا میگذارد و اگر بی تقوایی یاری اش کند شمشیر هم..

کار را به جایی میرسانند که تقریبا همه گیر میشود جلیلی مهره ی دولت است.. هیچ! بلکه مهره مشایی جریان انحرافی است!

و نه تنها عامه مردم در تاکسی و اتبوس و مترو و بازار و قهوه خانه ها که بچه های مذهبی و حزب اللهی هم میپرسیدند:

 راسته؟ رضا اینا چی میگن؟ چرا جواب نمیدن؟

چرا ستادهای مشایی و آدمهایش پرچم جلیلی را بلند کرده اند؟

چرا در فلان جلسه رامین و کوچک زاده نماینده ی جلیلی بوده اند؟

و من هی توضیح بدهم:

آقاجان!

شما ببینید مواضع ایشون در ماجراهای مختلف از جمله بیداری اسلامی و موضوع سوریه دقیقا نقطه مقابل مواضع انحرافی بوده!

اصل آن جلسه آیا تایید شده که بخواهد نماینده ای هم معرفی شده باشد؟

فقط تفاوتش با باقی کاندیداها (به جز حضرت حداد) این است که شرط انصاف را رعایت میکند و کرده های (خدمات) دولت را نکرده تلقی نمیکند. که رای جمع کند.

اصلا در همین چند روز اخیر بیاید نگاه کنیم صحبت ها را:

۱- مناظره سوم : “بحث دیگری مطرح کردید در باره وضع موجود ، طوری که وضع موجود بسیار بد است پیشرفت های بسیار خوبی داشتیم چرا اینها را نادیده می گیرید، حتما ایرادتان به نقایص است پیشرفت های خوبی که همه دارند به آن اعتراف می کنند اتفاقا این نقایص از وقتی شروع شد که از مبانی اصولگرایی زاویه گرفته شد.”

۲- مصاحبه دیروز شنبه ۹۳/۳/۱۸ اردبیل : “من کاندیدای دولت نیستم بلکه سرباز ولایت هستم و خداوند روزی را نیاورد که از این خط راه به انحراف ببرم.”

و بالاخره مجبور میشود برای چشم های کور و ذهن های بسته ، به صراحت تمام بگوید:

۳- نشست خبری امروزصبح ، یاسوج: “مکتب ایرانی زاییده جریان انحرافی درست نقطه مقابل گفتمان انقلاب است.”

 امید زیادی ندارم که چشمان تار ، این بار ، آفتاب آشکار را ببینند و بیایند حلالیت بطلبند.. اما عزیزان و برادران حزب اللهی که ناخواسته به این شایعات دامن زده اند امیدوارم در پی اصلاح بر بیایند و به همان میزان بلکه بیشتر جبران کنند. که حجت تمام است.

و در این راه مظلومیت ایشان برای خود من ، اثباتِ آشکارِ حقانیتش است..

ما سی و چند سالی می شود که کنکور داده ایم.. کنکور انقلاب..

سی و چند سالی است داریم در دانشگاه جمهوری اسلامی واحد میگذرانیم.. نفاق ، تحریم۱ ، تحریم۲ ، ترور۱ تا ۷۲ ، اقتصاد۱ و ۲ و n.. مدیریت استراتژیک..  دفاع مقدس برای ما اختیاری نبود.. یک درس هشت واحدی اجباری بود. ما حتی آزمایشگاه مقاومت “مصالح” هم گذرانده ایم!

همه این دروس را اما یک استاد است که دارد ارائه میکند.. استاد “روزگار” را میگویم. از آن اساتید سخت گیر و سه پیچ است. از همان هایی که در طول تحصیل لعنتش میکنیم و بعد از فارغ التحصیلی ، رحمت میفرستیم خودش و جد و آباءش را (که اگر نبود سختگیری هایش الان سرکلاس های ارشد باید در و دیوار تماشا میکردیم)..

حالا اینکه در کارنامه مان درسِ فقط پاس شده(۱۰ تمام!) هم به چشم میخورد که خب قایم کردن ندارد.. اما مهم این است که افتاده چیزی نداریم..

ما در کلاسمان اتفاقات عجیب زیاد داشته ایم.. حتی بارها شده آن شاگرد زرنگ ها.. معدل الفی ها را میگویم. آنها درسی را افتاده باشند یا حتی مشروط شده باشند!

یا مثلا یک بار شاگرد اول کلاسمان رفته.. الان برای خودش استادیار شده آقا روح الله.. در کنار “روزگار” تدریس میکند..

حتی هم کلاسی هایی داشته ایم که بورسیه شان کرده اند و وسط تحصیل رفته اند آنطرف.. اشتباه نکنی ها! (شهدا را میگویم!) به خیالت این اخراجی های دانشگاه را میگویم که به زور پول پدرشان رفته اند از این دانشگاه آشغالی های مالزی و ارمنستان و حتی لندن مثلا!

اصلش همین مقوله ریاست جمهوری هم یک درس چهار واحدی است. ۱ تا چند دارد نمیدانم تا اینجا که حدود ۱۰ تا پاس کرده ایم! حدود را برای این گفتم که دهمی هنوز تمام نشده. آخرین روزهایش هست. داریم فکر ترم بعد را میکنیم.. تجربیات این چند سال دانشگاه چیزهایی دارد به ما میگوید..

ما این بار به کسی که “درکنار رهبری” باشد نیاز نداریم.. درکنار رهبری ، روح خمینی هست! کافی است!

این بار دیگر به دنبال “گفتگو” نیستیم.. نه آسدمحمد! نه! طرف گفتگوی شخصی شما همان سورُس باشد بهتر است. مارا قاطی این گفتگوها نکن!

اصلا خامنه ای دیگر “پسر” هم نمیخواهد! خامنه ای سرباز میخواست.. آی! با توام.. واپسین رییس جمهور که واپسین روزهای صف اولت را میگذرانی! پدر تو حاج احمد بود. رحمت خدا به روح پاکش.. چقدر محبوب خدا بود که رفت و عنتر رقصانی های این سال های آخرت را ندید.. بی تعارف و بی شوخی باید چند روز دیگر بیای ردیف های عقب تر بنشینی.. بخواهی صندلی را سفت بچسپی… اکبر را که یادت هست؟ کنار دیوار ایستاده! رعایت رتبه کنکورش را کردیم که بیرون کلاس نیست! خودت سروقتش می آیی این عقب پیش خودم می نشینی! و نفر بعدی میرود جلو..

نفری بعدی که خامنه ای امامش باشد.. نه هیــچ کلمه دیگری.

 

سوال اول

سوال دوم از جناب توکلی که فرصت نشد در دانشگاه بپرسم:

قریب به یک سال و چهار ماه پیش نامه ای خطاب به یکی از مسئولین منتشر شد و در آن اتهاماتی به وی وارد گردید. که البته رابطه شما با آن مسئول تیره و تار بوده و هست. کاری به محتوای آن نامه و مبدا و مقصدش ندارم. اما پایگاه خبری الف روز بعد از انتشار نامه ، یادداشتی منتشر کرد که در بند ۳ آن گفته شده بود. اتهامات وارده باید صحت و سقمشان بررسی شود و در صورت درست بودن ، نهادهای امنیتی باید در مقبل درز این اطلاعات پاسحگو باشند!….

متوجه نکته نهفته نشدید؟.. دوباره بخوانید!…

آیا در صورت درست بودن اتهامات ، باید فرد اتهام زننده مورد بررسی قرار گیرد یا فرد متهم؟! بله درز این اطلاعات به وقت خود باید بررسی شود اما در این مقاله پایگاه الف هیچ اشاره ای به رسیدگی به متهم نشده!
نکته جالب ، بند بعدی این نوشتار است که: ۴-عدم برخورد مناسب در این موضوع باعث می شود ادامه این روند تحلیل های غیراخلاقی که ملغمه ای از اطلاعات درست و نادرست است دامن بسیاری دیگر از مسئولین را بگیرد که طبیعتا عواقب ناگوار آن به گردن کسانی است که در برخورد با این موضوع اهمال می ورزند.

خب با فرض درست بودن اتهامات وارده به نفر اول ، چه ایرادی دارد اتهامات به نفرات بعدی نیز بررسی شود؟
درست است.. کسی که باید به پرونده آقایان رسیدگی کند نویسنده آن نامه نیست ، اما فارغ از اینکه چه کسی دارد میگوید ، اینکه چه دارد میگوید باید فراموش شود؟

آنرا که حساب پاک است…

وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِینَ إِلاَّ مُبَشِّرِینَ وَمُنذِرِینَ فَمَنْ آمَنَ وَأَصْلَحَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ

۴۸ انعام

………………………………………………….

پ.ن ۱: امیدوارم که بنده را به واسطه مربوط کردن به نویسنده آن نامه، بایکوت نکنید ، چرا که از شیوه نگارش، کاملا تفاوت مشخص است. ایشان سند می آورند و من دلیل ، ایشان استناد میکنند و بنده استدلال.

 

۱- یکی از دوستان در منزل یک کاسکو دارد که یادش داده بپرسد اسمت چیه؟.. یادش بخیر.. بار اول که رفته بودم منزلشان فکر کنم چهل باری جواب دادم “رضا”..

۲- ما خوشبختانه چند تن از دوستان را در همه ی برنامه ها می بینیم. کاری ندارند موضوع جلسه درختکاری است یا بررسی مسائل زناشویی ویا انتخابات مجلس! و مهمان دعوت شده رئیس پلیس تهران است یا نماینده مجلس یا مامور شهرداری!! سوالاتاشان را میپرسن..

۳- در جلسه پرسش وپاسخ که در دانشگاه ما از جناب توکلی انجام شد اگر کسی از دوستان یک کلمه حرف انتخاباتی و مربوط به عنوان جلسه ، شنیده است با من تماس بگیرد.

۴- از جامعه اسلامی محترم ، بسیج گرامی و کلیه نهادهای فعال دانشگاه عاجزانه درخواست می کنم در تبلیغات جلسات بعدی حتما قید کنند که فقط دوستانی تشریف بیاورند که قصد رای دادن دارند!

 

سلام جناب توکلی! دو سه روز پیش که دانشگاه ما آمدید دو تا سوال داشتم که خیلی وقت بود میخواستم از شما بپرسم.. اما متاسفانه موضوع جلسه برخلاف اعلام قبلی پیش رفت و جای اینکه صحبت از مجلس و انتخابات شود، صحبت های تکراری دوستان (که چه عرض کنم؟) بود راجع به انتخابات ۸۸ و اصل نظام و اینکه اصلا ما ۳۳ سال است چه کرده ایم..

و من دیدم که شما دارید از اصل نظام و انقلاب دفاع میکنید و در مواردی از اصول گرایی..
دیدم مجالی نیست که ما بخواهیم وارد بحث درون حزبی شویم.. دیدم اوضاع و جمع خیلی پرت تر از این حرفهاست که بخواهم شمارا با این سوالات درگیر کنم.. و الان بحث سر بودن یا نبودن است و نا سلامتی شما نیروی انقلابید.. و من به عنوان یک انسان با شعور ، با درک اولویت ها نباید شما را به -زعم خودم- به چالش بکشم.. اما بعد از یکی دو روز طاقتم تمام شد و نفس بر من غلبه کرد و آمدم اینجا که بپرسم:

۱-یادتان هست تبصره ۳ قانون ۷۱ مدیریت خدمات شهری؟ همان قانون مادام العمری حقوق مسوولین.. همانکه مردم را نسبت به مجلس و مسوولین بدبین کرد و به نظر هردوی ما اثرش را گذاشت.. همانکه بی سر و صدا داشت پیش میرفت که یکهو بعضی ها بیدار شدند.. همان که دوستانتان گفتند که اصل ماجرا برای ما نیست و ما صرفا استفساریه را تصویب کرده ایم که اگر امتیازی هست برای همه مسوولین باشد.. و راست میگفتند بندگان خدا.. اما مجلس بعد از کلی اعتراضات ، طرح(آنهم دو فوریتی) لغو استفساریه را تصویب کرد.. و تبصره اصل قانون ماند تا بدون فوریت رسیدگی شود*.. چون در مجلس هفتم تصویب شده بود!!.. کاری با دوستان مجلس هشتم نداریم.. آقای توکلی! شما که به اقتصاد سلامت.. به عدالت.. به آرمانخواهی تعصب دارید!.. نماینده مردم در مجلس هفتم هم بوده اید!.. شما بگویید که چرا تصویب شد؟.. رای مخالف دادید؟ خب خدا خیرتان دهد! فقط همین؟.. کجا اعتراض کردید؟ مگر الان در موضوعات مختلف اگر طرحی تصویب شود و خلاف نظر شما باشد فقط به رای مخالف بسنده میکنید؟.. اگر همان موقع اطلاع رسانی میکردید امت حزب الله اجازه میداد تصویب شود؟ نخیر! همان برنامه ای که بر سر استفساریه آوردیم بر سر اصل طرح هم می آوردیم!.. اصلا شما که پیش کسوت نمایندگی بودید چرا به دوستان مجلس هشتم آگاهی کافی ندادید؟..

آقای زاکانی و دیگر دوستان باسابقه! با شما هم هستم!.. شما که هم هفتمی هستید و هم هشتمی!.. در مجلس هفتم بودید و این قانون تصویب شد؟ شاید میگویید “نمیشود که برای هرچیزی جنجال درست کرد”؟ اصلا کاری با جنجال هایی که در موضوعات دیگر درست کردید ندارم.. اما سوال اینجاست که چطور در مجلس ششم عده ای برای شوم ترین نیت ممکن تحصن کردند و شما برای اجرای عدالت.. هیچ!

حال یک نفر به من بگوید که به چه تضمینی به نمایندگان مجلس هشتم به دلیل سکوتشان در حین اجرای این قانون و به نمایندگان مجلس هفتم به دلیل تصویب و سکوتشان بعد از تصویب این قانون رای دهیم؟

۲- بعدا منتشر میشود!

«أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَتَکْفُرُونَ بِبَعْضٍ
فَمَا جَزَاء مَن یَفْعَلُ ذَلِکَ مِنکُمْ إِلاَّ خِزْیٌ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ
یُرَدُّونَ إِلَى أَشَدِّ الْعَذَابِ وَمَا اللّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»

آیا شما به پاره ه‏ایى از کتاب ایمان می آورید و به پاره ه‏ایى کفر میورزید؟
پس جزاى هر کس از شما که چنین کند جز خوارى در زندگى دنیا چیزى نخواهد بود!
و روز رستاخیز ایشان را به سخت‏ترین عذابها باز برند و خداوند از آنچه مى‏کنید غافل نیست!

۸۵ بقره

* : حذفش بدون فوریت تصویب شد

…………………………………………………..

پ.ن۱: به هردوی سایت های آقایانی که اسمشان را بردم پیغام دادم: “من از پرسیدن این سوال غیر از گرفتن پاسخ و فهمیدن، هیچ غرضی  ندارم. لذا درصورت ارائه پاسخ قانع کننده، جوابیه به مطلب اضافه خواهد شد و حتی در صورت تمایل شما ، اصل مطلب را حذف میکنم.”

پ.ن۲ : واضح است که وقتی میگویم “تمام دوستان با سابقه” ، شامل تمام نمایندگان مشترک مجلس هفتم و هشتم می شود و خطابم به جبهه خاصی نیست.. اگر نیاز به اسم بردن هست بگویید اسم ببرم!

پ.ن۳: تذکر داده شد که آقای توکلی و برخی دوستان زمان تصویب استفساریه برای رای نیاوردنش و بعد از تصویب برای رای آوردن لغوش بسیار تلاش کرده اند.. سپاس گذاریم.. اما! استفساریه در سال ۹۰ تصویب و لغو شد! تبصره ۳ قانون ۷۱ در سال ۸۶ تصویب شد! و ایشان در این ۴ سال نماینده بوده اند!..

همین مطلب در تعامل   رجا   خبرگزاری دانشجو   ندای انقلاب  حفا

هنوز در لذت صحبت های قشنگش در حوزه زنان بودم که..

 

صحبت های عجیب آقا..

 به لطف و فضل الهی حضور مردم در انتخابات آینده مجلس به عنوان یکی از مظاهر دخالت مردم در سرنوشت کشور، حضوری پرشور و دشمن‌شکن خواهد بود

و بار دیگر..

به لطف و فضل الهی، حضور مردم در این انتخابات دشمن‌شکن خواهد بود.

با خاطره نتایج انتخابات قبلی مجلس که خوب ممزوج شد..

 مشارکت سی و چند درصدی تهرانی ها که مایه ی آبروریزی بود و مشارکت چهل و چند درصدی ایرانی ها

گیجم کرد..

اصلا از اول انقلاب معمول این بوده که مشارکت در انتخابات مجلس بالا نباشد..

آقا جان.. چه میبینی در خشت خام؟..

…… همین مطلب در جام

پ.ن۱: و فرمود: تا زمانی که ملت در صحنه است، هیچکس در کشور، نمی تواند، کارهای خلاف قانون را به پیش ببرد.
و
   ملت ایران در زمینه انتخابات و انقلابی بودن، پیشکسوت ملت‌ها است و قطعاً نگاه ملت‌های دیگر، به این انتخابات دوخته شده است.

پ.ن۲: از گیج و منگ نوشتنم عذر میخوام یه مقدار خیلی درگیر امتحاناتم! این هم بر گیجیم افزوده

 

شبهه

بهمن ۹

“اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، به چه حقی ملت پنجاه سال قبل از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند؟ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست”. …

همانطور که میدانید این سخنان امامان خمینی است در ساعات اولیه بازگشت به وطن در بهشت زهرا.

اما تا به حال به این فکر کرده ایم که آیا می شود این حرفها را در هر زمان گفت؟ اینها را اگر در بهمن ۸۹ رضا مهربان بگوید چه اتفاقی می افتد؟

همانطور که در بهمن ۵۷ روح الله خمینی (ره) این جملات را برای رهایی از طاغوت پهلوی گفت امروز من برای رهایی از رژیم خونخوار جمهوری اسلامی با آن حاکم قسی القلبش که خون جوانان مردم را به راحتی می ریزد و پول مردم را در حلق آن لبنانی ها و فلسطینی های گدا گشنه میریزد…

به راستی چرا من باید پاسوز رای پدرم باشم؟ پدر و مادرم به جمهوری اسلامی آری گفتند؟ خب نوش جانشان! تبعاتش را هم دیدند و هم چشیدند! بس نبود ۸ سال جنگ؟ ۳۰ سال تحریم؟ هر روز تهدید؟ هر روز ترور؟ هر روز آشوب؟ هر روز گرانی و فقر؟..

اما من نه! من با صدای بلند میگویم نه!.. نه! به این رژیم! نه! به تبعاتش.. نه فقط من.. که همه دوستانم.. فکر میکنم همه هم سن و سال هایم.. همه نسل من.. همه جوانان..

می گویند نه! به این رژیم ستم ولایتی (جایگزین ستم شاهی!)..

نه! به قوانین محدود کننده پوشش و حجاب..

نه! به این برنامه های بدون جذابیت صداوسیما!..

نه! به این همه افسردگی و ماتم و هیات وهیات..

ما میخواهیم آزاد باشیم.. اصلا چرا رفراندومی مانند رفراندوم فروردین ۵۸ برگزار نمی شود؟ که فصل الخطابی باشد و تکلیف ما را مشخص کند؟ که با صدای بلند بگوییم نه! و اینان را از قدرت پایین بکشیم ؟

اما.. اما چرا در انتخاباتی که برای تعیین جزئی از این نطام است (رئیس جمهور) درصد مشارکت مردم ۷۰٫٫۸۰٫٫ این آخری به ۸۵ رسید!!؟ مگر نه این که با شرکت شما در انتخاباتی که این نظام مجری و متولی آن است ، یک جورهایی به این نظام آری گفته اید؟ خب پس چرا شرکت می کنید؟ خب شاید تقلب میکنند؟.. من که از خودم و دوستان و همسایه ها مطمئنم که شرکت نکرده اند. خب پس این همه رای از کجا آمده؟ ولی..

ولی پارسال هم که بیشتر از هر وقت از تقلب صحبت شد هیچکس حرف از “تقلب در مجموع آرای شرکت کنندگان” نزد! چرا؟؟

یعنی دائم حرف از این بود که جنس آرا یا رنگ آرا عوض شده ، تعداد آرای فلانی از بهمانی بیشتر شده و نباید میشد.. کسی اما نگفت کل آرا زیاد شده و نباید میشد.. چرا کسی نگفت ۸۵% مشارکت دروغ است؟

شاید.. شاید من اشتباه میکنم؟.. شاید من فقط خیال میکنم که همه ی هم سن و سالهام مثل من فکر میکنند…