پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

برچسب: هاشمي رفسنجاني

طی چند روزی که از اعزام مهدی هاشمی رفسنجانی به اوین می گذرد شاهد حجم وسیعی از مظلوم نمایی ها و تمجید ها از عملکرد صبورانه و متین خانواده ی هاشمی بوده ایم.
تا جایی که گستره ی این تمجید ها به یکی از پایگاه های مشهور خبری اصولگرا نیز رسید و سایت الف روز چهارشنبه در مطلبی با عنوان “موضع هاشمی درباره مهدی” به تشریح عملکرد آیت الله و صبر مثال زدنی وی!! پرداخت. بدیهی است که جناب آقای هاشمی در محافل خصوصی مواضعی علیه این حکم داشته اما انتظار دیدن موضعی رسمی علیه حکم از سیاستمدار باسابقه ای همچون ایشان ، بسیار کودکانه است.

هرچند که مواضع رسمی خانواده و مرتبطین درواقع پوسته ی بیرونی موضع آیت الله است ، لکن ما برای بررسی موضع ایشان به تنها خروجی رسمی یعنی فیلم وداع آیت الله با فرزندش مراجعه میکنیم.

آقای هاشمی در این فیلم با پسرش همچون قهرمان رفتار می کند. قهرمانی که به ظلم گرفتار شده و ناچار به تسلیم مصلحتی است!
ایشان در این فیلم به مهدی میگوید: « من به روشنی می‌بینم که ان‌شاءا… به‌زودی سالم و با‌نشاط بیرون می‌آیید و وارد جامعه می‌شوید برای خدمت! و خداوند اجر زحمات طولانی‌ات را فراموش نخواهد کرد. جامعه هم بحمدالله تاکنون متوجه شده و بیشتر متوجه خواهد شد. خدانگهدار.»

البته بدیهی است که هیچ پدری در لحظه وداع با فرزندش شادمان نیست، اما نه هاشمی یک پدر معمولی است، نه مهدی یک مجرم معمولی.
و
مشخصا این فیلم یک فیلم تصادفی و اتفاقی نیست و نحوه انتشار آن همانند لو رفتن فیلم های شخصی!
این فیلم بنوعی کارگردانی شده است. سناریویی با شخصیت ها و لوکیشن و دیالوگهای طراحی شده.
-پدری با ظاهری ساده و پریشان
-پسری آرام و ثابت قدم که ناگفته تداعی گر اختیار وی در تسلیم خویش است
-لوکیشن فضایی ساده و صمیمی که هیچ ارتباطی با دانسته های مردم از زندگی اشرافی این خانواده ندارد

-دیالوگی حاوی نکات زیر:

۱-این دیالوگ نشان می دهد آیت الله حکم را قبول ندارد. قبول داشتن و نداشتن وی فی نفسه مهم نیست. البته از منظر قضایی.‎
اما از منظر سیاسی-اجتماعی مهم است.‎
چرا که وقتی نخبگان جامعه با قانون بصورت گزینشی برخورد کنند -نوءمن ببعض و نکفر ببعض- از مردم نمی توان انتظار قانون گرایی داشت.

۲-مدعی است جامعه نیز حکم را قبول ندارد. جامعه ای که از عوام و نخبگان آن مدام عدالتخواهی مساوات شنیده می شود. جامعه ای که از نظام آقایی و آقازادگی بیزار است. چگونه می شود که از حکم معروفترین آقازاده ه مختلس ، ناراضی باشد؟ که اگر نارضایتی ای هست از ناچیز بودن حکم درقبال عنوان جرم است! و البته چنین جمعبندی از ایشان بسیار بعید است. به نظر می رسد آیت الله باید در منابع جمع آوری و نظرسنجی های اجتماعی خود تجدید نظر کنند. گویا عده ای نمیخواهند ایشان با واعیت روبرو شوند
امروز اگر جامعه سوالی داشته باشد این است که آیا با آقازاده حاج آقا مثل یک زندانی عادی برخورد می شود. آیا کنایه حاج آقا برای آزاد شدن زودهنگام مهدی نشان از اعمال فشار در پرونده ندارد؟

۳-مدعی است مهدی نه تنها مجرم نیست بلکه زحماتی طولانی داشته و خداوند برخلاف دادگاه به این زحمات واقف است.آیا منظور آیت الله از زحمات طولانی فرزندش ، تحمیل بدهی چند میلیارد دلاری برای کشور یا تشدید تحریم ها یا اخذ رشوه در ازای فشار به وزارت نفت وقت است؟ یا شاید حاج آقا هزینه شدن شهریه جوانان مردم در دانشگاه آزاد برای رقابت انتخاباتی را خدمت آقا مهدی توصیف می کند

۴-مدعی است مجرم بودن در جمهوری اسلامی و به زندان رفتن باعث محبوبیت می شود. همان ادعایی که صریح ترش را عفت مرعشی مادر مهدی ، عنوان کرد و گفت “انقلاب از اوین شروع می شود!”
با فرض هدف بودن کسب محبوبیت ولو از هر طیفی ، ایجاد محببیت در بین انسانها. نیازمند همدردی و مبارزه دوشادوش با آنهاست. چه مردم انقلابی ، و چه ضدانقلاب ! و فرزند گرامی ایشان اولا حیاتی کاملا جدا و مجزای از مردم دارد به مانند باقی اعضای خاندان و هیچ بویی از دردهای رایج جامعه نبرده، ثانیا عنوان جرمی ایشان ابدا امنیتی و سیاسی نیست که در میان طیفی ایجاد محبوبیت کند. هیچ احدی در این کشور طرفدار مختلس و اخاز و رشوه گیر نیست . چه انقلابی چه ضدانقلاب چه خاکستری

………….
البته بی اعتنایی آیت الله به قانون امری باسابقه است که حملات وی به انواع نهادهای حکومتی از شورای نگهبان و قوه قضاییه و ستاد انتخابات تا زیر سوال بردن انواع مراحل قانونی و سازو کارهای پیش بینی شده در قانون اساسی ، فقط بخشی از آنهاست. بدیهی است پرداختن به موضوع “نسبت آیت الله با قانونمداری” خود مجالی جداگانه میطلبد که طی روز های آینده ارایه خواهد شد.

 

…………………………….

این مطلب امروز در صفحه تاملات روزنامه وطن امروز عرضه شد

«رحیمی‌ها» از کجا می‌آیند؟

در روزهای اخیر شاهد پروپاگاندای وسیع جریان تندرو اصلاحات مبنی بر کشف فساد از اصولگرایان بودیم که مربوط به صدور حکم مجرمیت معاون اول دولت سابق توسط قوه محترم قضاییه بود.

در این باره چند نکته را لازم میدانم متذکر شوم:
۱: همانطور که برخی دوستان پیشتر گفته اند، جناب رحیمی قبل از آنی که معاون اول دولت احمدی نژاد باشد، استاندار دولت هاشمی و مجیزگوی دولت اصلاحات و حتی پیش از انقلاب دادستان قروه بوده ! و آنچنان که میدانید ارادت وی به جریانات مختلف او را آماده ی قربانی کردن انسان جلوی پای هاشمی یا دست بردن در انتخابات ۷۶ یا صدور حکم پیامبری برای احمدی نژاد، کرده است.

۲: اساسا به افرادی از قبیل رحیمی ها و جزایری ها نمی‌توان برچسب حزب یا جریان خاصی زد. این افراد سودجویان فرصت طلبی هستند که به مناسبت و منافع ، زیر پرچم های مختلف می روند و در این میان واهمه ای از تغییر رنگ ندارند. لذا به جای اصولگرا، فصولگرا نامیدن آنها بهترین توجیه جریانی برای آنان است. و عبور وی از احمدی نژاد پس از صدور حکمش ، موید این کلام نگارنده است. لذا ما از جریان اصلاح طلبان که داعیه‌ی علم و اخلاق دارند ، انتظار چنان خطای اولا ناشیانه و ثانیا به دور از اخلاقی را نداشتیم.

۳: بر کسی پوشیده نیست که محکومیت رحیمی حاصل زحمات و پافشاری های جریان اصولگراست.
آنچنان که اولین مخالفت ها با ورود وی به دولت سابق از سوی اصولگرایان مطرح شد و سیل انتقادات منجر به موضع گیری و اختلاف آقای احمدی نژاد با بدنه جریان اصولگرا گشت. فراموشی تعمدی این نکته جز بی اخلاقی ریشه دیگری میتواند داشته باشد؟

۴: قوه محترم قضاییه به دلیل پاسداری راسخ از مصالح نظام و اجرای احکام شارع مقدس مستحق تقدیر است. لکن توقع جریان انقلابی و امت حزب الله از این قوه مطابق کلام رهبری یعنی برخورد قاطع با فساد در هر سطحی و بدون هیچ ملاحظه ای است، از این حیث تاخیر در صدور حکم آقای رحیمی مورد انتقاد دلسوزان آن قوه محترم است. دستگیری رحیمی در حالی که معاون اول رییس جمهور بود، هم برای اعتماد مردم به دستگاه قضا و البته نظام اسلامی بهتر بود ، هم در ریشه کن شدن فساد از مناصب دولتی موثر تر!

۵: سخنی دلسوزانه با دولت محترم: از زمان روی کار آمدن دولت تدبیر و امید شاهد اظهارنظرهایی در سطوح مختلف دولت مبنی بر وجود فساد و وعده مبارزه با فساد، هستیم . آیا به واقع مبارزه با فساد نیازمند اقدامات تبلیغاتی این چنینی است؟ جناب آقایان دولت بدانند، در این مسیری که آنها بیل میزنند. احمدی نژاد زمانی بولدوزر میراند! لذا من جرب المجرب حلت به الندامه. جریان انقلابی همواره طرفدار و پشتیبان مبارزه با فساد بوده و هست. اما آیا اظهار نظرهای غیر مستند و سیاه نمایی های بی تدبیرانه و ناامید کننده از سوی دولت تدبیر و امید حاصلی جز بهره برداری دشمن دارد؟ با جستجویی ساده و سطحی در رسانه های بی گانه پس از هر وعده ی مبارزه با فساد میتوانید به این سوال پاسخ دهید. ایراد اتهام از هرگوشه‌ای از نظام به گوشه دیگر، جز دلسرد کردن مردم از این نهضت و انقلاب، دستاورد دیگری ندارد. خواهشا بیشتر به فکر میراث روح الله باشید.

۶: حتما طی دوسال اخیر و در هر مناسبت و بهانه ای، با موج عظیم قرارگاه رسانه ای و سایبری دشمن مبنی بر دستور رهبر انقلاب به عدم پیگیری و کش دادن پرونده ی فساد سه هزار میلیاردی ، برخورد داشته اید.

مرور سخنان رهبر فرزانه انقلاب در این رابطه خالی از لطف نیست:
جنجال و هیاهو تا یک مقدارى براى آگاهى‌ها لازم است؛ دیگر همین طور هى ادامه دادن – بخصوص که اگر بعضى‌ها هم بخواهند در این بین استفاده‌هاى دیگرى از این مسائل بکنند _ هیچ مصلحت نیست. باید مراقبت بشود. البته مسئولین دنبال کنند. مردم هم بدانند که این چیزها دنبال میشود و متوقف نمیشود و ان‌شاءالله به توفیق الهى دست هاى خائن قطع خواهد شد.

مسئولین قضائى هم که بحمدالله حالا دنبال این مسئله را با جدیت گرفته‌اند، اطلاع‌رسانى کنند و در موارد خود به مردم اطلاع بدهند؛ مردم هم بدانند که دارد کار پیش میرود. و به بدکاره و خرابکار و مفسد هم نباید ترحم کنند.

…………….

این مطلب در فارس   جهان   افکار      

قسمت اول

قسمت دوم

قسمت سوم

به هرترتیب و هر تحلیل ،  تفکر خوشبین و ملایم با دشمن روی کار آمده.

هرچه هست و طی هر جو و جریانی و تحت تاثیر هر عاملی که بود.. مهم این است که انتخاب مردم در حال حاضر چنین دولتی است.

اول اینکه یک بار برای رضای خدا هم که شده این بحث جاسوس بودن مشتاقان ارتباط با امریکا را مطرح نکنیم. فقط مطرح نکنیم!

بیایم فقط اندیشه ها را تحلیل کنیم و نه نیت ها را.

خب جریانی که روی کار است همانطور که در ابتدا گفتم دولتی است خوشبین. و ما هم جریانی باشیم خوشبین به دولت! نه فقط به فرموده حضرت آقا که به لحاظ عقلی هم حساب ساده ایست اینکه به تفکری که مردم به آن رای داده اند میدان کار دهیم.

که اولا یک بار برای همیشه پرونده ارتباط با امریکا بسته شود.

–  در اذهان مردم (مردممان در مرحله اول و سایر ملت ها در مرحله بعد) تابوی سود بخشی ارتباط با امریکا شکسته شود.

–  منطق مقاومت ، اول به اذهان عمومی و سپس به میز مذاکره بازگردد.  و چه زیباتر که با همین کادر دولت حاضر این کار انجام شود.

–  بهانه ها از طرف مقابل یعنی دولت امریکا در راس ، چند دولت همراه اروپایی و چند دولت میانجی غیر اروپایی گرفته شود!

 

و ثانیا عدم موفقیت های دولت فقط و فقط به توانایی خودش مربوط شود و نه کارشکنی جریان معارض

–   بدیهی است طبق سنت همیشگی مدیران کلان پس از اتمام دوره کاری کاستی ها را به گردن کارشکی ، کمبود امکانات  قدرت و اختیارات می اندازند.

–  سعی ما در این میان گرفتن این بهانه از راس دولت یعنی رییس جمهور و حلقه وزرا باشد.

————–

اما نکته قابل توجه این است که میدان دادن به دولت برای اجرای این تاکتیک جدید جمهوری اسلامی ، به منزله باز گذاشتن همه درها به همه تفکرات متن و یا حاشیه جریان اصلاحات نیست! بدیهی است که خطوط قرمز نظام باید حفظ شود و مثل همیشه بدنه ی جریان انقلابی مامور حفظ و پاسداری از آن است.

یقینا در این میان وظیفه ما حفظ و قدرت بخشیدن به رییس جمهور برای مقابله با جریان افراطی اصلاحات است.

روحانی مرد اعتدال معرفی شده. و باید مرد اعتدال بماند.

در این میان اقدامات چکشی با دولت صرفا به هل دادن دولت به دامان جریان تندروی اصلاحات منجر میشود و یقینا نه مورد تایید عقل است و نه مرضی رهبری.

حفظ خطوط قرمز لزوما با اقدامات تند همراه نیست. شاید ، شاید اقداماتی نظیر آنچه در فرودگاه اتفاق افتاد در دولت هفتم و هشتم که جریان تندروی اصلاحات بر سر قدرت بودند تا حدی جوابگو بود ، اما  رویکرد و گفتمان ملایم دولت در حال حاضر بیشتر باعث انزجار مردم از جریان حزب اللهی میشود.

بنابراین به نظر نگارنده ، اجازه ندهیم با سنگی که عده ای از دوستانمان به چاه می اندازند

اولا بیش از این تفکر آرمانگرای انقلاب با مردم فاصله بگیرد

و ثانیا دولت میانه روی اقای روحانی تبدیل به کندوی جریان تندروی میان اصلاحات شود.

ما سی و چند سالی می شود که کنکور داده ایم.. کنکور انقلاب..

سی و چند سالی است داریم در دانشگاه جمهوری اسلامی واحد میگذرانیم.. نفاق ، تحریم۱ ، تحریم۲ ، ترور۱ تا ۷۲ ، اقتصاد۱ و ۲ و n.. مدیریت استراتژیک..  دفاع مقدس برای ما اختیاری نبود.. یک درس هشت واحدی اجباری بود. ما حتی آزمایشگاه مقاومت “مصالح” هم گذرانده ایم!

همه این دروس را اما یک استاد است که دارد ارائه میکند.. استاد “روزگار” را میگویم. از آن اساتید سخت گیر و سه پیچ است. از همان هایی که در طول تحصیل لعنتش میکنیم و بعد از فارغ التحصیلی ، رحمت میفرستیم خودش و جد و آباءش را (که اگر نبود سختگیری هایش الان سرکلاس های ارشد باید در و دیوار تماشا میکردیم)..

حالا اینکه در کارنامه مان درسِ فقط پاس شده(۱۰ تمام!) هم به چشم میخورد که خب قایم کردن ندارد.. اما مهم این است که افتاده چیزی نداریم..

ما در کلاسمان اتفاقات عجیب زیاد داشته ایم.. حتی بارها شده آن شاگرد زرنگ ها.. معدل الفی ها را میگویم. آنها درسی را افتاده باشند یا حتی مشروط شده باشند!

یا مثلا یک بار شاگرد اول کلاسمان رفته.. الان برای خودش استادیار شده آقا روح الله.. در کنار “روزگار” تدریس میکند..

حتی هم کلاسی هایی داشته ایم که بورسیه شان کرده اند و وسط تحصیل رفته اند آنطرف.. اشتباه نکنی ها! (شهدا را میگویم!) به خیالت این اخراجی های دانشگاه را میگویم که به زور پول پدرشان رفته اند از این دانشگاه آشغالی های مالزی و ارمنستان و حتی لندن مثلا!

اصلش همین مقوله ریاست جمهوری هم یک درس چهار واحدی است. ۱ تا چند دارد نمیدانم تا اینجا که حدود ۱۰ تا پاس کرده ایم! حدود را برای این گفتم که دهمی هنوز تمام نشده. آخرین روزهایش هست. داریم فکر ترم بعد را میکنیم.. تجربیات این چند سال دانشگاه چیزهایی دارد به ما میگوید..

ما این بار به کسی که “درکنار رهبری” باشد نیاز نداریم.. درکنار رهبری ، روح خمینی هست! کافی است!

این بار دیگر به دنبال “گفتگو” نیستیم.. نه آسدمحمد! نه! طرف گفتگوی شخصی شما همان سورُس باشد بهتر است. مارا قاطی این گفتگوها نکن!

اصلا خامنه ای دیگر “پسر” هم نمیخواهد! خامنه ای سرباز میخواست.. آی! با توام.. واپسین رییس جمهور که واپسین روزهای صف اولت را میگذرانی! پدر تو حاج احمد بود. رحمت خدا به روح پاکش.. چقدر محبوب خدا بود که رفت و عنتر رقصانی های این سال های آخرت را ندید.. بی تعارف و بی شوخی باید چند روز دیگر بیای ردیف های عقب تر بنشینی.. بخواهی صندلی را سفت بچسپی… اکبر را که یادت هست؟ کنار دیوار ایستاده! رعایت رتبه کنکورش را کردیم که بیرون کلاس نیست! خودت سروقتش می آیی این عقب پیش خودم می نشینی! و نفر بعدی میرود جلو..

نفری بعدی که خامنه ای امامش باشد.. نه هیــچ کلمه دیگری.