پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

برچسب: موسوی

با کمال احترام و ارادت خدمت نابغه ی جنگ شهید حسن باقری و سردار دلیر مقاومت شهید عماد مغنیه
شهید محبوبم را معرفی میکنم: دیده بان مظلوم انقلاب
ماه و محل تولدش و تبارش که محشر است
شهید دکترسید حسن آیت سوم تیر هزاروسیصدوهفده نجف آباد اصفهان
از کودکی تفاوتش با همسن و سالان بارز و مشهود است
و از خردسالی پیگیر اخبار و روزنامه هاست
تحصیلات عالیهٔ خود را در رشته‌های علوم اجتماعی، حقوق، ادبیات، جامعه‌شناسی و روزنامه‌نگاری در تهران به اتمام رساند و همزمان با تحصیل در دانشگاه دروس حوزوی را تا سطح اجتهاد فرا گرفت و به زبان‌های عربی، انگلیسی و فرانسوی نیز تسلط پیدا کرد
بشدت جریان ساز و دارای فهم امنیتی و تشکیلاتی است
مثلا شهید کلاهدوز با آن عظمتش منبع آیت است در ارتش
همان دوازده بهمن پنجاه و هفت پای هواپیمای امام وقتی بنی صدر و قطب زاده را در حال همراهی امام میبیند به بنی صدر میگوید تو برای رییس جمهوری آمدی و به قطب زاده میگوید تو جاسوسی. و خب طبق معمول عده ای تعجب میکنند و عده ای میخندند و عده ای میگویند هیسسسس الان وقتش نیستimage
خب بنی صدر که فرار کرد یک هفته پیش از شهادت آیت
و قطب زاده که اعدام شد چند ماه پس از شهادت آیت

عضو هیات رئیسه و دبیر مجلس خبرگان قانون اساسی یا همان موسسان قانون اساسی است وی را وارد کننده اصل ولایت فقیه در قانون اساسی میدانند

عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی است و دبیر سیاسی این حزب

نماینده دور اول مجلس است از تهران و مخالف سرسخت میر حسین موسوی
دعوا ها با ملی مذهبی ها تا جایی بالا میگیرد که در اعتبارنامه نمایندگی آیت تشکیک ایجاد میکنند و میرسد به جلسه رای گیری بر سر اعتبار نمایندگی آیت
آیت طبق آیین نامه داخلی مجلس تقاضای رای علنی میکند.  یعنی رای هر فرد مشخص باشد و روی برگه های رای اسم بنویسند
غوغایی میشود در مجلس
این عین جمله آیت است: چون این جلسه تاریخی است و من میخوام خطها روشن بشه.  معلوم بشه کی چه کاره است
حالا مروری کنیم برخی مخالفان را
دکتر سلامتیان، خاتمی، مهندس بازرگان، صدر حاج سیدجوادی، ابراهیم یزدی، مهاجرانی، عزت الله سحابی، یدالله سحابی…. چه عاقبت به خیرهایی :))ا
و اما شهادتش. جزو خاص ترین ترور هاست. شصت گلوله برای سکوت
………………………………….. ه

پ. ن
نکته: آیت امیرالمؤمنین نیست که هرکه مخالفش بود جهنمی است و هرکه موافقش عاقبت بخیر و لزوما هرکه در آن جلسه هر رایی داده نظرش موافق یا مخالف همه ابعاد آیت نبوده
بالاخره اوضاع غبار آلود و فضای ملتهب تصمیم گیری را سخت میکند.  مثلا در آن جلسه موسوی خوینی ها رای موافق داده و مصطفی چمران رای مخالف
در این که شهید بزرگوار چمران در آن روز اشتباه کرده شکی نیست.  ولی عاقبتش به خیر شد
و بالعکس خوینی ها
عکس: عکس واتساپ و وایبرم و..  هم که میپرسید همین شهید است..  آآآآن زمان ( سال پنجاه و نه) عکس آقای خامنه ای روی دیوار پشت سرش بوده.  آقا آن زمان به ظاهر با سه چهار یار نزدیک امام فرقی نداشته و بلکه پایین تر هم بوده…  در یک کلام:  این بابا سی سال جلو بوده

مستند اسرار آیت برای دانلود

با کیفیت متوسط :

بخش اول         ۴۶ مگا بایت

بخش دوم          ۴۷ مگا بایت

بخش سوم        ۴۸ مگا بایت

بخش چهارم      ۴۰ مگا بایت

……………………..

با کیفیت خوب :

بخش اول       ۱۳۵ مگا بایت

بخش دوم      ۱۳۹ مگا بایت

بخش سوم     ۱۳۸ مگا بایت

بخش چهارم     ۵۳ مگا بایت

ما سی و چند سالی می شود که کنکور داده ایم.. کنکور انقلاب..

سی و چند سالی است داریم در دانشگاه جمهوری اسلامی واحد میگذرانیم.. نفاق ، تحریم۱ ، تحریم۲ ، ترور۱ تا ۷۲ ، اقتصاد۱ و ۲ و n.. مدیریت استراتژیک..  دفاع مقدس برای ما اختیاری نبود.. یک درس هشت واحدی اجباری بود. ما حتی آزمایشگاه مقاومت “مصالح” هم گذرانده ایم!

همه این دروس را اما یک استاد است که دارد ارائه میکند.. استاد “روزگار” را میگویم. از آن اساتید سخت گیر و سه پیچ است. از همان هایی که در طول تحصیل لعنتش میکنیم و بعد از فارغ التحصیلی ، رحمت میفرستیم خودش و جد و آباءش را (که اگر نبود سختگیری هایش الان سرکلاس های ارشد باید در و دیوار تماشا میکردیم)..

حالا اینکه در کارنامه مان درسِ فقط پاس شده(۱۰ تمام!) هم به چشم میخورد که خب قایم کردن ندارد.. اما مهم این است که افتاده چیزی نداریم..

ما در کلاسمان اتفاقات عجیب زیاد داشته ایم.. حتی بارها شده آن شاگرد زرنگ ها.. معدل الفی ها را میگویم. آنها درسی را افتاده باشند یا حتی مشروط شده باشند!

یا مثلا یک بار شاگرد اول کلاسمان رفته.. الان برای خودش استادیار شده آقا روح الله.. در کنار “روزگار” تدریس میکند..

حتی هم کلاسی هایی داشته ایم که بورسیه شان کرده اند و وسط تحصیل رفته اند آنطرف.. اشتباه نکنی ها! (شهدا را میگویم!) به خیالت این اخراجی های دانشگاه را میگویم که به زور پول پدرشان رفته اند از این دانشگاه آشغالی های مالزی و ارمنستان و حتی لندن مثلا!

اصلش همین مقوله ریاست جمهوری هم یک درس چهار واحدی است. ۱ تا چند دارد نمیدانم تا اینجا که حدود ۱۰ تا پاس کرده ایم! حدود را برای این گفتم که دهمی هنوز تمام نشده. آخرین روزهایش هست. داریم فکر ترم بعد را میکنیم.. تجربیات این چند سال دانشگاه چیزهایی دارد به ما میگوید..

ما این بار به کسی که “درکنار رهبری” باشد نیاز نداریم.. درکنار رهبری ، روح خمینی هست! کافی است!

این بار دیگر به دنبال “گفتگو” نیستیم.. نه آسدمحمد! نه! طرف گفتگوی شخصی شما همان سورُس باشد بهتر است. مارا قاطی این گفتگوها نکن!

اصلا خامنه ای دیگر “پسر” هم نمیخواهد! خامنه ای سرباز میخواست.. آی! با توام.. واپسین رییس جمهور که واپسین روزهای صف اولت را میگذرانی! پدر تو حاج احمد بود. رحمت خدا به روح پاکش.. چقدر محبوب خدا بود که رفت و عنتر رقصانی های این سال های آخرت را ندید.. بی تعارف و بی شوخی باید چند روز دیگر بیای ردیف های عقب تر بنشینی.. بخواهی صندلی را سفت بچسپی… اکبر را که یادت هست؟ کنار دیوار ایستاده! رعایت رتبه کنکورش را کردیم که بیرون کلاس نیست! خودت سروقتش می آیی این عقب پیش خودم می نشینی! و نفر بعدی میرود جلو..

نفری بعدی که خامنه ای امامش باشد.. نه هیــچ کلمه دیگری.

 

 همه مان زمانی که از مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی (ره)  به منزل برگشتیم و مراسم را در خبر ۱۴ دیدیم متوجه امری غیر طبیعی شدیم..  حضرت آقا دارند سخنرانی میکنند و عده ای از شخصیت های تراز اول نظام روی سکویی کنار جایگاه سخنرانی نشسته اند:

 از سمت چپ به ترتیب

۱- سید حسن مصطفوی

۲- آیت الله مهدوی کنی (رییس مجلس خبرگان)

۳- احمدی نژاد (رییس جمهور)

۴- آیت الله آملی لاریجانی (رییس قوه قضاییه)

۵- هاشمی رفسنجانی (رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام)

۶- آیت الله هاشمی شاهرودی

۷- آیت الله جنتی (رییس شورای نگهبان)

۸- علی لاریجانی (رییس مجلس شورای اسلامی)

۹- موسوی بجنوردی (؟؟)

۱۰- رحیمی (معاون اول رییس جمهور)

نفر دوم از راست

دوربین دوم که به سمت جمعیت است عده زیادی از مسولین نظام همچون وزرا و فرماندهان ارشد نظامی را آن پایین در صف اول که با یک میله سفید از جمعیت جدا شده نشان میدهد.

دوربین سوم. پشت میله سفید بازهم چهره های آشنا.. نمایندگان مجلس و …

به تدریج که دوربین به عمق جمعیت حرکت میکند از چهره های معروف و معروفیت چهره ها کاسته میشود.. تا جایی که یکدست امت حزب الله دیده میشوند..

دوربین چهارم که فضای باز و بیرون جایگاه را نشان میدهد باز هم یک پارچه امتی را نشان میدهد که در اوج گرما و زیر آفتاب سوزان دل به سخنان سید علی خمینی.. ببخشید! خامنه ای سپرده اند و شهید داده اند و تحریمها تحمل کرده اند و اغتشاشها جمع کرده اند و راهپیمایی ها کرده اند و ساندیس ها گرفته اند و بصیرت ها دارند و به فرمان رهبر دندان روی جگرها گذاشته اند و نفس منحوس فتنه گران را در شهرشان تحمل میکنند و منحرفان را در دولت می بینند و پیش گویی وقیحشان را میشنوند و “انقلاب را در دست نا اهلان و نامحرمان” می بینند و دم نمیزنند و…

کجا بودم؟ آها! امری غیر عادی که همه مان متوجهش شدیم.. فردی که غیر از یک نام چیزی از ایشان در دستمان نیست آن بالا چه میخواهند؟ اصلا ایشان جلوتر از آن میله سفید چه میکنند؟ اصلا تر! چرا زیر سقف هستند و سایه بالای سرشان هست؟ صبر کنید.. چهره شان برایم آشناست.. آها یک عکس از ایشان پیدا کردم. عکس از یک میز در مجلس عروسی است و محمد خاتمی و میرحسین موسوی و کرو.. ئه! اینها که سران فتنه اند! او با اینان چه میکند؟ طرف دیگر میز.. بگذریم!به به!

نخیر الان که بیشتر میگردم عکسهای بیشتری از او با سران فتنه میابم.. اصلا عکس تکی از او نیست!

برگردیم به اصل موضوع.. فردی که جز یک نام و چند عکس چیزی از ایشان در دستمان نیست آن بالا چه میکنند؟ اصلا ایشان که عکس تکی ندارند و هرچه هست با سران فتنه است در مراسم چه می کنند؟ داخل که مسولین اند بیرون هم امتی که گفتم.. او در حرم امام چه میخواهد؟ این نکبت در چند قدمی آقای ما چه غلطی می کند؟ نفس آلوده اش آقایمان را اذیت کرد چه؟ چه کسی او را اینجا راه داده؟ اوه گویا به اسرار مگو نزدیک شدم! صلوات بفرستید!

شبهه

بهمن ۹

“اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، به چه حقی ملت پنجاه سال قبل از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند؟ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست”. …

همانطور که میدانید این سخنان امامان خمینی است در ساعات اولیه بازگشت به وطن در بهشت زهرا.

اما تا به حال به این فکر کرده ایم که آیا می شود این حرفها را در هر زمان گفت؟ اینها را اگر در بهمن ۸۹ رضا مهربان بگوید چه اتفاقی می افتد؟

همانطور که در بهمن ۵۷ روح الله خمینی (ره) این جملات را برای رهایی از طاغوت پهلوی گفت امروز من برای رهایی از رژیم خونخوار جمهوری اسلامی با آن حاکم قسی القلبش که خون جوانان مردم را به راحتی می ریزد و پول مردم را در حلق آن لبنانی ها و فلسطینی های گدا گشنه میریزد…

به راستی چرا من باید پاسوز رای پدرم باشم؟ پدر و مادرم به جمهوری اسلامی آری گفتند؟ خب نوش جانشان! تبعاتش را هم دیدند و هم چشیدند! بس نبود ۸ سال جنگ؟ ۳۰ سال تحریم؟ هر روز تهدید؟ هر روز ترور؟ هر روز آشوب؟ هر روز گرانی و فقر؟..

اما من نه! من با صدای بلند میگویم نه!.. نه! به این رژیم! نه! به تبعاتش.. نه فقط من.. که همه دوستانم.. فکر میکنم همه هم سن و سال هایم.. همه نسل من.. همه جوانان..

می گویند نه! به این رژیم ستم ولایتی (جایگزین ستم شاهی!)..

نه! به قوانین محدود کننده پوشش و حجاب..

نه! به این برنامه های بدون جذابیت صداوسیما!..

نه! به این همه افسردگی و ماتم و هیات وهیات..

ما میخواهیم آزاد باشیم.. اصلا چرا رفراندومی مانند رفراندوم فروردین ۵۸ برگزار نمی شود؟ که فصل الخطابی باشد و تکلیف ما را مشخص کند؟ که با صدای بلند بگوییم نه! و اینان را از قدرت پایین بکشیم ؟

اما.. اما چرا در انتخاباتی که برای تعیین جزئی از این نطام است (رئیس جمهور) درصد مشارکت مردم ۷۰٫٫۸۰٫٫ این آخری به ۸۵ رسید!!؟ مگر نه این که با شرکت شما در انتخاباتی که این نظام مجری و متولی آن است ، یک جورهایی به این نظام آری گفته اید؟ خب پس چرا شرکت می کنید؟ خب شاید تقلب میکنند؟.. من که از خودم و دوستان و همسایه ها مطمئنم که شرکت نکرده اند. خب پس این همه رای از کجا آمده؟ ولی..

ولی پارسال هم که بیشتر از هر وقت از تقلب صحبت شد هیچکس حرف از “تقلب در مجموع آرای شرکت کنندگان” نزد! چرا؟؟

یعنی دائم حرف از این بود که جنس آرا یا رنگ آرا عوض شده ، تعداد آرای فلانی از بهمانی بیشتر شده و نباید میشد.. کسی اما نگفت کل آرا زیاد شده و نباید میشد.. چرا کسی نگفت ۸۵% مشارکت دروغ است؟

شاید.. شاید من اشتباه میکنم؟.. شاید من فقط خیال میکنم که همه ی هم سن و سالهام مثل من فکر میکنند…