پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

برچسب: سوریه

به نام نامی الله
ما معتقد به قصاصیم.  همان اصل عصر حجری
همان که ناقض حقوق بشر مدرن است
آری!  ما به پشتوانه ایدولوژی شیعه حکومت راه انداخته ایم
با کم و کاستی هایش.  که به خودمان مربوط است
و اعتقادمان این است که جز با قوانین خدا.  نظم حاکم نمیشود
ما قصاص میکنیم متجاوز را.  چشم در مقابل چشم.  دست در مقابل دست
دنیا هم مسخره مان کند.  ذره ای خدشه ای وارد نمیکند
اما همین قصاص که صدای بشر مدرن را در آورده.  کارکردش فقط درون مرزهای بلاد اسلامی است
ما فقط شهروند متجاوز را قصاص میکنیم
اساسا در مورد دشمن اعتقادی به قصاص نداریم
چشم؟  در مقابلش کلی چشم  همه چشمان صهیونیست ها فدای یک چشم جهاد
اصلا هفده که عدد رندی نیست.  حزب الله هم که بیانیه ی شماره یک داده
بشمارید بیانیه ها را و چشم ها را… اما
سپاه که بیانیه نداده.  داده؟
الله دادی؟ الله گرفتی! خدا داده بود به مادرش.  امانت داری کرد و پس داد
حالا خون بهای یک سردار.  چند ژنرال و افسر و باقی انواع سگهای اسراییلی بیارزد خوب است؟
آری. در فقه شیعه..احکام انتقام و قصاص فرق میکند
کلی چشم در مقابل چشم
خیلی دست در مقابل دست

سلام مرد!
اول مرد! آخر مرد! مرداً فوق کل مرد!
با  تو ام نه آقای پهلوانان و لوتی ها.. نه آقای عالمان و حکیمان! نه پدر قلم و اَلَم! .. نه عالم غیرعَلَمَ..
با تو ام ای “هوَ” .. به عربی او یک مرد!
مرد در شب کوچه ها.. در پس نبرد!
جواب بده! چه کرده ای؟..
بگو که بدانیم ما هم.. بگو اگر غریبه ها میدانند فرزندانت هم بدانند جرمت چیست..
بگویمت سبط اکبر را.. شاهد ماجرای مادر را.. تابوت سالم نماند..
دِ آخر مرد! چقدر ساکتی؟!
بگو چه کرده ای که این چنین “ویعدّوا لنا مایستطیعوا من قوّه”!!
تا آنجا که خون خدا را ریختند.. بُغضاً لابیه!… و قاتل در گودال میگریست..
و آنجایی که گفتند حسین معجزه کرده.. این نبی است که به میدان آمده رجز میخواند..
شمشیر ها به زمین افتاد..
و خواند.. انا علی بن حسین بن علی..
زنا زاده فریاد زد.. بزنیدش! او از علی است.. اسمش علی است..
زدند.. ا ر ب ا ار ب ا..
و همین نزدیکی ها در پاراچنار.. چه بسیارند اکبرها.. اربا اربا..
عمار را..  اویس قرنی را.. حُجر را یادت هست؟
مزارش رفته بودم.. البته سر در بدن نداشت.. سرش جای دیگریست آنجا هم رفته ام.. پشت مزار نوه ات..
در کوچه پس کوچه هایی که حقیر اگر سر حجر آنجا نبود جرات میکردم بگویم کوچه های “حقیر”..
حجر را که میدانم جرمی ندارد.. جز شریک جرمی تو! نه شبّیح بشار است..نه بسیجی خامنه ای..
عمار و اویس را همان اول بی مزارشان کردند که از شرم بقیع عرق نریزند…
امّا الحُجر..
خرجوه من قبره و سَرَقوا جِسمَه… ثُمّ دَمّروا مزاره..
که حجر هم بوی کربلا گرفت.. شرمنده اربابش نباشد..
بر این مصیبت روزها بر سینه زنیم و شبها بگرییم کم است.. شاید عزای عمومی نباشد حجر ، خفتگان دولت مارا..
عزای خصوصی که هست؟
نمیدانم چیست.. هر چه هست زیر سر توست.. خودت بگو چه کرده ای..
بگو که بدانیم این جماعت چرا ایـــــــــــن قدر از تو بیزارند!

image

چرا این قدر به خون ما تشنه اند؟!
آخر بگو.. ما تاوان کدام کار تو را میدهیم؟
جز برپایی قسط و عدل.. جز نجاتشان من ظلمات الجهل.. جز..  جز مردانگی چه کرده ای؟
شعب ابی طالب.. پدرت..
میدانی کجا را میگویم..
شیعیان حلب را..
محاصره اند.. دو ماه و چند روز بیش!..
حافظان قران ها و پیشانی های پینه دار محاصره کرده اند..
قرآن ناطق! علی! حرفی بزن..
نه آقا جان! “خالف نفسک تسترح” یعنی چه؟؟ ما از این حرفها به کارمان نمی آید..
میدانی.. بلد نیستیم! مسلمین اگر از این کارها بلد بودند که کارشان به اینجا نمیکشید…
تو فقط اعتراف کن.. و بگو چطور ما جبران کنیم؟..
……………………………و
پ.ن۱: اشاره به آیه واعدوا لهم مااستطعتم من قوه
پ.ن۲: شبیح در عربی به معنای مزدور و چماق به دست هست

پ.ن۳: ممنون از رجا و تعامل و مشرق و عقیق برای نشر این قطرات..

سردار حسن شاطری.. مهندس حسام خوشنویس
همسایه ی تهران و بیروت ما
آآآی پای ثابت دعای ندبه منزل دیپلمات ها و دعای کمیل های شب جمعه سفارت.
آی هیاتی!
یادت هست..
یادمه از مکه که برگشتی بهت گفتم مهندس عینکت کوش؟
گفتی نمیزنم دیگه!
گفتم لیزیک کردی؟
گفتی نه بابا..
گفتم خب لازک؟
گفتی : سرمو گرفتم زیر آب زمزم.. چشامو شستم.. عینکم توی سطلای حرم موند.. دیگه نمیزنم!
گفتم: اگه…؟
گفتی: اگه نداره!
گفتم: بیخیال عمووو
گفتی: به جون رضا شوخی نمیکنم..
کارت مهندسی بود و خب دقت میخواست..
چه دور رو میخواستی ببینی.. چه نقشه رو..
به ج و ن رضا شوخی نکردی…

 

مهندس
شنیدم بدنت رو درب و داغون آوردن..
لابد این بار غسل کرده بودی که بندازیش دور..
آی مشدی! دارم اینجا میگم که خلق الله شاهد باشن..
ما نون و نمک خوردیم باهم..
والله نامردی اگه یادم نکنی…
اگه فرداروزی داد زدم گفتم: مـهـنـــدس!
اگه نشنیدی یا خدایی نکرده خودتو زدی به نشنیدن..
این جماعت شهادت میدن به بی معرفـتـیـت!..
خوشا به حال و روزت..
خوشا به سعادتت..
خوشا به پایان کارت..

یاعلی مددی..
……………..

پ.ن: همین مطلب در تعامل   شفاف ..

البته نمیدانم این سایت ها همرزم بودن من و مهندس را از کجا میگویند! سن و سال من گواه بر چگومگی ماجراست!  لکن چه افتخاری بزرگتر از این که حتی به سهو انسان را همرزم شهید بخوانند!

 

راجع به سوریه حرف زیاد زده شده و میشود. اما کلامم را باخاطره ای میدانی آغاز میکنم. نشنیده اید!

۱- حدودا ۹ ماه پیش در اوج درگیری های شهر حمص. مخالفان نظام حاکم ، در منطقه البیاضه مسجد المصطفی که متعلق به شیعیان است را به تصرف درآوردند. راجع به تصمیم گیری برای این مسجد دو ایده مطرح شد. عده ای گفتند در بالای مسجد پرچم “جیش الحر” یا همان مخالفین به اهتزاز درآید . اما طیف دوم با بیان این نکته که کلا بنای این مسجد از باطل است خواستار تخریب مسجد شدند. این اختلاف نظر منجر به درگیری و در نهایت کشته شدن سی و چند تن از مخالفین نظام حاکم سوریه شد.

۲- بر هیچکس استبداد نظام حاکم سوریه در سال های گذشته و ویژگی های نظام پلیسی حزب بعث پوشیده نیست. هرچند بشار در سال های گذشته به دنبال اصلاحاتی بوده و تا حدودی جو بسته زمان پدر را تغییر داده. لکن با وجود اطرافیانی که تفکر بعثی غلیظ دارند و بعضا از زمان پدر برجای مانده اند ، تا رسیدن به فضای مطبوع اجتماعی فاصله دارند. البته این بحران ها باعث شد ره چند ساله چند شبه طی شود و به یاری خدا بعد از آرام شدن اوضاع تغییرات و اصلاحات بیشتری را شاهد خواهیم بود.

اما روی صحبتم با کسانی است که برای حکومت اسد ، مشروعیت و بهتر بگویم برای حمایت جمهوری اسلامی دلیلی نمیبینند و معتقدند ما بی جهت داریم هزینه میدهیم.

۳- با مشاهده چنین اتفاقاتی (نظیر مسجد المصطفی) انسان به علت حمایت رژیم صهیونیستی از مخالفین نظام اسد بیش از پیش واقف میشود. شما تصور کنید اگر این آش شله قلمکار بر سوریه حاکم شوند چه خواهد شد. انقلاب ما که رهبری داشت و سازمان یافته بود و بدنه انقلاب اکثرا به دنبال منفعتی برای خود نبودند، پس از پیروزی، با انواع اشخاص و گروه های مدعی سهم در حکومت و بحران هایشان روبه رو شد. از این انقلاب چه انتظاری میرود؟ بدیهی است رژیم صهیونیستی، سوریه ی ایده آلش را یافته و حتما از آن حمایت میکند!

۴- سوریه به عنوان متحد قدیمی و جدی ما در منطقه و تنها کشور عربی بود که در طول هشت سال دفاع مقدس به اتحادیه عرب پشت کرد و مردانه به حمایت از ایران پرداخت. حال سوریه در خطر است. وجدان و مرام حکومت داری به ما چه میگوید؟ الان وقت سنجش منافع است؟ شکی نیست که سوریه در حلقه اعراب منافع بیشتری داشته تا کنار ایران.

 ۵- مردم جنوب لبنان در پاسخ به قشر ۱۴ مارس و به اصطلاح طرفداران غرب که “چرا به خاطر ایران هزینه میدهید؟” علاوه بر تمام پاسخ های اعتقادی، میگفتند “در عوض ایران هم در روز سختی جانانه از ما حمایت کرد.”
به نظر شما با خالی کردن پشت اسد آیا آبرویی برای ما نزد متحدان خارجی مان و یا متحدان آینده مان میماند؟

بحث های اعتقادی و اسلامی اصلا به کنار. ملی گرایانه و منافع طلبانه بنگریم.. آیا در بلند مدت یا حتی در کوتاه مدت پشت کردن به اسد سود چشمگیری برای ما دارد؟

 

 

دستگاه دیپلماسی دولت با امریکایی تلقی کردن تحرکات مردمی منطقه تا دو سه روز اخیر عدم تحرک خود را توجیح میکرد برای این موضوع به این مطلب صباح الخیر! نیز میتوانید مراجعه کنید

نکاتی در رد کردن فرضیه آمریکایی بودن انقلاب های منطقه

۱- شعارها و تحرکات و تابلوهای این انقلابها هیچکدام به نفع امریکا نبوده و بالعکس مواردی از آتش زدن پرچم امریکا یا اسراییل مشاهده شده

۲- تاریخ نشان میدهد امریکا هیچگاه توانایی کشاندن جمعیت به این بزرگی را به خیابان ندارد..

۳- جنس جمعیت اغلب از مستضعفین و مذهبی ها هستند

۴- با فرض غلط بودن هر سه نکته قبل امریکا توان پیاده کردن هماهنگ این جریان را در چند کشور آنهم همسایه ندارد

۵- سود امریکا تا اینجای کار چه بوده؟

 اما شنیده های موثق حاکی از آن است که جریان انحرافی باتوجه به تحرکات سوریه(شام) این انقلاب ها را زمینه ظهور دانسته و منتظر خروج سفیانی از شام است! لذا ترجیح میدهد بگذارد خود حضرت وارد اقدام شوند و بهتر است ما مانع ظهور نشویم!!

گروهک فرقان حرفشان چه بود یادتان هست؟ قیام وظیفه ما نیست! آقای خمینی با این کارهایشان سعادت زیارت حضرت را دارند از ما میگیرند! دارند مانع ظهور میشوند!

نوع کم خشونت ترشان حجتیه را که به خاطر دارید؟ ظهور حضرت را با جمع آوری فساد عقب نیندازید فقط تمام هم و غمتان این باشد که به ایمان خودتان لطمه ای نخورد!

این تفکر باعث شد تا بعضیهاشان کمی منحرف تر به این فکر کنند که با کمک به شیوع و رواج فساد ظهور نزدیک تر شده و احتمال سعادت زیارت حضرت بیشتر میشود. فقط ایمان خودمان ختشه ای نیابد!

سوال: ظهور حضرت مهم تر است یا خشنودی حضرت؟ با فرض درست بودن همه تفکرات عجیب و غریب حجتیه.. اگر العیاذ بالله ظهور را نزدیک کردیم یا به قول دوستان حضرت را ظهوراندیم.. چه داریم در جوابش بگوییم وقتی که میگوید از مظلوم دفاع کردید؟ امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و تولی و تبری فقط برای بعد از ظهور من است؟ یعنی نیمی از فروع دین شما بعد از ظهور من فعال میشود؟

امام خمینی(ره):

شما فکر کنید بعد از ظهور حضرت صاحب چه کار میکنید؟… خب آن کار را همین الان بکنید!.. حضرت به وقتش می آید!..