پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

برچسب: انقلاب

طی چند روزی که از اعزام مهدی هاشمی رفسنجانی به اوین می گذرد شاهد حجم وسیعی از مظلوم نمایی ها و تمجید ها از عملکرد صبورانه و متین خانواده ی هاشمی بوده ایم.
تا جایی که گستره ی این تمجید ها به یکی از پایگاه های مشهور خبری اصولگرا نیز رسید و سایت الف روز چهارشنبه در مطلبی با عنوان “موضع هاشمی درباره مهدی” به تشریح عملکرد آیت الله و صبر مثال زدنی وی!! پرداخت. بدیهی است که جناب آقای هاشمی در محافل خصوصی مواضعی علیه این حکم داشته اما انتظار دیدن موضعی رسمی علیه حکم از سیاستمدار باسابقه ای همچون ایشان ، بسیار کودکانه است.

هرچند که مواضع رسمی خانواده و مرتبطین درواقع پوسته ی بیرونی موضع آیت الله است ، لکن ما برای بررسی موضع ایشان به تنها خروجی رسمی یعنی فیلم وداع آیت الله با فرزندش مراجعه میکنیم.

آقای هاشمی در این فیلم با پسرش همچون قهرمان رفتار می کند. قهرمانی که به ظلم گرفتار شده و ناچار به تسلیم مصلحتی است!
ایشان در این فیلم به مهدی میگوید: « من به روشنی می‌بینم که ان‌شاءا… به‌زودی سالم و با‌نشاط بیرون می‌آیید و وارد جامعه می‌شوید برای خدمت! و خداوند اجر زحمات طولانی‌ات را فراموش نخواهد کرد. جامعه هم بحمدالله تاکنون متوجه شده و بیشتر متوجه خواهد شد. خدانگهدار.»

البته بدیهی است که هیچ پدری در لحظه وداع با فرزندش شادمان نیست، اما نه هاشمی یک پدر معمولی است، نه مهدی یک مجرم معمولی.
و
مشخصا این فیلم یک فیلم تصادفی و اتفاقی نیست و نحوه انتشار آن همانند لو رفتن فیلم های شخصی!
این فیلم بنوعی کارگردانی شده است. سناریویی با شخصیت ها و لوکیشن و دیالوگهای طراحی شده.
-پدری با ظاهری ساده و پریشان
-پسری آرام و ثابت قدم که ناگفته تداعی گر اختیار وی در تسلیم خویش است
-لوکیشن فضایی ساده و صمیمی که هیچ ارتباطی با دانسته های مردم از زندگی اشرافی این خانواده ندارد

-دیالوگی حاوی نکات زیر:

۱-این دیالوگ نشان می دهد آیت الله حکم را قبول ندارد. قبول داشتن و نداشتن وی فی نفسه مهم نیست. البته از منظر قضایی.‎
اما از منظر سیاسی-اجتماعی مهم است.‎
چرا که وقتی نخبگان جامعه با قانون بصورت گزینشی برخورد کنند -نوءمن ببعض و نکفر ببعض- از مردم نمی توان انتظار قانون گرایی داشت.

۲-مدعی است جامعه نیز حکم را قبول ندارد. جامعه ای که از عوام و نخبگان آن مدام عدالتخواهی مساوات شنیده می شود. جامعه ای که از نظام آقایی و آقازادگی بیزار است. چگونه می شود که از حکم معروفترین آقازاده ه مختلس ، ناراضی باشد؟ که اگر نارضایتی ای هست از ناچیز بودن حکم درقبال عنوان جرم است! و البته چنین جمعبندی از ایشان بسیار بعید است. به نظر می رسد آیت الله باید در منابع جمع آوری و نظرسنجی های اجتماعی خود تجدید نظر کنند. گویا عده ای نمیخواهند ایشان با واعیت روبرو شوند
امروز اگر جامعه سوالی داشته باشد این است که آیا با آقازاده حاج آقا مثل یک زندانی عادی برخورد می شود. آیا کنایه حاج آقا برای آزاد شدن زودهنگام مهدی نشان از اعمال فشار در پرونده ندارد؟

۳-مدعی است مهدی نه تنها مجرم نیست بلکه زحماتی طولانی داشته و خداوند برخلاف دادگاه به این زحمات واقف است.آیا منظور آیت الله از زحمات طولانی فرزندش ، تحمیل بدهی چند میلیارد دلاری برای کشور یا تشدید تحریم ها یا اخذ رشوه در ازای فشار به وزارت نفت وقت است؟ یا شاید حاج آقا هزینه شدن شهریه جوانان مردم در دانشگاه آزاد برای رقابت انتخاباتی را خدمت آقا مهدی توصیف می کند

۴-مدعی است مجرم بودن در جمهوری اسلامی و به زندان رفتن باعث محبوبیت می شود. همان ادعایی که صریح ترش را عفت مرعشی مادر مهدی ، عنوان کرد و گفت “انقلاب از اوین شروع می شود!”
با فرض هدف بودن کسب محبوبیت ولو از هر طیفی ، ایجاد محببیت در بین انسانها. نیازمند همدردی و مبارزه دوشادوش با آنهاست. چه مردم انقلابی ، و چه ضدانقلاب ! و فرزند گرامی ایشان اولا حیاتی کاملا جدا و مجزای از مردم دارد به مانند باقی اعضای خاندان و هیچ بویی از دردهای رایج جامعه نبرده، ثانیا عنوان جرمی ایشان ابدا امنیتی و سیاسی نیست که در میان طیفی ایجاد محبوبیت کند. هیچ احدی در این کشور طرفدار مختلس و اخاز و رشوه گیر نیست . چه انقلابی چه ضدانقلاب چه خاکستری

………….
البته بی اعتنایی آیت الله به قانون امری باسابقه است که حملات وی به انواع نهادهای حکومتی از شورای نگهبان و قوه قضاییه و ستاد انتخابات تا زیر سوال بردن انواع مراحل قانونی و سازو کارهای پیش بینی شده در قانون اساسی ، فقط بخشی از آنهاست. بدیهی است پرداختن به موضوع “نسبت آیت الله با قانونمداری” خود مجالی جداگانه میطلبد که طی روز های آینده ارایه خواهد شد.

 

…………………………….

این مطلب امروز در صفحه تاملات روزنامه وطن امروز عرضه شد

آقاى بهشتى اوائل انقلاب در یک تعبیرى میفرمودند، برخى مواقع دوستان نزدیک به من میگویند تو صراحت هاى بیجا دارى، یک چیزى که از تو میپرسند، هرچه که در اسلام یافتى و سریع به ذهنت میاید بیان میکنى و این باعث میشود که یک عده رم میکنند و عده اى تو را در جامعه تخریب میکنند، یک کمى محاسبه کن و هرچیز راستى را نگو
ایشان در جواب میگوید که این دوستان حسن نیت دارند اما من در جواب آنها این آیه قرآن را میخوانم که ،

” إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَـئِکَ یَلعَنُهُمُ اللّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُون”

کسانى که بینات و هدایت الهى و آنچه که خداوند در کتاب خودش بیان کرده را میشناسند ولى کتمان میکنند و با افکار عمومى در میان نمیگذارند، مصادیق و مفاهیم اش را بیان نمیکنند، خداوند اینها را لعنت و نفرین میکند و نفرین همه نفرین کنندگان بر آنها باد

“از قدرت کلمات درست استفاده کنیم”

 

وعده داده بودم راجع به جریان شیرازی ها مطلبی بنویسم که بر سر قولم هستم. اما برادر بزرگوارم علی آقای الفت پور مطلبی نگاشته اند که برخود واجب دیدم بازنشر کنم

 هفته برائت، لعن عایشه، ترویج قمه زنی و مخالفت با ایران و حزب الله و…

آنچه باید درباره جریان شیرازی­ ها و فرقه جدید افراطی شیعه دانست؟

محمد علی الفت پور

 

اشاره: یکی از جریاناتی که در دو سه سال اخیر قوت گرفته و در حال رشد و نمو است جریان جعلی شیعه نمایی است که در حاشیه و متن بیوت یکی از مراجع تقلید قم به نام شیرازی شکل گرفته است. جریانی که یکی از بسترهای رشدش را از طریق هیات­های مذهبی دنبال می­کند. این جریان غیرمعقول که بدون نگاه به مکان و زمان و بدون توجه به مسائل جاری در جهان اسلام، به اشاعه بدعت­هایی می­پردازد که نتیجه آن جز کشتار شیعیان بی­گناه نیست.

شبکه‌های ماهواره­ای متعدد، امپراتوری اینترنتی و مراکز وسیع آموزشی در کشورهای مختلف اسلامی، تنها ثمره بخشی از حمایت‌های مادی و توزیع پول‌های کلان این جریان است. این در حالی است که کشورهای اروپایی شبکه‌های بین المللی جمهوری اسلامی ایران را می‌بندند و شبکه المنار حزب­الله در بسیاری از ماهواره‌ها توقیف شده و اجازه پخش ندارد. این جریان باوجود اینکه ادعای حمایت و دستگیری از تمام شیعیان و محبان اهل بیت را دارد، اما در ماجرای سوریه کوچک­ترین اظهارنظری نکرده است. حتی زمانی­که دشمن در صدد تخریب مرقد مطهر حضرت زینب(سلام الله علیها) بود هیچ عکس ­العملی از این فرقه نشان داده نشد. تکته جالب ماجرا جایی است که تنها جریان مسلمانی که بعد از تکفیری‌ها علیه سید حسن نصر الله در لبنان فعالیت می‌کند، این جریان است.

راهکار این فرقه در جذب هیئات مذهبی تاکید بر هیات غیرسیاسی است. دلیلی که این جریان بر این مساله اقامه می کند فرار مردم عادی از هیئات با بیان مسائل سیاسی است. ولی این فرقه در اصل، به دنبال ایجاد شکاف بین هیات­ ها و نظام اسلامی هستند.

در ادامه به بخشی از تاریخچه فعالیت و اندیشه­های انحرافی این جریان اشاره خواهیم کرد:

 

از نمازخواندن پشت امام تا مقابله با انقلاب اسلامی

آیت‌الله سید محمد شیرازی برادر بزرگ‌تر شیرازی‌هاست که از همان ابتدای مطرح شدن امام به عنوان زعیم تشییع با ایشان مشکل پیدا کرد. با وجودی که مرحوم آیت‌الله شیرازی هنگام ورود امام به کربلا استقبال بسیار خوبی از ایشان به عمل آورد و حتی از امام خواست که به جای او در صحن امام حسین نماز جماعت بخواند، اما پس از رحلت آیت‌الله العظمی حکیم و طرح مرجعیت آیت‌الله شیرازی از سوی کربلایی‌ها این روابط تیره و سرد شد.

در خاطرات روز ورود امام به کربلا و سنگ تمام سید محمد شیرازی در استقبال از امام گفته شده است: «عصر روز جمعه ۱۶/۷/۴۴ امام خمینی همراه با شهید سید مصطفی و شماری از علما و روحانیان عازم کربلا شد. در سی کیلومتری شهر کربلا در قصبه «مسیب» نزدیک پانصد نفر از علما و محصلان علوم اسلامی کربلا و نجف و شماری از مردم به استقبال امام شتافتند. هنگام ورود به کربلا بلندگوی صحن مطهر امام حسین (ع) به صدا در آمد و ورود امام خمینی را به پیشگاه قهرمان شهید کربلا حضرت حسین بن علی علیه السلام و عموم اهالی آن شهر مقدس تبریک گفت و رو به آستانه حضرت امام حسین (ع) کرد و گفت: «امروز یکی از فرزندان فداکارت که به پیروی از راه و فکر تو قیام کرده و آوارگی کشیده به حضورت می­آید» آنگاه خطاب به امام خمینی گفت: «ای مجاهد!، ای قائد! به شهر جدت حسین خوش آمدی». پلاکاردی در درب قبله صحن مطهر حضرت امام حسین (ع) بالا برده بودند که این شعار روی آن جلب نظر می‌کرد: «ترفوف رایه­الاسلام بید آیه الله الخمینی»

 

«سید محمد شیرازی نفر دوم سمت راست در استقبال از ورود امام به کربلا»

 

در همین حال در مدخل شهر کربلا پشت صحن حضرت ابوالفضل و درب صحن حضرت سیدالشهدا (ع) چندین رأس گوسفند از طرف اهالی شهر قربانی شد… پس از زیارت، نماز مغرب و عشا را بنا به درخواست آقای سید محمد شیرازی به جای او در صحن مطهر برگزار شد و انبوهی از روحانیان و مردم به او اقتدا کردند. پس از پایان نماز آقای شیرازی از طرف اهالی کربلا از امام خواست که اقلاً برای یک هفته در کربلا توقف نماید. این درخواست از طرف امام پذیرفته شد و امام مدت یک هفته ای که در کربلا توقف داشتند نماز را به جای آقای شیرازی به جماعت برگزار می‌کرد. در شب اول ورود امام به کربلا در اقامتگاه او نزدیک به پانصد نفر از روحانیان و مردم اطعام شدند و جشن باشکوهی به مدت سه روز در کربلا برگزار شد و اشعار و قصاید زیبایی در مدح ایشان و نهضت اسلامی ایران سروده و خوانده شد.»

 

آیتالله خویی: کار این سید، شبهه‌ناک است

 البته مهم‌ترین مخالفت‌ها با مرجعیت این آیت‌الله جوان مقیم کربلا از سوی آیت‌الله خویی و آیت‌الله سید محمود شاهرودی صورت گرفت و این دو مرجع تقلید در موضع‌گیری‌های تندی اجتهاد سید محمد شیرازی را زیر سؤال برده و طرح مرجعیت وی را مشکوک قلمداد کردند.

آیتالله العظمی سید ابوالقاسم خویی و آیت‌الله العظمی شاهرودی هر یک به طور جداگانه اعلامیه‌ای علیه ایشان صادر کردند. آقای شاهرودی در اعلامیه‌اش متذکر شده بود که آقای شیرازی مجتهد نیست و شاهد بر این مدعا، نیز استاد وی آقای شیخ یوسف حائری است که در نوشته‌ای تصریح کرده، آقای شیرازی به حد اجتهاد نرسیده است. در مرحله بعد حمله‌ها، شدت بیشتری پیدا کرد و مرحوم آقای خویی در سئوالی که از ایشان شده بود طوری جواب داده بود که حیثیت ایشان خدشه‌دار شد… مرحوم آیتالله العظمی سید ابوالقاسم خویی در جواب مرقوم کرده بود که کار این سید، شبهه‌ناک است و دادن وجوهات به وی جایز نیست.

سید محمد شیرازی که در ابتدای جنگ، مردم عراق را به رهبری امام خمینی دعوت کرده بوده در یک اقدام عجیب مرگ آقا مصطفی را ساخته و پرداخته خود انقلابیون دانست!

 

بیت آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران بود

عدم ارتباط با امام تا زمان عزیمت آقای شیرازی به کویت ادامه یافت، اما بعد از استقرار ایشان در کویت، دوستان و حامیان ایشان حملاتی را علیه امام ترتیب دادند و شروع به بدگویی و بستن اتهام‌های ناروا علیه ایشان کردند و در این زمینه بعضی از نزدیکان آقای شیرازی با تفسیق و حتی تکفیر حضرت امام کار را به اوج خود رساندند و این ناسزاها از آن زمان و حتی بعد از ورود آقای شیرازی به ایران ادامه یافت.

در زمینه مسائل سیاسی نیز بعضی از دوستان و هواداران حضرت امام مثل آقای محتشمی و آقای فردوسی‌پور که برای سخنرانی و امور دیگر به کویت می‌رفتند، نقل می‌کردند که بیت و بیرونی آقای شیرازی، پاتوق مأموران ساواک ایران است و خود ایشان هم به ما توصیه می‌کند که دست از مبارزه علیه شاه برداریم و سخنی ضد رژیم نگوییم.

با این وصف حضرت امام در تمام این مراحل از موضع‌گیری صریح و علنی درباره ایشان، همچنین اجتهاد و عدالت او خودداری می‌کرد. یک بار جمعی از کویتی‌ها خدمت امام رسیدند و درباره آقای شیرازی و این که ایشان مجتهد و عادل هست یا نه، سوال نمودند؛ ولی حضرت امام نفیاً یا اثباتاً جوابی ندادند که موجب ناراحتی این‌ها و بعضی از بزرگان مثل آقای خویی شده بود.

این در حالی بود که سید محمد شیرازی به درخواست علمای بزرگ عراق برای ارجاع مردم به مرجعیت امام چنین پاسخ داده بودند: «جواب آقای شیرازی این بود که دوستان صلاح ندیدند که من، مردم را به آقای خمینی ارجاع بدهم؛ بنابراین بنده بر سر همان ادعای مرجعیت و الامام المجدد بودن هستم و خداوند ما را از شر اغیار حفظ خواهد کرد.»

 

ماجراجویی در تدفین پیکر مرجعیت شیعه

خانواده شیرازی‌ها حتی از جسم برادرشان برای اعلام مواضع سیاسی‌شان علیه نظام جمهوری اسلامی دریغ نکردند ایشان علی‌رغم اینکه به دستور رهبری در صحن حرم حضرت معصومه برای قبر سید محمد شیرازی جایابی صورت گرفت در یک اقدام ناصواب تشییع جنازه برادرشان را به یک میتینگ سیاسی تبدیل کردند و اقدام به ایجاد بلوا و آشوب در شهر مقدس قم کردند که بنا به استشهادات شاهدان عینی مورد اعتراض بسیاری از اهالی قم قرار گرفت. در این هنگام است که نیروهای امنیتی در مقابل ایجاد چنین آشوبی ایستادگی کرده و تابوت سید محمد شیرازی را برای دفن به حرم مطهر انتقال می‌دهند. این ماجرا تا سال‌ها مستمسکی برای خانواده شیرازی‌ها برای حمله به شخص مقام معظم رهبری قرار گرفت و این اتفاق در حالی صورت گرفت که رهبر انقلاب، هم در پیامی از مجاهدت‌های سید محمد شیرازی تقدیر کرده بودند هم مجلس ختمی در مسجد اعظم قم برای ایشان برگزار کرد.

برادر کوچکی که از برادر بزرگ جلو افتاد!

سید صادق برادر کوچک‌تر سید محمد است که بعد از فوت وی در سال ۱۳۸۰ در شهر قم، عملاً تبدیل به بزرگ خاندان شیرازی‌ها شد. عناد و دشمنی این جریان با انقلاب اسلامی ایران و شخص حضرت امام خمینی و نیز حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، امری است که ایشان هیچ واهمه‌ای از ابراز علنی آن حتی در داخل جمهوری اسلامی ایران نداشته‌اند.

برادر دیگر سید صادق، سید مجتبی است که اکنون در انگلیس حضور دارد و وی نیز در کسوت علما ظاهر می‌شود. فیلم صحبت‌های سید مجتبی علیه شخص رهبری و مجموعه فحش‌های رکیک وی نسبت به رهبری نظام  هزاران بار در فضای مجازی دیده شده است و به جرات می‌توان گفت که از میان تمامی جریانات ضد انقلاب اسلامی ایران و رهبری در سرتاسر دنیا، هیچ‌کدام چنین جسارتی در توهین نسبت به ایشان نداشته‌اند.

«سید مجتبی شیرازی برادر سید صادق و فحاش به مقام معظم رهبری- پدر زن یاسر الحبیب»

 

این جریان با به راه افتادن شبکه الفدک سابق و صوت الاطهار توسط شیخ کویتی یاسرالحبیب جانی تازه گرفت و گفته می‌شود که میان ایشان و یاسرالحبیب رابطه‌ای سببی نیز وجود دارد (ظاهراً یاسرالحبیب داماد سید مجتبی شیرازی است). علی‌رغم تکفیر طیفی از علمای شیعی از شهید محمدباقر الصدر گرفته تا آیت‌الله سیستانی، مکارم شیرازی و رهبری و… توسط یاسرالحبیب در ۱۳ شبکه‌ ماهواره‌ای منتسب به شیعه، جریان شیرازی‌ها به هیچ‌وجه حاضر به تبری از وی نبوده و نیست.

 

۱۳ شبکه با هزینه‌های حداقل ۹۵ هزار دلاری ماهیانه برای هر شبکه

از مهم‌ترین اقدامات ضد شیعی و مذهبی این گروه منتسب به شیعه در فضای ماهواره‌ای جهان، می‌توان به تأسیس چند شبکه فارسی و عربی زبان با نام‌های شبکه جهانی امام حسین ۱و۲و۳، مرجعیت، فدک، سلام، رقیه، ابوالفضل العباس، الانوار، خدیجه، الزهرا، المهدی و… اشاره کرد که در ایام محرم با تبلیغ شنیع‌ترین مسائل با عنوان شعائر حسینی، باعث وحشت مردم دنیا از شیعیان شده‌اند! شبکه‌هایی که با پنهان شدن در ظاهر دینی سعی می‌کنند جلوه‌های واقعی شیعی بودن را به صورت کاملاً وارونه نشان دهد. البته اکثر این شبکه‌ها با حمایت شخص آیت‌الله سید صادق شیرازی و بیت آن تأسیس و به فعالیت خود ادامه می‌دهند. نکته قابل تأمل آنجاست که هزینه احداث و راه‌اندازی و مدیریت این شبکه‌ها چگونه تأمین می‌شود؟ آن هم بدون حتی پخش یک برنامه تبلیغاتی!

آقای هدایتی مدیر شبکه سلام درباره میزان هزینه­های یکی از این شبکه‌ها می­گوید: « هزینه های پخش و تولید ما ماهیانه بالغ بر ۹۵ هزار دلار است. ۷۵ هزار دلار آن استودیو پخش و ۲۰ هزار دلار آن به تولید برنامه اختصاص دارد که این مبلغ در مقایسه با دیگر شبکه های ماهواره ای بسیار ناچیز است.»

نکته مهم‌تر این مطلب اینجاست که باید باز هم شاهد نمایش خون و خونریزی و ضرب و شتم به نام شعائر حسینی در فضای مجازی و ماهواره­ای باشیم. نمونه کوچک این اقدامات را می‌توانید با سرچ کلمه  Muharram  در بخش تصاویر موتورهای جستجو مشاهده کنید. تصاویر این اعمال شنیع به قدری زجرآور و دردناک است که حتی خود شیعیان را اذیت می‌کند چه برسد به کسانی که از سرتاسر دنیا با ادیان دیگر سر و کار دارند و نظاره‌گر شعائر حسینی از این دست هستند!

 

 دکتر تیجانی در کتاب «اهل بیت(علیهم السلام)؛ کلید مشکل ها» ترجمه سید محمدجواد مهری درباره نقش سرویس جاسوسی انگلستان در ایجاد تفرقه و خرافه پراکنی در مذهب تشیع می‌نویسد: «شمشیرهایی که در گذشته شیعیان آن را در برابر ظالمان بلند می‌کردند، امروز برای زدن به سرهای خود، از آن استفاده می‌کنند. تاجایی که انگلیسی‌ها مقدار زیادی شمشیر، در میان دسته‌های عزاداری – در کربلا- تقسیم می‌کردند.»

سال گذشته هم به دنبال نام‌گذاری نهم تا پانزدهم ربیع‌الاول به عنوان هفته برائت توسط شبکه ماهواره‌ای امام حسین (ع) که توسط بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی اداره می‌شود آن هم دقیقاً در ایام هفته وحدت، موجبات نگرانی بسیاری از شیعیان فراهم آمد که البته این ماجرا با عکس‌العمل خوب و به موقع بزرگان اهل سنت و شیعه همراه بود.

 

درباره مسئله قمه زنی هم که تقریباً اکثر مراجع اعلم شیعه این کار را شنیع دانسته‌اند هم آقای سید صادق شیرازی فتوای استحباب صادر کرده‌اند.

البته این مسئله در طول تاریخ همواره مورد توجه علمای شیعه بوده تا جایی که حتی در دوران مشروطه نیز مراجع تقلید شیعه بیانیه‌ای جهت حفظ وحدت اسلامی صادر کردند و نوشتند «چون دیدیم که اختلاف فرقه‌های پنج‌گانه مسلمین (اختلافاتی که مربوط به اصول دیانت نیست) موجب انحطاط دول اسلام و استیلای خارجیان شده‌ است، به جهت حفظ کلمه جامع دینیه و دفاع از شریعت محمدیه، فتاوای مجتهدین عظام، که روسای شیعه جعفریه هستند، و مجتهدین اهل سنت، اتفاق نموده بر وجوب تمسک به حبل اسلام اتفاق شد بر وجوب اتحاد تمام مسلمین در حفظ بیضه اسلام و نگهداری جمع مملکت های اسلامی از تشبهات دول بیگانه و حمله‌های سلطنت های صلیبیه، متحد شد رای جمیعا برای حفظ حوزه اسلامیه بر این که تمام قوت و نفوذ خود را براین خصوص مبذول داریم و از هیچ‌گونه اقدامی که مقتضی است فروگذار نکنیم چنانچه حق تعالی فرموده اشدّاء علی الکفار رحماء بینهم و متذکر می سازیم عامه مسلمانان را به برادری که خداوند بین تمام مومنین بست و اعلان می کنیم وجوب اجتناب از چیزهایی که موجب نفاق و شقاق است» آیت‌الله نورالله نجفی اصفهانی، آخوند خراسانی، سید اسماعیل صدر، شیخ‌الشریعه اصفهانی و شیخ عبدالله مازندرانی از امضاکنندگان این بیانیه بودند.

این اتفاقات در حالی می‌افتد که امام علی(علیه السلام) درباره انجام کارهایی که موجبات تفرقه را فراهم می‌کند می‌فرماید: «لَوسَکَتَ الجاهِلُ مَااختَلَفَ النّاسُ اگر نادان خاموشی می گزید، مردم دچار اختلاف نمی شدند.»

 

مثل پدراتون گول نخورید!

آیت‌الله سید صادق شیرازی البته دارای سوابق سیاسی نیز هستند، وی در سال ۸۸ به دفاع از فتنه گران پرداخت و در ویدئویی به نظام مقدس جمهوری اسلامی شدیداً حمله کرد. البته سابقه حملات وی و خانواده‌اش به انقلاب اسلامی مردم ایران در اوایل انقلاب و برادرش به رهبری انقلاب امام خمینی بین انقلاب مشهور است. مسئول دفتر وی محمد حنافروش، مدیرمسئول شبکه جهانی امام حسین و سید حسین شیرازی نیز به خاطر حمایت از فتنه گران در سال ۸۸ و ترویج خرافات در شبکه‌های جهانی نیز مدتی بازداشت شده بودند. نکته جالب توجه ماجرا آنجاست که با این که ایشان از مراسم­ها و شعائر حسینی به صورت خاص و غیر معتبر بسیار دفاع می‌کند، اما در عاشورای سال ۱۳۸۸ که عده‌ای فتنه­گر به نمادها و شعائر حسینی توهین کردند، واکنشی نشان نداند.

آیت‌الله سید صادق شیرازی در سخنرانی خود که در تاریخ ۲۸ صفر ۱۴۳۱ در قم ایراد می‌کرد با استفاده از کلماتی ناشایست اقدام به توهین به رهبری نظام اسلامی کرد: «جوونا گول نخورید مثل پدراتون که بعضی­هاشون گول خوردن نشید تاریخ پیغمبر رو خودتون بخونید هر چی میگن نگید راست میگه! نگید درست می­گه… کشور اسلامی مردمش انقلاب می­کنن برید ببیند اون وقت این حکومتی که به اسم مردم اومده با باتوم میاد می­زنه مردم رو! این اسلام نیست! این زیبا نیست! با این اسلام می خوایم دنیا رو دعوت کنیم به اسلام! مگه منافق رو باید کشت؟ پیغمبر خدا یه دونه منافق نکشتن!!…. وقتی در حکومت اسلامی ملت خودش رو به خاطر اینکه یه تظاهرات کرده با باتوم می­زنه می­کشه به خاک و خون می­کشه چه توقع هست توقعی هم ندارم … خزی دنیاست که خود ملت خودشون لعن شون می کنه شب نامه ضدشون می نویسه یه خورده توسعه پیدا کرد انقلاب می کنه اون رو هم می­کُشه یا حبس می­کنه … فکر می­کنید کشور اسلامی اسمش فقط اسلامیه پیغمبر همین بودن این مسئولیت من و شماست در هر مسئولیتی هستیم هر قدر قدرت داریم اینو به دنیا نشون بدیم تاریخ پیغمبر خدا رو نشون بدیم.»

امام خمینی (ره) در لزوم توجه بیشتر روحانیت به مسائل شرعی و سیاسی و هشدار نسبت به خطرات این قشر در صورت انحراف می‌فرمایند:«آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است». ایشان در بیان ضرر وجود حتی یک روحانی که در خط اسلام آمریکایی باشد می‌فرمایند: «خدای متعال می‌داند که من نسبت به آخوندهای فاسد آنقدر شدید هستم که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم تر از آخوند فاسد است.»

توهم توطئه یا دست آوریزی برای مظلوم نمایی

آقای سید محمد شیرازی در سن ۷۵ سالگی بر اثر بیماری در کهولت سن فوت کردند. ولی طرفداران شیرازی­ها و همین­طور برخی نزدیکان به ایشان مرگ آیت الله شیرازی را مشکوک تلقی می­کنند. همچنین مرگ پسر ایشان سید محمد رضا شیرازی را که در خانه­اش فوت کرده است و تاکنون هیچ یک از نزدیکان ایشان حتی خود آیت الله سید صادق شیرازی نیز به کشته شدن پسر برادر خود بوسیله نظام اسلامی اشاره ای نمی­ کند. از همه مهم تر آنکه روایت هایی که درباره فوت ایشان ذکر گردیده است همگی در تناقض جدی با یکدیگر و ساختگی بودن آن در ذهن هر مخاطبی حتمی جلوه می­ کند. به تمام این موارد باید منفعتی که نظام از کشتن این دو نفر می برده است را اضافه کرد.

تا­کنون این آقایان به این سوال مخاطبین پاسخ نداده­اند که نظام اسلامی از کشتن این دو نفر چه سودی می برده است؟مخالفانِ بی­اثری که، توان مقابله­ای چه الان و چه در آینده با نظام را نداشته اند چرا باید حذف شوند؟ آیا از این دو نفر موثرتر و مخالف­تر وجود نداشنه که نوبت این دو نفر می­رسد؟ پرداختن بی حجت و سند به کشته شدن این دو نفر توسط نظام اسلامی تنها به کسانی کمک می­ کند که از این دو متوفی قصد ایجاد جایگاه حق به جانبی برای خود را دارند.

 

دار و دسته افراطی­ ها

یاسر الحبیب طلبه خوش‌پوش لندن نشین

یاسر الحبیب یک طلبه خوش‌پوش است که در حسینیه‌ای در لندن منبر برود سینه‌چاک شیعیان و دشمن درجه یک وهابیت به شمار می‌رود. «یاسر یحیی عبدالله الحبیب» یکی از شبکه‌های تحت حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی یعنی شبکه فدک را مدیریت می‌کند ولی از حضور چشم‌گیر و پررنگ در دیگر شبکه‌های زنجیره‌ای این طیف فکری نیز غفلت نمی‌کند. تنها سه سال از راه‌اندازی «هیئت خدّام‌المهدی» در کویت می‌گذشت که تندروی‌های یاسر الحبیب، دولت کویت را مجبور کرد هیئتش را پلمپ و او را روانه زندان کند.

«اجازه نامه یاسر الحبیب ازآیت الله صادق شیرازی»

اما این جوان جسور چشم انگلیسی‌ها را گرفته بود؛ پس سریع به سوژه مورد نظر سازمان‌های حقوق بشری انگلیس و آمریکا تبدیل شد. حتماً خود مقامات کویتی هم متعجب شده بودند که این سازمان‌ها چرا بین این همه زندانی و شکنجه‌شده، به این روحانی جوان این قدر توجه می‌کنند. دو سال وقت کافی بود تا بعد از رایزنی انگلیسی‌ها و ساکن شدن وی در لندن حیطه فعالیت‌های یاسر الحبیب به شدّت گسترش پیدا کند. روزنامه‌ای با نام «shianewspaper» منتشر می کند، حوزه علمیه «امامین عسکریین» را در لندن به راه اندازد، شبکه ماهواره‌ای «فدک» را نیز با حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی تأسیس کند و در سال ۲۰۱۰ نیز مکان هیئتش در لندن را به حسینیه‌ای بزرگ به نام «حسینیه سیّدالشّهدا» منتقل و مکان جدید را مجتمعی برای حوزه علمیه، هیئت، دفتر کار، مؤسسه رسانه‌ای، شبکه ماهواره‌ای فدک، روزنامه شیعه و پایگاه اطلاع‌رسانی اینترنتی قرار می دهد.

 رمضان المبارک ۱۴۳۱ قمری شیخ مقیم در انگلیس در هفدهم ماه مبارک و در سالروز وفات عایشه همسر پیامبر اکرم (ص) مجلسی در حسینیه خود در لندن تشکیل داد و از فراز منبر جملات رکیک و نسبت‌های وقیحانه‌ای متوجه او کرد.

او پس از ذکر ادلّهخویش برای اثبات نفاق و هرز‌گی و… به همسر پیامبر اسلام، سخن خود را با این توصیه راهبُردی! به پایان رسانید که: «جشنگرفتن به مناسبت هلاک عایشه، ضرورتی دینی است؛ چه این­که روز هلاکت عایشه، پیروزی اسلامی عظیمی به شمار می ­رود.» سایت وی نیز با افتخار تمام در این‌باره گزارش می‌دهد: «لازم به ذکر است که شبکه ماهواره‌ای فدک این جشن مبارک و وقایع آن را پوشش داده و پخش نمود. ضمن این‌که در بالای صفحه این شبکه نیز «شعار الله اکبر … عایشه فی النّار» برای اولین بار در تاریخ شبکه‌های تلویزیونی قرار داده شد! و در فواصل مختلف برنامه، سرودهایی به مناسبت و شادی از هلاکت رأس الکفر عایشه و شکر نعمت برائت از او، پخش گردید.

«شیخ عبدالعزیز آل الشّیخ» مفتی اوّل سعودی در برابر این اقدام چنین واکنش می‌دهد: «بعد از اسائه ادب یاسر الحبیب به أم المؤمنین عایشه، انتشار مذهب تشیّع در کشورهای عربی و اسلامی متوقّف شده است». وی در دیدار خود با ائمه جمعه و جماعات مساجد عربستان سعودی گفت: «سخنان یاسر الحبیب، روحانی شیعه کویتی باعث شد تا بسیاری از اهل سنّت که تمایلی به تشیّع داشتند، از مسیر انحرافی خود برگشته و راه مستقیم را برگزینند.» آل‌الشّیخ ادامه داد: «مُخبرین ما در کشورهای عربی به من اطلاع دادند عدّه زیادی از اهل سنّتی که شیعه شده بودند، به خصوص در شمال آفریقا، پس از گفته های یاسر الحبیب متوجّه شده اند که تشیّع، مذهبی باطل است و به مذهب حقّ برگشته اند.»

اما سخنان مشکوک شیخ، مشکلات بسیاری برای شیعیان کویت و عربستان نیز به بار آورد. علمای شیعه این دو کشور ـاز جمله «شیخ عَمری»، «شیخ حسین معتوق»، «شیخ حسن صفّار»، «شیخ علی آل محسن»، «شیخ عبدالجلیل السمین»، «شیخ نمر» و «سیّدهاشم السلمان» ـ مواضع سختی در برابر وی گرفته و او را از خود طرد کردند.

 تا اینکه این دست موضع‌گیری‌ها که باعث ورود فشارهای فراوان به شیعیان عرب نیز شده بود، جمعی از علماء و فرهیختگان شیعه منطقه احصاء عربستان را بر آن داشت تا استفتائی را خدمت مقام معظم رهبری ارسال کنند. پاسخ معظم له آبی بود بر آتش:«اهانت به نمادهای برادران اهل سنّت از جمله اتّهام ­زنی به همسر پیامبر اسلام حرام است. این موضوع، شامل زنان همه پیامبران و به­ ویژه سیّدالانبیاء پیامبر اعظم -حضرت محمّد صلّی­ الله ­علیه­ و آله می­ شود.» فتوایی که از شبکه ماهواره‌ای الجزیره گرفته تا روزنامه الانباء کویت، سایت پرمخاطب محیط، روزنامه‌های السّفیر لبنان و الحیات چاپ لندن و سایت رادیو تلویزیون مصر و … به انعکاس درآمد و مورد تحلیل قرار گرفت.

حتّی احمد الطّیب، شیخ الازهر در بیانیه‌ای رسمی، این‌چنین به فتوای رهبر حکیم انقلاب، واکنش نشان داد: «با تمجید و خرسندی، فتوای مبارک حضرت امام علی خامنه ­ای را در خصوص تحریم اهانت به صحابه رضوان­ الله­علیهم یا تعرّض به همسران حضرت رسول­(ص) دریافت کردم. این فتوایی است که با دانش صحیح و درک عمیق از خطرناکی آن­چه که اهل فتنه انجام می­ دهند، صادر شده و بیان­گر علاقه و اشتیاق به وحدت مسلمانان است. آن­چه که باعث می­ شود بر اهمیت این فتوا افزوده شود، آن است که عالمی از علمای بزرگ مسلمان و از بزرگ­ترین مراجع شیعه و به ­عنوان رهبر عالی جمهوری اسلامی ایران، چنین فتوایی را صادر کرده است.»

یکی دیگر از اقدامات این جریان مشکوک که حامیانی نیز در شهر مقدس قم دارد نام‌گذاری هفته برائت! در ربیع‌الاول سال پیش بود. این جریان در اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «با نزدیک شدن به ایام فرحه الزهرا و غدیر ثانی، شورای سیاست گذاری شبکه جهانی امام حسین علیهالسلام در بیانیه ای اعلام داشت: روز نهم ربیع الاول طبق فرموده اهل‌بیت علیهم السلام روز غدیر ثانی نام‌گذاری شده است… از این رو بر خود لازم میدانیم که از روز نهم لغایت ۱۵ ربیع الاول را به عنوان هفته برائت نام‌گذاری کنیم تا از این شبکه مقدسه پیام برائت از دشمنان خاندان رسالت را با اتکا به عمل معصومین به جهان صادر نماییم.»

 

این حرکات زشت بدعت آلوده در حالی صورت می ­گیرد که خداوند در آیه ۱۷ سوره الانعام فرموده است: [وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ فَیَسُبُّواْ اللّهَ عَدْوًا به غیر عِلْمٍ] یعنی به خدایان و بت‌های مشرکین و کفار حرف زشت نزنید چون آن‌ها مقابله به مثل کرده و به مقدسات شما توهین می‌کنند این آیه شریفه به طریق اولی دستور عدم توهین به مقدسات سنی‌ها را ثابت می‌کند.

بهترین تعبیر راجع به یاسر الحبیب سخن سید مقاومت، نصرالله عزیز است که شیخ هتاک را «شخصٌ شیعیٌ غیرُ معروفٍ عند الشیعه أساساً» دانسته است. یاسرالحبیب با کمک‌های بی‌دریغ دولت انگلستان و بیت آیت‌الله سید صادق شیرازی روز به روز به فعالیت‌های به ظاهر مذهبی‌اش می‌افزاید. قابل‌توجه اینجاست که در یک اقدام هماهنگ شبکه مورد حمایت آیت‌الله سید صادق شیرازی -شبکه امام حسین-درست در همین ایام اقدام به اعلام گستره برگزاری برنامه‌های هفته برائت این فرقه مشکوک کرد.

 

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام

محمد هدایتی مدیر مسئول شبکه سلام یکی از کسانی است که با بیت شیرازی‌ها ارتباط کامل دارد و در مسائل سیاسی ضد نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند. تا به حال با شبکه صدای آمریکا مصاحبه کرده و از قمه زنی دفاع و جمهوری اسلامی را بارها متهم به دیکتاتوری کرده است.

از جمله فعالیت‌های وی، مدیریت سایت ضد انقلابی رسام -روحانیون سنتی ایران معاصر- است. جدیداً گروهی را به نام «ستاد بین المللی تعظیم شعائر حسینی» اداره می‌کند و اکثر کلیه‌های که می‌سازند، صحنه‌هایی از قمه یا لطمه زنی است. یکی از علمایی که به دلیل رفتارهای غلط ایشان، از آنان جدا شد، «آیت‌الله حسینی قزوینی» است. ایشان ابتدا با دادن بیانیه‌ای به شبکه «سلام» هشدار داد که در صورت دفاع از قمه زنی و توهین به مسئولین نظام، با آنان همکاری نخواهد کرد. سپس در سال ۱۳۸۸ و با اوج فتنه ۸۸ و تحرکات این شبکه، ایشان از همکاری با شبکه «سلام» خودداری و شبکه «ولایت» را تأسیس نمودند.

 

سید حسین شیرازی فرزند آیت‌الله و مدافع سید حسن خمینی

استدلالات ضعیف و ضعف گفتار این جریان را می‌توان از زبان سید حسین شیرازی وقتی به دلایل تبلیغ علیه نظام و اشاعه بدعت قمه زنی به دادستانی احضار می‌شود به وضوح مشاهده کرد. وی در روایت دیدارش با دادستان ویژه روحانیت قم را چنین روایت می‌کند:

با احترام من رو وارد دفترش کرد یک قاضی نشسته بود دادستان هم پیشش بود، اول کار یکی آمد گفت برای حاج اقا ناهار بیارم دادستان گفت نه نیاز نیست همش پنج دقیقه کارش داریم. بعد شروع کرد و گفت: هر کشوری قانون داره و باید به قانون کشور احترام گذاشت…. شما دارید کارشکنی می‌کنید. من اینجا یک دفعه با حدت گفتم کجا ما کارشکنی کردیم؟ طرف جا خورد و اون هم یک خورده تند شد و گفت رفقاتون ضد ما کار می‌کنند ما یک احضاریه فرستادیم دنیا رو شلوغ کردند. بهش گفتم خوب تقصیر خودتونه چه معنی داره من رو احضار می‌کنید! گفتم عملکردتون دشمن سازه به چه حساب من رو احضار کردید؟! گفت خوب کارت داریم چکار کنیم؟ گفتم به من چه برید یکی دیگه رو پیدا کنید!! گفت چرا افرادتون علیه ما دروغ می‌گن گفتم مگه افراد شما دروغ نمی‌گن؟ گفت کجا؟ گفتم تو گوگل سرچ کن پسر نوح عکس‌های سید حسن خمینی در میاد!! گفت ملاک ما امام خمینیه گفتم مگه سید حسن جزو نظام نیست!!

سوال اینجاست که چه اتفاقی افتاده است که این جریان که هیچ اعتقادی به نظام اسلامی ندارد چرا چنین از آقای سید حسن خمینی حمایت می‌کند؟

 

یکی از دستاوردهای این فرقه های افراطی برای تشیع

ماهاتیر محمد نخست وزیر سابق مالزی در یک سفر دوره­ای به ایران، از جمهوری اسلامی ایران خواست تا در مالزی برای تبلیغ اسلام و مبارزه با فرقه ضاله بهاییت به آنها کمک کند. چون منشا بهاییت در ایران بود و بهایی­ها یکی از مراکز اصلی شان در مالزی قرار دادشت و از آنجا نیرو می ­گرفتند. اما از حدود چهار سال قبل، به دلیل فعالیت­های جریان شیرازی­ ها در مالزی و مبارزه رسمی با خلفا، به دعوای میان شیعه و سنی چنان دامن زدند که به شعار نویسی­ های خیابانی انجامید و این مساله باعث شد، ماهاتیر محمد که تا دیروز از جمهوری اسلامی دفاع می­ کرد، چند ماه قبل نسبت به خطر گسترش شیعه در مالزی هشدار داد و خواستار مبارزه با شیعیان به عنوان یک فرقه ضاله شد.

…………………….

منبع

لینک مرتبط

بسم الله : بی مقدمه

تقوا که نباشد اصلا چشمان انسان تار می بیند

آنجا که گفت: “مَن یتق الله یجعل له فرقانا”  همین مقصود بود. اگر فرقان را بصیرت ترجمه کنیم. تقواست که بصیرت می آورد. نه سواد و هوش و عقل و حتی دکتری!

چشم که تار ببیند روزنه ی نور که سهل است. اصلا قرص ماه را هم نمیبیند.

وقتی ندید خب راه را هم گم میکند. بعد حواسش نیست که دارد کجا پا میگذارد و اگر بی تقوایی یاری اش کند شمشیر هم..

کار را به جایی میرسانند که تقریبا همه گیر میشود جلیلی مهره ی دولت است.. هیچ! بلکه مهره مشایی جریان انحرافی است!

و نه تنها عامه مردم در تاکسی و اتبوس و مترو و بازار و قهوه خانه ها که بچه های مذهبی و حزب اللهی هم میپرسیدند:

 راسته؟ رضا اینا چی میگن؟ چرا جواب نمیدن؟

چرا ستادهای مشایی و آدمهایش پرچم جلیلی را بلند کرده اند؟

چرا در فلان جلسه رامین و کوچک زاده نماینده ی جلیلی بوده اند؟

و من هی توضیح بدهم:

آقاجان!

شما ببینید مواضع ایشون در ماجراهای مختلف از جمله بیداری اسلامی و موضوع سوریه دقیقا نقطه مقابل مواضع انحرافی بوده!

اصل آن جلسه آیا تایید شده که بخواهد نماینده ای هم معرفی شده باشد؟

فقط تفاوتش با باقی کاندیداها (به جز حضرت حداد) این است که شرط انصاف را رعایت میکند و کرده های (خدمات) دولت را نکرده تلقی نمیکند. که رای جمع کند.

اصلا در همین چند روز اخیر بیاید نگاه کنیم صحبت ها را:

۱- مناظره سوم : “بحث دیگری مطرح کردید در باره وضع موجود ، طوری که وضع موجود بسیار بد است پیشرفت های بسیار خوبی داشتیم چرا اینها را نادیده می گیرید، حتما ایرادتان به نقایص است پیشرفت های خوبی که همه دارند به آن اعتراف می کنند اتفاقا این نقایص از وقتی شروع شد که از مبانی اصولگرایی زاویه گرفته شد.”

۲- مصاحبه دیروز شنبه ۹۳/۳/۱۸ اردبیل : “من کاندیدای دولت نیستم بلکه سرباز ولایت هستم و خداوند روزی را نیاورد که از این خط راه به انحراف ببرم.”

و بالاخره مجبور میشود برای چشم های کور و ذهن های بسته ، به صراحت تمام بگوید:

۳- نشست خبری امروزصبح ، یاسوج: “مکتب ایرانی زاییده جریان انحرافی درست نقطه مقابل گفتمان انقلاب است.”

 امید زیادی ندارم که چشمان تار ، این بار ، آفتاب آشکار را ببینند و بیایند حلالیت بطلبند.. اما عزیزان و برادران حزب اللهی که ناخواسته به این شایعات دامن زده اند امیدوارم در پی اصلاح بر بیایند و به همان میزان بلکه بیشتر جبران کنند. که حجت تمام است.

و در این راه مظلومیت ایشان برای خود من ، اثباتِ آشکارِ حقانیتش است..

ما سی و چند سالی می شود که کنکور داده ایم.. کنکور انقلاب..

سی و چند سالی است داریم در دانشگاه جمهوری اسلامی واحد میگذرانیم.. نفاق ، تحریم۱ ، تحریم۲ ، ترور۱ تا ۷۲ ، اقتصاد۱ و ۲ و n.. مدیریت استراتژیک..  دفاع مقدس برای ما اختیاری نبود.. یک درس هشت واحدی اجباری بود. ما حتی آزمایشگاه مقاومت “مصالح” هم گذرانده ایم!

همه این دروس را اما یک استاد است که دارد ارائه میکند.. استاد “روزگار” را میگویم. از آن اساتید سخت گیر و سه پیچ است. از همان هایی که در طول تحصیل لعنتش میکنیم و بعد از فارغ التحصیلی ، رحمت میفرستیم خودش و جد و آباءش را (که اگر نبود سختگیری هایش الان سرکلاس های ارشد باید در و دیوار تماشا میکردیم)..

حالا اینکه در کارنامه مان درسِ فقط پاس شده(۱۰ تمام!) هم به چشم میخورد که خب قایم کردن ندارد.. اما مهم این است که افتاده چیزی نداریم..

ما در کلاسمان اتفاقات عجیب زیاد داشته ایم.. حتی بارها شده آن شاگرد زرنگ ها.. معدل الفی ها را میگویم. آنها درسی را افتاده باشند یا حتی مشروط شده باشند!

یا مثلا یک بار شاگرد اول کلاسمان رفته.. الان برای خودش استادیار شده آقا روح الله.. در کنار “روزگار” تدریس میکند..

حتی هم کلاسی هایی داشته ایم که بورسیه شان کرده اند و وسط تحصیل رفته اند آنطرف.. اشتباه نکنی ها! (شهدا را میگویم!) به خیالت این اخراجی های دانشگاه را میگویم که به زور پول پدرشان رفته اند از این دانشگاه آشغالی های مالزی و ارمنستان و حتی لندن مثلا!

اصلش همین مقوله ریاست جمهوری هم یک درس چهار واحدی است. ۱ تا چند دارد نمیدانم تا اینجا که حدود ۱۰ تا پاس کرده ایم! حدود را برای این گفتم که دهمی هنوز تمام نشده. آخرین روزهایش هست. داریم فکر ترم بعد را میکنیم.. تجربیات این چند سال دانشگاه چیزهایی دارد به ما میگوید..

ما این بار به کسی که “درکنار رهبری” باشد نیاز نداریم.. درکنار رهبری ، روح خمینی هست! کافی است!

این بار دیگر به دنبال “گفتگو” نیستیم.. نه آسدمحمد! نه! طرف گفتگوی شخصی شما همان سورُس باشد بهتر است. مارا قاطی این گفتگوها نکن!

اصلا خامنه ای دیگر “پسر” هم نمیخواهد! خامنه ای سرباز میخواست.. آی! با توام.. واپسین رییس جمهور که واپسین روزهای صف اولت را میگذرانی! پدر تو حاج احمد بود. رحمت خدا به روح پاکش.. چقدر محبوب خدا بود که رفت و عنتر رقصانی های این سال های آخرت را ندید.. بی تعارف و بی شوخی باید چند روز دیگر بیای ردیف های عقب تر بنشینی.. بخواهی صندلی را سفت بچسپی… اکبر را که یادت هست؟ کنار دیوار ایستاده! رعایت رتبه کنکورش را کردیم که بیرون کلاس نیست! خودت سروقتش می آیی این عقب پیش خودم می نشینی! و نفر بعدی میرود جلو..

نفری بعدی که خامنه ای امامش باشد.. نه هیــچ کلمه دیگری.

 

راجع به سوریه حرف زیاد زده شده و میشود. اما کلامم را باخاطره ای میدانی آغاز میکنم. نشنیده اید!

۱- حدودا ۹ ماه پیش در اوج درگیری های شهر حمص. مخالفان نظام حاکم ، در منطقه البیاضه مسجد المصطفی که متعلق به شیعیان است را به تصرف درآوردند. راجع به تصمیم گیری برای این مسجد دو ایده مطرح شد. عده ای گفتند در بالای مسجد پرچم “جیش الحر” یا همان مخالفین به اهتزاز درآید . اما طیف دوم با بیان این نکته که کلا بنای این مسجد از باطل است خواستار تخریب مسجد شدند. این اختلاف نظر منجر به درگیری و در نهایت کشته شدن سی و چند تن از مخالفین نظام حاکم سوریه شد.

۲- بر هیچکس استبداد نظام حاکم سوریه در سال های گذشته و ویژگی های نظام پلیسی حزب بعث پوشیده نیست. هرچند بشار در سال های گذشته به دنبال اصلاحاتی بوده و تا حدودی جو بسته زمان پدر را تغییر داده. لکن با وجود اطرافیانی که تفکر بعثی غلیظ دارند و بعضا از زمان پدر برجای مانده اند ، تا رسیدن به فضای مطبوع اجتماعی فاصله دارند. البته این بحران ها باعث شد ره چند ساله چند شبه طی شود و به یاری خدا بعد از آرام شدن اوضاع تغییرات و اصلاحات بیشتری را شاهد خواهیم بود.

اما روی صحبتم با کسانی است که برای حکومت اسد ، مشروعیت و بهتر بگویم برای حمایت جمهوری اسلامی دلیلی نمیبینند و معتقدند ما بی جهت داریم هزینه میدهیم.

۳- با مشاهده چنین اتفاقاتی (نظیر مسجد المصطفی) انسان به علت حمایت رژیم صهیونیستی از مخالفین نظام اسد بیش از پیش واقف میشود. شما تصور کنید اگر این آش شله قلمکار بر سوریه حاکم شوند چه خواهد شد. انقلاب ما که رهبری داشت و سازمان یافته بود و بدنه انقلاب اکثرا به دنبال منفعتی برای خود نبودند، پس از پیروزی، با انواع اشخاص و گروه های مدعی سهم در حکومت و بحران هایشان روبه رو شد. از این انقلاب چه انتظاری میرود؟ بدیهی است رژیم صهیونیستی، سوریه ی ایده آلش را یافته و حتما از آن حمایت میکند!

۴- سوریه به عنوان متحد قدیمی و جدی ما در منطقه و تنها کشور عربی بود که در طول هشت سال دفاع مقدس به اتحادیه عرب پشت کرد و مردانه به حمایت از ایران پرداخت. حال سوریه در خطر است. وجدان و مرام حکومت داری به ما چه میگوید؟ الان وقت سنجش منافع است؟ شکی نیست که سوریه در حلقه اعراب منافع بیشتری داشته تا کنار ایران.

 ۵- مردم جنوب لبنان در پاسخ به قشر ۱۴ مارس و به اصطلاح طرفداران غرب که “چرا به خاطر ایران هزینه میدهید؟” علاوه بر تمام پاسخ های اعتقادی، میگفتند “در عوض ایران هم در روز سختی جانانه از ما حمایت کرد.”
به نظر شما با خالی کردن پشت اسد آیا آبرویی برای ما نزد متحدان خارجی مان و یا متحدان آینده مان میماند؟

بحث های اعتقادی و اسلامی اصلا به کنار. ملی گرایانه و منافع طلبانه بنگریم.. آیا در بلند مدت یا حتی در کوتاه مدت پشت کردن به اسد سود چشمگیری برای ما دارد؟

 

 

دستگاه دیپلماسی دولت با امریکایی تلقی کردن تحرکات مردمی منطقه تا دو سه روز اخیر عدم تحرک خود را توجیح میکرد برای این موضوع به این مطلب صباح الخیر! نیز میتوانید مراجعه کنید

نکاتی در رد کردن فرضیه آمریکایی بودن انقلاب های منطقه

۱- شعارها و تحرکات و تابلوهای این انقلابها هیچکدام به نفع امریکا نبوده و بالعکس مواردی از آتش زدن پرچم امریکا یا اسراییل مشاهده شده

۲- تاریخ نشان میدهد امریکا هیچگاه توانایی کشاندن جمعیت به این بزرگی را به خیابان ندارد..

۳- جنس جمعیت اغلب از مستضعفین و مذهبی ها هستند

۴- با فرض غلط بودن هر سه نکته قبل امریکا توان پیاده کردن هماهنگ این جریان را در چند کشور آنهم همسایه ندارد

۵- سود امریکا تا اینجای کار چه بوده؟

 اما شنیده های موثق حاکی از آن است که جریان انحرافی باتوجه به تحرکات سوریه(شام) این انقلاب ها را زمینه ظهور دانسته و منتظر خروج سفیانی از شام است! لذا ترجیح میدهد بگذارد خود حضرت وارد اقدام شوند و بهتر است ما مانع ظهور نشویم!!

گروهک فرقان حرفشان چه بود یادتان هست؟ قیام وظیفه ما نیست! آقای خمینی با این کارهایشان سعادت زیارت حضرت را دارند از ما میگیرند! دارند مانع ظهور میشوند!

نوع کم خشونت ترشان حجتیه را که به خاطر دارید؟ ظهور حضرت را با جمع آوری فساد عقب نیندازید فقط تمام هم و غمتان این باشد که به ایمان خودتان لطمه ای نخورد!

این تفکر باعث شد تا بعضیهاشان کمی منحرف تر به این فکر کنند که با کمک به شیوع و رواج فساد ظهور نزدیک تر شده و احتمال سعادت زیارت حضرت بیشتر میشود. فقط ایمان خودمان ختشه ای نیابد!

سوال: ظهور حضرت مهم تر است یا خشنودی حضرت؟ با فرض درست بودن همه تفکرات عجیب و غریب حجتیه.. اگر العیاذ بالله ظهور را نزدیک کردیم یا به قول دوستان حضرت را ظهوراندیم.. چه داریم در جوابش بگوییم وقتی که میگوید از مظلوم دفاع کردید؟ امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و تولی و تبری فقط برای بعد از ظهور من است؟ یعنی نیمی از فروع دین شما بعد از ظهور من فعال میشود؟

امام خمینی(ره):

شما فکر کنید بعد از ظهور حضرت صاحب چه کار میکنید؟… خب آن کار را همین الان بکنید!.. حضرت به وقتش می آید!..

 

شبهه

بهمن ۹

“اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینکه ما فرض می کنیم که یک ملتی تمامشان رای داند که یک نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، به چه حقی ملت پنجاه سال قبل از این، سرنوشت ملت بعد را معین می کند؟ سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید که زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض کنیم که سلطنت قاجاریه به واسطه یک رفراندمی تحقق پیدا کرد و همه ملت هم ما فرض کنیم که رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی که بعدها می آیند. در زمانی که ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یک از ما زمان آقامحمدخان را ادراک نکرده، آن اجداد ما که رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند که زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یک ملتی بوده، یک سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند. ما فرض می کنیم که این سلطنت پهلوی، اول که تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس کردند و این اسباب این می شود که – بر فرض اینکه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی که در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی که الان بیشتر شان، بلکه الا بعض قلیلی از آنها ادارک آنوقت را نکرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین کنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا که چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بکنیم که قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند که برای ما سرنوشت معین کنند هر کسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعدها وجود پیدا کنند، آنها تعیین بکنند؟ این هم یک دلیل که سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست”. …

همانطور که میدانید این سخنان امامان خمینی است در ساعات اولیه بازگشت به وطن در بهشت زهرا.

اما تا به حال به این فکر کرده ایم که آیا می شود این حرفها را در هر زمان گفت؟ اینها را اگر در بهمن ۸۹ رضا مهربان بگوید چه اتفاقی می افتد؟

همانطور که در بهمن ۵۷ روح الله خمینی (ره) این جملات را برای رهایی از طاغوت پهلوی گفت امروز من برای رهایی از رژیم خونخوار جمهوری اسلامی با آن حاکم قسی القلبش که خون جوانان مردم را به راحتی می ریزد و پول مردم را در حلق آن لبنانی ها و فلسطینی های گدا گشنه میریزد…

به راستی چرا من باید پاسوز رای پدرم باشم؟ پدر و مادرم به جمهوری اسلامی آری گفتند؟ خب نوش جانشان! تبعاتش را هم دیدند و هم چشیدند! بس نبود ۸ سال جنگ؟ ۳۰ سال تحریم؟ هر روز تهدید؟ هر روز ترور؟ هر روز آشوب؟ هر روز گرانی و فقر؟..

اما من نه! من با صدای بلند میگویم نه!.. نه! به این رژیم! نه! به تبعاتش.. نه فقط من.. که همه دوستانم.. فکر میکنم همه هم سن و سال هایم.. همه نسل من.. همه جوانان..

می گویند نه! به این رژیم ستم ولایتی (جایگزین ستم شاهی!)..

نه! به قوانین محدود کننده پوشش و حجاب..

نه! به این برنامه های بدون جذابیت صداوسیما!..

نه! به این همه افسردگی و ماتم و هیات وهیات..

ما میخواهیم آزاد باشیم.. اصلا چرا رفراندومی مانند رفراندوم فروردین ۵۸ برگزار نمی شود؟ که فصل الخطابی باشد و تکلیف ما را مشخص کند؟ که با صدای بلند بگوییم نه! و اینان را از قدرت پایین بکشیم ؟

اما.. اما چرا در انتخاباتی که برای تعیین جزئی از این نطام است (رئیس جمهور) درصد مشارکت مردم ۷۰٫٫۸۰٫٫ این آخری به ۸۵ رسید!!؟ مگر نه این که با شرکت شما در انتخاباتی که این نظام مجری و متولی آن است ، یک جورهایی به این نظام آری گفته اید؟ خب پس چرا شرکت می کنید؟ خب شاید تقلب میکنند؟.. من که از خودم و دوستان و همسایه ها مطمئنم که شرکت نکرده اند. خب پس این همه رای از کجا آمده؟ ولی..

ولی پارسال هم که بیشتر از هر وقت از تقلب صحبت شد هیچکس حرف از “تقلب در مجموع آرای شرکت کنندگان” نزد! چرا؟؟

یعنی دائم حرف از این بود که جنس آرا یا رنگ آرا عوض شده ، تعداد آرای فلانی از بهمانی بیشتر شده و نباید میشد.. کسی اما نگفت کل آرا زیاد شده و نباید میشد.. چرا کسی نگفت ۸۵% مشارکت دروغ است؟

شاید.. شاید من اشتباه میکنم؟.. شاید من فقط خیال میکنم که همه ی هم سن و سالهام مثل من فکر میکنند…