رسول گرامی اسلام فرمود: تردید راهی است به دانایی!

یک فرد معمولی با دوز معقولی از روشنفکری و هوش ، درباره ی هر آنچه که می آموزد ، سوال می پرسد ، چطور؟ چرا؟ و با یافتن پاسخ ، به آن آموخته یقین بیشتری میابد.

هرچه سوال ها بیشتر ، شناخت عمیق تر و اطمینان (شاید ایمان) بیشتر.
این فرد در مواجهه با هرگونه نقدی علیه آموخته اش آرام و خونسرد است ، چرا که یا آن نقد را قبلا خودش مطرح کرده و پاسخش را یافته یا نقد جدید باعث تحقیق یا تفکر بیشتر وی برای یافتن پاسخ می شود.

این سیکل تا جایی ادامه میابد که فرد استقرائا در مورد آموخته اش به یقین و اطمینان برسد. و اگر اندکی اهل یقین باشد ، روح تمیز و قلب سلیمی داشته باشد به آن موضوع “ایمان” می آورد.
*یعنی حاضر می شود برای اعتقادش هزینه بدهد و سختی بکشد! یعنی اعتقادش بروز عملی می یابد!*
و در مواجهه با شبهه های بعدی به صحت اعتقادش تردید نمیکند. اما باز هم برای رفع آن شبهه به تفکر و تحقیق می پردازد.

اما
در حدیث دیگری از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می خوانیم:

«مَنْ تَعَصَّبَ أَوْ تُعُصَّبَ لَهُ فَقَدْ خَلَعَ رِبْقَ الإِیمانِ مِنْ عُنُقِه؛
هرکس تعصب بورزد، و یا آماج تعصب دیگران قرار گیرد، از سرسپردگی به ایمان خارج گشته است».

فرد متعصب ، با تقدیس موضوع یا شخص مورد تعصبش ، اجازه تفکر ، سوال و تردید در مورد آن را (پیش از همه) به خود نمی دهد.
پس به عمق صحت و زوایای آن پی نمی برد. و در مواجهه با نقد ، اولا حق انتقاد را به مخاطب نمی دهد
ثانیا برای سوال ها پاسخی ندارد.
پس ضربان قلبش بالا رفته و سرخ و عصبانی می شود.