پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

برچسب: ایدئولوژی

دین ما
هرچقدر که به عبادت و راز و نیاز و استمداد از رب العالمین توصیه کرده
دو برابر به پیشبرد زندگی دنیوی و اخروی از روش عقلی توصیه کرده
………..
نذر و نیاز و دخیل و دعا دقیقا کارکرد سرعت بخش و کیفیت بخش داره
نه ساختارساز و تعیین کننده
بنابراین جای درستِ استمداد از طریق نذر و دخیل و ذکر و ادعیه ی خاص ، اونجایی است که شما هدفت صددرصد محکم و معین و موید به تایید عقل و شرع باشه و وسیله و روش رسیدنت به هدف هم معقول ترین و مشروع ترین راه ممکن باشه
و خب یعنی دیگه کار دیگری ازت برنیاد که انجام بدی تا ادای تکلیف کرده باشی!
……………
لذاست که رسول گرامی اسلام با وجود اینکه هدف صددرصد حکم خداست و شکی درش نیست و قابلیت استمداد از نیروهای غیبی الهی رو دارند ، اما میبینید فقط تن به روش های زمینی میدن تا جایی که ممکنه!
، لذا سنگ بارون میشن ،دست از تبلیغ برنمیدارن ،
جواب نمیگیرن ، مهاجرت میکنن
(این عین دستور دین ماست که اگر در زمینی رزق شما قرار نگرفته ، مهاجرت کنید که در هجرت، برکت نهفته)
در سرزمین جدید برنامشون که پیش رفت بعد باز میگردند به سرزمین اول و فتح مکه صورت میگیره

……………..
سیدالشهدا به قصد عدم بیعت خارج میشن از شهر آباو اجدادیشون، مگر نمیتونستن معجزه کنن ، کرامت کنن و تغییر بدن فضا رو؟ خب اینا درسه برای ما که آقاجون زمینی حل کنید مسایل رو ، البته توکل و استمداد از نیروی الهی همراه باشه ، اما نه اینکه ما هدفمون قابل ترمیم و تغییر باشه یا روش و راهمون قابل اصلاح باشه اما به علت جهل یا یه دندگی و غدیت ، همه ماجرا رو بندازیم گردن استمداد الهی و نذر و نیاز و زورکی پیش بردن کار
مثلا ما کار و کاسبی رو راه بندازیم ، بهترین تدبیرها و مشورت ها رو بکار بگیریم ، حالا همراهش نذر و نیاز برای برکت گرفتن کار خوبه! نه که بشینیم با دعا پول دربیاریم
…………
باز دوباره در واقعه عاشورا که راه رو بر هجرت سیدالشهدا میبندن و دیگه نه راهی هست نه هدف قابل تغییره ، سیدالشهدا به زمینی ترین و معقول ترین روش میجنگن
لشگر اجنه آمدند گفتن چشمتون رو ببندید و باز کنید و ما این لشگر یزید رو نیست نابود میکنیم، فرمودن برید پی کارتون، لشگری از ملائکه آمدند عرض کردند قبل از اینکه چشمتون رو ببندید ما دخل اینهارو میاریم
سیدالشهدا میفرمایند «من انقدری قدرت داده بهم خدا که قبل از شماها بتونم صحنه رو کلا زیر و رو کنم.. برید پی کارتون من دنبال پیروزی جنگ به هرقیمتی نیستم ، تکلیفی دارم ، باید ادا بشه..» ببینید! تکلیف! یعنی هم هدف غیر قابل تغییره هم روش
اینکه ما همواره میگیم مامور به تکلیفیم نه کسب نتیجه ، معنیش اینه، یعنی برای تعیین هدف تمام تحقیق و تعقل و مشورت رو میکنیم ، برای انتخاب روش هم همینطور، باقیش دیگه دست خداست. برسیم یا نرسیم یا هرچه.

ما گاها توی گرماگرم زد و خورد زندگی ، یادمون میره همین ابتداییات تفکر شیعی و ایدولژی مون رو و به روش های دیگه روی میاریم… یادمون نره!

گاهی ممکنه حتی با روش های غیر زمینی کارمون پیش بره ، اما حتما از نتیجه پشیمون خواهیم شد.. به تقاضای خود اصرار نباید ورزید

#رضامهربان #ایدئولوژی #شیعه #نذر #ذکر #دعا #دعانویس #جادو #سحر #خرافات #عقلانیات #جهلانیات #تکلیف #نتیجه #هدف #راه #روش

ما همیشه از کودکی بر سر کلاس های هندسه و منطق و ریاضیات و مباحث و جلسات اندیشه ای و ایدئولوژیک ، یاد گرفته ایم با آوردن یک استثنا (که مثال نقض نامیده می شود) قاعده از صحت ساقط می شود. یا به عبارتی با یافتن یک استثنا یک قاعده نقض می شود.

منتها بعدتر ها که وارد جامعه می شویم و میخواهیم همین اصل را پیاده کنیم ، به محض وارد کردن استثنا به تئوری های مطرح شده با این جمله (که بعضا با عصبانیت همراه است) مواجه می شویم : دنبال استثنا نگرد!

ولی هیچوقت کسی توضیحمان نمی دهد که پس چرا در مکتب و مدرسه و حوزه و جلسه می شود و اینجا که محل کارکرد آن علوم و بروز آن در زندگی است ، نمی شود؟

و خب نگارنده برای هر مخاطبی که ممکن است چنین سوالی داشته باشد پی پاسخ رفته.. ویافته!

قواعد یا آسمانی اند و وضع شده از طرف پروردگار عالم ، یا ساخته های ذهن بشر و حاصل نظم و نظام ذهنی وی هستند. منطق نظم مشترک اذهان تمام اقسام بشر است. البته به شرط منظم بودن ذهن چیزی به نام منطق قابل فهم است.

قواعدی که انسان برای مسایل تئوریک کشف (اختراع) کرده ، بنیانگذارش انسان (فرد یا مجموعه افراد) است ، بنابراین باید بنیانگذار آن قاعده آن را تمام و کمال و بی نقص تعریف کند.

بدیهی است قواعد و اصولی که بنیانگذار آنها خالق هستی است به طریق اولی باید کامل باشد. هم به دلیل آنکه آن را از ابتدا ساخته و هم به تبعیت از کمال خالق باید کامل باشد.

به بیان ساده وقتی ما از یک انسان انتظارداریم قاعده ای کامل ارایه دهد. بدیهی است از خالق انسان انتظار قواعد بی نقص داشته باشیم. همانگونه که خود ما را به آوردن یک ایراد و اشکال در نظام هستی فراخوانده.

پس در مباحث ایدئولوژیک (چه اصول نظری ارایه شده توسط انسان و چه اصول فقهی وضع شده توسط پروردگار) می توانیم در پی استثنا برای رد یک نظریه باشیم.

به همین ترتیب در ریاضیات و هندسه و … . اما در علوم تجربی (نه به معنای فیزیک ، شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی بلکه به معنای تمام علومی که بر اثر مشاهدات و نتیجه گیری استقرایی، قواعدی وضع می شود) روش برخورد با استثناها فرق میکند.

در اینجا ما پدید آورنده ی یک پدیده نیستیم . بلکه به عنوان یک مشاهده گر در پی توجیه منطقی آن پدیده و یافتن یک قاعده کلی برای موارد مشابه آن پدیده هستیم. درواقع ما در علوم تجربی همواره در حال تحلیل پدیده ها هستیم. و تحلیل ها یا درست یا غلط نیستند، بلکه به میزان پاسخگویی و کامل و شامل بودن ، از صحت و اعتبار بیشتری برخوردارند.

وما در دنیای پیرامون خود و بیرون از کلاس های هندسه، ریاضی، منطق، فقه، اصول و فلسفه ، با قواعد تئوریک سر و کار نداریم. بلکه زندگی در اطراف ما با علوم تجربی درحال تحلیل و توجیه شدن است. جامعه شناسی و روانشناسی تا طب و زلزله نگاری و هواشناسی و ..

بنابراین بدیهی است که یک مشاهده گر وقتی تحلیلی در توجیه یک پدیده ، ارایه می دهد از شما برای آوردن یک استثنا در میان مثلا هزار مورد صحیح ، ناراحت می شود.

با ارایه یک مثال بحث را تمام کنم :

فرض کنید یک کارخانه خودروساز می گوید تمام خودروهای تولید شده در بهمن ماه سال آینده آبی رنگ خواهند بود.

اینجا هر انسانی حق آوردن استثنا را دارد. چون اولا کسی کارخانه را مجبور به اعلام چنین قولی نکرده و ثانیا وی خود تولید کننده خودروها و رنگشان است.

اما من به عنوان یک کارشناس یا یک انسان عادی (وشاید عامی) اگر ادعا کنم ، همه سمندهای مدل ۹۲ روغن سوزی دارند. خب اینجا اگر از میان هزار خودروی سمند مدل ۹۲ ی مشاهده شده ده تا یا حتی پنجاه تا سالم پیدا بشود. باز هم تحلیل من غلط نیست. صرفا به میزان پیدا شدن استثنا (مثال نقض) درجه صحت و اعتبار تحلیل من کاهش پیدا می کند.