پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

برچسب: اصول

«رحیمی‌ها» از کجا می‌آیند؟

در روزهای اخیر شاهد پروپاگاندای وسیع جریان تندرو اصلاحات مبنی بر کشف فساد از اصولگرایان بودیم که مربوط به صدور حکم مجرمیت معاون اول دولت سابق توسط قوه محترم قضاییه بود.

در این باره چند نکته را لازم میدانم متذکر شوم:
۱: همانطور که برخی دوستان پیشتر گفته اند، جناب رحیمی قبل از آنی که معاون اول دولت احمدی نژاد باشد، استاندار دولت هاشمی و مجیزگوی دولت اصلاحات و حتی پیش از انقلاب دادستان قروه بوده ! و آنچنان که میدانید ارادت وی به جریانات مختلف او را آماده ی قربانی کردن انسان جلوی پای هاشمی یا دست بردن در انتخابات ۷۶ یا صدور حکم پیامبری برای احمدی نژاد، کرده است.

۲: اساسا به افرادی از قبیل رحیمی ها و جزایری ها نمی‌توان برچسب حزب یا جریان خاصی زد. این افراد سودجویان فرصت طلبی هستند که به مناسبت و منافع ، زیر پرچم های مختلف می روند و در این میان واهمه ای از تغییر رنگ ندارند. لذا به جای اصولگرا، فصولگرا نامیدن آنها بهترین توجیه جریانی برای آنان است. و عبور وی از احمدی نژاد پس از صدور حکمش ، موید این کلام نگارنده است. لذا ما از جریان اصلاح طلبان که داعیه‌ی علم و اخلاق دارند ، انتظار چنان خطای اولا ناشیانه و ثانیا به دور از اخلاقی را نداشتیم.

۳: بر کسی پوشیده نیست که محکومیت رحیمی حاصل زحمات و پافشاری های جریان اصولگراست.
آنچنان که اولین مخالفت ها با ورود وی به دولت سابق از سوی اصولگرایان مطرح شد و سیل انتقادات منجر به موضع گیری و اختلاف آقای احمدی نژاد با بدنه جریان اصولگرا گشت. فراموشی تعمدی این نکته جز بی اخلاقی ریشه دیگری میتواند داشته باشد؟

۴: قوه محترم قضاییه به دلیل پاسداری راسخ از مصالح نظام و اجرای احکام شارع مقدس مستحق تقدیر است. لکن توقع جریان انقلابی و امت حزب الله از این قوه مطابق کلام رهبری یعنی برخورد قاطع با فساد در هر سطحی و بدون هیچ ملاحظه ای است، از این حیث تاخیر در صدور حکم آقای رحیمی مورد انتقاد دلسوزان آن قوه محترم است. دستگیری رحیمی در حالی که معاون اول رییس جمهور بود، هم برای اعتماد مردم به دستگاه قضا و البته نظام اسلامی بهتر بود ، هم در ریشه کن شدن فساد از مناصب دولتی موثر تر!

۵: سخنی دلسوزانه با دولت محترم: از زمان روی کار آمدن دولت تدبیر و امید شاهد اظهارنظرهایی در سطوح مختلف دولت مبنی بر وجود فساد و وعده مبارزه با فساد، هستیم . آیا به واقع مبارزه با فساد نیازمند اقدامات تبلیغاتی این چنینی است؟ جناب آقایان دولت بدانند، در این مسیری که آنها بیل میزنند. احمدی نژاد زمانی بولدوزر میراند! لذا من جرب المجرب حلت به الندامه. جریان انقلابی همواره طرفدار و پشتیبان مبارزه با فساد بوده و هست. اما آیا اظهار نظرهای غیر مستند و سیاه نمایی های بی تدبیرانه و ناامید کننده از سوی دولت تدبیر و امید حاصلی جز بهره برداری دشمن دارد؟ با جستجویی ساده و سطحی در رسانه های بی گانه پس از هر وعده ی مبارزه با فساد میتوانید به این سوال پاسخ دهید. ایراد اتهام از هرگوشه‌ای از نظام به گوشه دیگر، جز دلسرد کردن مردم از این نهضت و انقلاب، دستاورد دیگری ندارد. خواهشا بیشتر به فکر میراث روح الله باشید.

۶: حتما طی دوسال اخیر و در هر مناسبت و بهانه ای، با موج عظیم قرارگاه رسانه ای و سایبری دشمن مبنی بر دستور رهبر انقلاب به عدم پیگیری و کش دادن پرونده ی فساد سه هزار میلیاردی ، برخورد داشته اید.

مرور سخنان رهبر فرزانه انقلاب در این رابطه خالی از لطف نیست:
جنجال و هیاهو تا یک مقدارى براى آگاهى‌ها لازم است؛ دیگر همین طور هى ادامه دادن – بخصوص که اگر بعضى‌ها هم بخواهند در این بین استفاده‌هاى دیگرى از این مسائل بکنند _ هیچ مصلحت نیست. باید مراقبت بشود. البته مسئولین دنبال کنند. مردم هم بدانند که این چیزها دنبال میشود و متوقف نمیشود و ان‌شاءالله به توفیق الهى دست هاى خائن قطع خواهد شد.

مسئولین قضائى هم که بحمدالله حالا دنبال این مسئله را با جدیت گرفته‌اند، اطلاع‌رسانى کنند و در موارد خود به مردم اطلاع بدهند؛ مردم هم بدانند که دارد کار پیش میرود. و به بدکاره و خرابکار و مفسد هم نباید ترحم کنند.

…………….

این مطلب در فارس   جهان   افکار      

ما همیشه از کودکی بر سر کلاس های هندسه و منطق و ریاضیات و مباحث و جلسات اندیشه ای و ایدئولوژیک ، یاد گرفته ایم با آوردن یک استثنا (که مثال نقض نامیده می شود) قاعده از صحت ساقط می شود. یا به عبارتی با یافتن یک استثنا یک قاعده نقض می شود.

منتها بعدتر ها که وارد جامعه می شویم و میخواهیم همین اصل را پیاده کنیم ، به محض وارد کردن استثنا به تئوری های مطرح شده با این جمله (که بعضا با عصبانیت همراه است) مواجه می شویم : دنبال استثنا نگرد!

ولی هیچوقت کسی توضیحمان نمی دهد که پس چرا در مکتب و مدرسه و حوزه و جلسه می شود و اینجا که محل کارکرد آن علوم و بروز آن در زندگی است ، نمی شود؟

و خب نگارنده برای هر مخاطبی که ممکن است چنین سوالی داشته باشد پی پاسخ رفته.. ویافته!

قواعد یا آسمانی اند و وضع شده از طرف پروردگار عالم ، یا ساخته های ذهن بشر و حاصل نظم و نظام ذهنی وی هستند. منطق نظم مشترک اذهان تمام اقسام بشر است. البته به شرط منظم بودن ذهن چیزی به نام منطق قابل فهم است.

قواعدی که انسان برای مسایل تئوریک کشف (اختراع) کرده ، بنیانگذارش انسان (فرد یا مجموعه افراد) است ، بنابراین باید بنیانگذار آن قاعده آن را تمام و کمال و بی نقص تعریف کند.

بدیهی است قواعد و اصولی که بنیانگذار آنها خالق هستی است به طریق اولی باید کامل باشد. هم به دلیل آنکه آن را از ابتدا ساخته و هم به تبعیت از کمال خالق باید کامل باشد.

به بیان ساده وقتی ما از یک انسان انتظارداریم قاعده ای کامل ارایه دهد. بدیهی است از خالق انسان انتظار قواعد بی نقص داشته باشیم. همانگونه که خود ما را به آوردن یک ایراد و اشکال در نظام هستی فراخوانده.

پس در مباحث ایدئولوژیک (چه اصول نظری ارایه شده توسط انسان و چه اصول فقهی وضع شده توسط پروردگار) می توانیم در پی استثنا برای رد یک نظریه باشیم.

به همین ترتیب در ریاضیات و هندسه و … . اما در علوم تجربی (نه به معنای فیزیک ، شیمی، زیست شناسی، زمین شناسی بلکه به معنای تمام علومی که بر اثر مشاهدات و نتیجه گیری استقرایی، قواعدی وضع می شود) روش برخورد با استثناها فرق میکند.

در اینجا ما پدید آورنده ی یک پدیده نیستیم . بلکه به عنوان یک مشاهده گر در پی توجیه منطقی آن پدیده و یافتن یک قاعده کلی برای موارد مشابه آن پدیده هستیم. درواقع ما در علوم تجربی همواره در حال تحلیل پدیده ها هستیم. و تحلیل ها یا درست یا غلط نیستند، بلکه به میزان پاسخگویی و کامل و شامل بودن ، از صحت و اعتبار بیشتری برخوردارند.

وما در دنیای پیرامون خود و بیرون از کلاس های هندسه، ریاضی، منطق، فقه، اصول و فلسفه ، با قواعد تئوریک سر و کار نداریم. بلکه زندگی در اطراف ما با علوم تجربی درحال تحلیل و توجیه شدن است. جامعه شناسی و روانشناسی تا طب و زلزله نگاری و هواشناسی و ..

بنابراین بدیهی است که یک مشاهده گر وقتی تحلیلی در توجیه یک پدیده ، ارایه می دهد از شما برای آوردن یک استثنا در میان مثلا هزار مورد صحیح ، ناراحت می شود.

با ارایه یک مثال بحث را تمام کنم :

فرض کنید یک کارخانه خودروساز می گوید تمام خودروهای تولید شده در بهمن ماه سال آینده آبی رنگ خواهند بود.

اینجا هر انسانی حق آوردن استثنا را دارد. چون اولا کسی کارخانه را مجبور به اعلام چنین قولی نکرده و ثانیا وی خود تولید کننده خودروها و رنگشان است.

اما من به عنوان یک کارشناس یا یک انسان عادی (وشاید عامی) اگر ادعا کنم ، همه سمندهای مدل ۹۲ روغن سوزی دارند. خب اینجا اگر از میان هزار خودروی سمند مدل ۹۲ ی مشاهده شده ده تا یا حتی پنجاه تا سالم پیدا بشود. باز هم تحلیل من غلط نیست. صرفا به میزان پیدا شدن استثنا (مثال نقض) درجه صحت و اعتبار تحلیل من کاهش پیدا می کند.