ایستگاه شهید حقانی مترو

پیرمردی با کلاه فلت (flat) صورت شش تیغ و چشم های روشن ازم پرسید:

آخرین ایستگاه کجاس؟

گفتم: ایستگاه حرم امام

گفت (با لبخند) کدوم امام؟

من ، ساکن کوچه علی چپ! گفتم : امام رضا! از اینجا ۹۵۰ کیلومتر مترو کشیدن زیر زمین

گفت: آخه تهران که امام نداره

اول فکر کردم شاید واژه های مسجد ، امام جماعت یا انقلاب برایش مفهومی نداشته باشد اما بی اعتنا به این افکار، گفتم: امام یعنی جلو! به امام جماعت مسجد چرا میگی امام؟ چون جلو وایساده! آقای خمینی هم برای انقلاب جلو حرکت کرد ، مردم هم پشت سرش رفتن . چون جلوشون بود بهش گفتن امام

– آخه به ما از بچگی یاد دادن امام باید مظلوم باشه. (با گرفتن دست به سمت من و تکان دادنش، اشاره به مزخرفات  من میکند) حالا اینکه جلو باید باشه و.. اینا رو الان دارم میشنوم

– (گویی لامپی بالای سرم روشن شده) اتفاقا من از شما ممنونم که با نشانه ای که گفتید منو مطمئن تر کردید.
(با خودم تکرار میکنم) : امام باید مظلوم باشه

– به چی مطمئن تر شدی؟

– امام خمینی!

– من اینو گفتم؟ گفتم باید مظلوم باشه! این.. (حرفش را قطع کردم)

– همین که شما میخوای بگی. همین.. یعنی : آقای.. امام! خمینی. مظلومه.

پیرمرد سکوت تلخی کرد.. شاید تاسف برای جوانی با کله باد دار

دو ایستگاه ، معادل شش هفت دقیقه بعد

پرسید: اگر بخوام برم سمت نارمک ..

– باید چهار پنج ایستگاه دیگه پیاده بشی خطت رو عوظ کنی.

– کدوم ایستگاه؟

– (لبخندی که دیگر نمیشد جمع و جورش کرد) امام خمینی

پیرمرد برای جوابم به “هعی” ای اکتفا کرد  و سرش را در حال پایین بردن تکان می داد

………………………

میلاد حضرت زهرا و فرزند صالحش امامان روح الله و روز مادر گرامی باد

پ.ن: برای عاقبت بخیری پیرمرد، (بخیل نباشید) دعا کنید.