پرش به محتوا

آب

محلل (تحلیلگر) بهتر از آب؟ زلال تر از آب؟ نافذتر از آب؟

بایگانی

دسته بندی: نفسانیات

صاد

فروردین ۱۳

اصولا انسان انرژی بَر و توانگیری هستم.
دست خودم هم نیست.. یعنی خیلی نیست!
هرچقدر که مراجعه به خود میکنم.. هرچقدر کند و کاو می کنم به خاطر میاورم که حتی در دورترین خاطرات و ذهنیاتم از کودکی.. همین بوده..
گویا کلا فیلسوف گونه و گیر بوده ام.. از اول دید بسته و امنیتی داشته ام..

لذا معمولا مشکوک و حساب کش برخورد میکنم..

این در برابر انسان هایی با روحیات باز و اهل تعامل مانند خبرنگارها معمولا بیشترین مشکل را ایجاد میکند! ناگفته نماند که بیشترین تعداد سهم را در دوستانم خبرنگاران دارند!!!

اما تجربه ثابت کرده روش برخورد با این اخلاق نه پرخاش است نه فرافکنی و نه فرار و قهر و ..
چون اولا شک حقیر چند برابر شده
وثانیا نه ! بگذارید اینطور بگویم:

بزرگوارانی که وقت و انرژی کافی برای پاسخگویی میگذارند ۲ دستاورد حاصل میکنند.

اول اینکه با توضیح و حل نکته به نکته موضوع اطمینان حقیر حاصل میشود.

و ثانیا از این رفتار و برخورد ، بنده به اهمیت خویش برای آن بزرگوار پی می برم.

البته این قصه به اینجا ختم نمیشود و آثار ما تاخر دارد. این نگاه و حساس بودن هربار برای فرد کاسته میشود تا جاییکه اعتماد بنده به دوستان نزدیکم به جایی میرسد که.. چشمانم میدانند خلاف حرف ایشان نباید گواهی بدهند..

البته این نوشته برای کسی که از بیرون نگاه میکند سرشار از تبختر و تکبر است یحتمل.. ولی خب شماهایی که مخاطبید باید گواه باشید..

خب همینجا میخواهم تشکر و معذرتی نثار کنم خدمت همه دوستان و آشنایان و بستگانم.. که بنده را تحمل کرده و انشاالله کما فی السابق تحمل میکنند. از اینکه انرژی و اعصابتان را خرج بنده میکنید سپاسگذارم.

پ.ن: بهانه این وجیزه دوست بزرگوار و ندیده و نشناخته ام صاد است.

زلف پریشان تو مر عمر مرا کاست        شیرین بود و مختصر این عیش چه زیباست

از محنت و اندوه نبردم چو نصیبی              چون سرو خرامان تو این بزم بیاراست

باکم نبود همهمه و ظلمت محشر            گر بشنوم از یار: بیا! راه از این جاست

یارب برسان مرغ سعادت به من این دم                یارب مددی مادر من حضرت زهراست

راکد تو پسندی بود این آب خروشان؟        باشد! بستان جان من این عبد محیاست!

سردار حسن شاطری.. مهندس حسام خوشنویس
همسایه ی تهران و بیروت ما
آآآی پای ثابت دعای ندبه منزل دیپلمات ها و دعای کمیل های شب جمعه سفارت.
آی هیاتی!
یادت هست..
یادمه از مکه که برگشتی بهت گفتم مهندس عینکت کوش؟
گفتی نمیزنم دیگه!
گفتم لیزیک کردی؟
گفتی نه بابا..
گفتم خب لازک؟
گفتی : سرمو گرفتم زیر آب زمزم.. چشامو شستم.. عینکم توی سطلای حرم موند.. دیگه نمیزنم!
گفتم: اگه…؟
گفتی: اگه نداره!
گفتم: بیخیال عمووو
گفتی: به جون رضا شوخی نمیکنم..
کارت مهندسی بود و خب دقت میخواست..
چه دور رو میخواستی ببینی.. چه نقشه رو..
به ج و ن رضا شوخی نکردی…

 

مهندس
شنیدم بدنت رو درب و داغون آوردن..
لابد این بار غسل کرده بودی که بندازیش دور..
آی مشدی! دارم اینجا میگم که خلق الله شاهد باشن..
ما نون و نمک خوردیم باهم..
والله نامردی اگه یادم نکنی…
اگه فرداروزی داد زدم گفتم: مـهـنـــدس!
اگه نشنیدی یا خدایی نکرده خودتو زدی به نشنیدن..
این جماعت شهادت میدن به بی معرفـتـیـت!..
خوشا به حال و روزت..
خوشا به سعادتت..
خوشا به پایان کارت..

یاعلی مددی..
……………..

پ.ن: همین مطلب در تعامل   شفاف ..

البته نمیدانم این سایت ها همرزم بودن من و مهندس را از کجا میگویند! سن و سال من گواه بر چگومگی ماجراست!  لکن چه افتخاری بزرگتر از این که حتی به سهو انسان را همرزم شهید بخوانند!

 

سیاستم نمی آید..

اصــــــــــلا هر کاری میکنم.. هیچ.. گویا سیاست هم مثل شعر است.. آمدنی است! خب وقتی نمی آید..

نمی آید دیگر..

دوستان اگر به روز نمی شود ببخشند

 

۱-تقوا یعنی دوری از گناه.

 

۲-اصولا تقوا زمانی ارزش دارد که گناه در دسترس باشد و از آن دوری جویم. و الا چشم پاکی انسان کور یا پاکدامنی انسان عقیم که ارزشی  ندارد!

 

۳- اصولا نداشتن هیچ موهبتی افتخار ندارد.

 

۴- حافظه      هوش (یا زکاوت)      عقل (یا کیاست)

هرسه موهبت های الهی هستند (که البته سومی تاحدی اکتسابی است).

 

۵- علم همانند تیغ است. میتواند در دست پزشک حیات ببخشد یا در دست شرور حیات بستاند.

علم کاملا اکتسابی است.

 اگر علم را داشتم و استفاده درست کردم و استفاده نادرست نکردم هنر است!

اگر عقل را ….

اگر هوش را ….

 

۶- سادگی یعنی کمبود کیاست

جهل (با یک تعریف) یعنی کمبود علم

سفاهت (خرفتی) یعنی کمبود هوش

کدام اینها افتخار دارد؟! یا کجای دین ما از یکی از اینها تمجید شده؟؟!

 

چرا بعضی ها برای سادگی ارزش قائلند؟

چرا بین سادگی و جهل و خرفتی فرق میگذارند؟

 

مدتی می شه که به بهشت منتقل شده ام ..

چون اینجا زمان نداریم ، نمی تونم بگم چقدر!

نبودِ زمان، بی خودترین چیزیه که کمبودش احساس میشه.. ، چند باری هم جمع شدیم رفتیم اعتراض کردیم ولی میگن زمان اصلا چیه؟ یعنی نادان تر از این خدمه بهشت پیدا نمی شه..

برعکسِ جهنم ، که بخاطر گشتن با این جماعتِ دزد و کلاش و پدرسوخته ، جونورهایی شدن که بیا و ببین!

 از حق نگذریم.. جهنم بیشتر حال می داد.. درسته دهنمون سرویس بود.. همش آتیش بود و گرما و زهرمار ..اما همون فحش خوار مادری که به عوامل جهنمی می دادیم.. همون … و آرقی که بعد هر باری که – زقوم – به خوردمون میدادن  ، ول میکردیم  ، خیلی ارزش داشت..

بعد اتمام دوره جهنمون ما رو آوردن بهشت.. اوایل خیلی حال می داد همه چی سر جاش بود و به موقع همونطور که وعده داده بودن :

 حوریای ردیف..

خوراکی های لذیذ..

سلامتی..

چشم اندازای فوق العاده..

 سیستم AG*

سرعت دیوانه کننده..

همه چی در حد اعلای خودش بود ، بدون هیچ کم و کاستی..

حوریا وقتی متوجه می شدن ما ایرانی هستیم ، گریه شون در می اومد ، خیلی طول کشید تا به ما بقبولونن که هیچ جا نمیرن!  همیشه هستن و حوریای دیگه هم هستن که می تونن همون خدمات بلکم بهترشو ارائه بدن!..

بگذریم.. حوریا هم بعد یه مدت عادی شدن..

تو سورس (source) بهشت اصلا بدی تعریف نشده.. یعنی امکان نداره اینجا فعل بد ، زشت یا عبس  رخ بده.. بنابراین ، بعد یه مدت همه چی تکراری ، بی هیجان و بی رمق میشه.. چون میدونی که اتفاق بد محاله که بیافته.. و بدتر از اون اینکه نمیشه به این بهشتیا یه کرمی بریزیم حالمون جا بیاد.. از بس که اینا مثبت و مسخره اند..

چه روزای خوبی داشتیم رو زمین .. یاد دنیا بخیر…

…………………………………………………….

پ.ن:  ( Alternative Gravity جاذبه گرانش متغیر)

یا علی مددی!

 

حضرت آیت الله مجتهدی :

 


در کربلا داش مشتی ها رفتن به یاری امام حسین(ع) و شهید شدند، مقدس ها استخاره کردند، استخاره شان بد آمد!

 

 سلام!

خائنی اگر دانسته داری دایره ادب رو محدود میکنی.

 ادب همه اش درست صحبت کردن ، درست قاشق چنگال دست گرفتن ، درست نشستن و برخواستن ،  گوشه دهان رو با دستمالِ تا کرده پاک کردن نیست. اینا هم خوبه. اصلا خیلی هاشون واجبه. خیلی جاها باید باشه. اما کل ادب اینا نیست!

ادب یعنی شعور . یعنی معرفت! یعنی انصاف! یعنی اگر یه بزرگی یه خطایی کرد
شما اولا در حد خطاش نقدش کن ثانیا در حد قد و قواره خودت نقدش کن.

ادب یعنی توی بچه بسیجی بیجا میکنی به آقای وحید یا آقای صافی که اندازه سن پدرت درس خوندن و درس دادن بد و بیراه بگی.

صرف دو آتیشه نبودن آقای مکارم دلیل نمیشه یه جوجه ای مثل تو  جرات جسارت کنه.

آقای امجد به لحاظ عملکرد سیاسی اصلا افتضاح! به تعداد موهای تو فقط مجتهد تربیت کرده! میفهمی؟

منصور ارضی سالانه دل  هزاران نفر رو با خدا داره پیوند میده! اگر میگی “میخوام صد سال پیوند نده” اصلا در اون جایگاه نیستی! نه خودت! نه پدرت ! نه پدر بزرگت!

توی رابطه خدا با بنده هاش اونم بخش راز و نیاز و حرف های درگوشیشون باهم هیچ احدی روی زمین حق نظر دادن نداره.  هیاتی که مداحش منصوره نه شام میده نه ساندیس!  اونایی که پای منبرش میشینن نه الافن نه کم شعور! برو باهاشون صحبت کن! تاحالا جمعیتش رو دیدی؟!

یه چیزی دیدن که با وجود انتقاداتی که دارن باز هم میرن پای منبرش.

تو ضررش رو بیش از سودش میبینی؟ باشه! نرو! حق زبون درازی نداری!

 

آدم باید تا جوونه خودشو رنگ کنه!

 

تا جوونی خودتو رنگ کن!

یه رنگ خوب! یه رنگ موندگار..

اگه خودتو رنگ نکنی.. رنگت میکنن..

رنگی که خودشون می پسندن..

یه رنگی بزن که به این سادگی ها پاک نشه..

یه رنگ خدایی…

خب آدم بخواد یه رنگی بزنه که هم موندگار باشه.. هم خدایی..

چه رنگی بهتر از قرمز خون شهید؟..

………………

پ.ن: از فرمایشات مولانا مجید

 

ما مسلمون نیستیم که به جای کنیسه و کلیسا ، مسجد بسازیم و

به جای تورات و انجیل ، قرآن بچینیم داخلش و به جای نیمکت ، فرش پهن کنیم توش و

به جای ناقوس ، موذن صدا کنه!

حتی مسلمون نیستیم که به جای خاخام و پدر! پشت آخوند نماز بخونیم!

مسلمونیم که مدل فکرمون و رفتار و گفتارمون فرق داشته باشه.

گاهی یادمون میره اینارو..                

اخلاق میگه ناراحتی از هرچیزی و هرکسی رو واس خودش نگه داریم و

خوشی از هرچیزی و هرکسی رو واس خودش!

اما اسلام به ما میگه ناراحتی از هرچیزی و هرکسی رو واس خودش نگه داریم و

خوشی از هرچیزی و هرکسی رو واس همه!

واس همین امام حسین گفت

ان لم یکن لکم دین فکونوا احرارا فی دنیاکم”   اگر دین ندارید ، آزاده باشید!

……………………..

اسلام نداری لااقل اخلاق داشته باش!

دلخوریت از جمشید را سر ناصر خالی نکن!

…………………………

پ.ن: مخاطب خاص نداره! منبره! هرکی گرفت برد کرده.. خودم اول!

پ.ن۲: عکس مرتبط با تیتر